سرویس بین الملل جوان آنلاین: آن ایدالگو شهردار پاریس دقایقی بعد از اعلام پیروزی بایدن در صفحه توئیتر خود نوشت: «امریکا خوش برگشتی!» این عبارت نماد استقبال گرم مقامهای اروپایی از پیروزی بایدن بود تا بعد یک دوره رکود در روابط بین دو سوی آتلانتیک، امیدواری خود به دورهای جدید از همکاری دوجانبه را بیان کرده باشند. سکوت طولانیمدت چین و روسیه نقطه مقابل استقبال گرم اروپاییها بود و هر چند پکن در نهایت و دیرهنگام پیروزی بایدن را تبریک گفت، اما رئیسجمهور روسیه ولادیمیر پوتین همچنان به دنبال بهانههای دیپلماتیک بود تا از تبریک گفتن به بایدن طفره رود. با این حال، نه میتوان استقبال گرم اروپاییها را به معنای دوران شکوفایی روابط آنها با امریکا تلقی کرد و نه تعلل و تأخیر چین و روسیه به معنای شروع دورهای پرتنشتر از این چهار سال با امریکاست. در واقع، دونالد ترامپ در طول چهار سال ریاست جمهوری خود چنان وضعیت امریکا را در صحنه بینالملل تغییر داده که بایدن به سختی میتواند شرایط را به چهار سال قبل از این بازگرداند و واقعیتهای جدید او را مجبور به رعایت ملاحظاتی بکند هر چند که منطبق بر سیاستهای همیشگی امریکا نباشد.
مانورهای کوتاهمدت
شکی نیست بایدن سعی میکند در ۱۰۰ روز نخست از ریاست جمهوریاش دست به سلسله مانورهایی بزند تا نشان دهد که امریکا به جامعه جهانی بازگشته و دوباره میخواهد نقش رهبری خود را در این عرصه به عهده بگیرد. فهرستی از اقدامات نظیر بازگشت به معاهده آب و هوایی پاریس، لغو محدودیتهای مسافرتی، بازگرداندن امریکا به سازمان بهداشت جهانی و همکاری جدیتر با این سازمان برای مقابله با همهگیری ویروس کرونا، لغو ممنوعیت ویزا و لغو تحریمها علیه فاتو بنسودا دادستان عالی دادگاه بینالمللی لاهه و کارکنانش، بازگرداندن امریکا به شورای حقوق بشر و همچنین بازگرداندن امریکا به یونسکو، از جمله اقداماتی است که بایدن میتواند با انجام دادن آنها طی سه ماه نشان دهد که او سیاستی به طور کامل مخالف ترامپ را در پیش خواهد گرفت و سعی خواهد کرد اقدامات مخرب او را در عرصه بینالملل به نحوی جبران کند. خبر خوب برای بایدن این است که بیشتر این اقدامات با صدور فرمانهای اجرایی ممکن هستند و نیازی ندارد برای اجرای آنها منتظر تأیید سناتورهای مجلس سنا بماند. خبر بد برای او این است که این اقدامات بیشتر نمادین هستند و تأثیر قابل توجهی در وضعیت امریکا در جامعه بینالمللی ندارند و او برای تغییر این وضعیت اقداماتی را در پیش بگیرد که یا نیاز به مجوز سناتورها دارد یا اینکه مشاجرات سیاسی بر سر آنها در واشنگتن کم نیست و حتی در میان همحزبیهای او در حزب دموکرات نیز هستند کسانی که چندان موافق سیاست او نیستند.
اقدامات سخت
یکی از اقدامات سخت بازگرداندن امریکا به پیمان آسمانهای باز (Treaty on Open Skies) است. این پیمان نتیجه پایان یافتن جنگ سرد بود که در مارس ۱۹۹۲ و بین ۳۴ کشور در نیمکره شمالی امضا شد. اعضای پیمان میتوانند هواپیماهای شناسایی خود را با اطلاع قبلی بر فراز خاک یکدیگر به پرواز درآورند تا نحوه تحرکات نظامی را رصد کنند و به این ترتیب، اعتمادسازی بین کشورهای عضو ایجاد شود. این پیمان برای اطمینان از عدم قصد و نیت تهاجمی دیگر کشورها اهمیت دارد به خصوص اینکه اکثر آنها امکان ماهوارهای برای رصد تواناییهای نظامی دیگر کشورها را ندارند. با این حال، خروج امریکا از این پیمان در ۲۱ می ۲۰۲۰ وضعیت را به طور کلی تغییر داد و حالا بعد از شش ماه خروج آن رسمیت یافته است. روشن است که غیبت امریکا در این پیمان برای نقشآفرینی در میان کشورهای اروپایی اهمیت دارد چنان که روسیه از این غیبت بهرهبرداری میکند و به دنبال گرفتن امتیازاتی از کشورهای عضو پیمان است. پیمان منع موشکهای هستهای میانبرد (INF Treaty) پیمان دیگری است که برای مهار موشکهای هستهای و به خصوص برای حفظ امنیت اروپا در برابر این موشکها اهمیت ویژهای داشت، اما دولت ترامپ در ۲۰ اکتبر ۲۰۱۸ از آن خارج شد و خروجش در اول فوریه ۲۰۱۹ رسمیت یافت و روسیه نیز به نوبه خود در دوم آگوست همان سال اعلام پایان یافتن این پیمان را اعلام کرد. آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد در مورد پایان یافتن این پیمان گفته بود: «با انقضای تاریخ این پیمان، جهان یک مکانیسم ارزشمند برای جلوگیری از جنگ هستهای را از دست میدهد.» لغو این پیمان نگرانیهای جدی از دور جدید رقابتهای هستهای ایجاد کرده که بیش از همه رهبران اروپایی را تحت تأثیر قرار میدهد و بایدن ابزاری در دست ندارد تا نگرانیهای آنها را برطرف کند. نگرانی مهم دیگر مربوط میشود به آخرین و تنها پیمان بینالمللی برای کنترل تسلیحات هستهای به نام پیمان استارتنو که ۱۰ سال قبل به امضای رؤسای جمهور امریکا و روسیه رسید. مدت زمان این پیمان در ۵ فوریه ۲۰۲۱ یا کمی بعد از ورود بایدن به کاخ سفید منقضی میشود و با توجه به اینکه دولت ترامپ در این روزهای پایانی برنامهای برای تمدید آن ندارد، بعید است بایدن بتواند طی چند روز کاری در این زمینه انجام دهد.
دوستان و رقبای قدیمی
خروج امریکا از پیمانهای حساس اطلاعاتی و امنیتی باعث شده اروپا دیگر اعتماد و تکیه سابق خود را به امریکا نداشته باشد. رونمایی از سند استراتژیک نظامی اتحادیه اروپا که جوزف بورل مسئول سیاست خارجی این اتحادیه انجام داد دلیل محکمی از این بیاعتمادی است و گفته میشود اتحادیه اروپا با این سند نخستین گام را برای ایجاد سازمانی مشابه ناتو برای دفاع مشترک از خود برداشته است در حالی که امریکا هیچ نقشی در آن ندارد. به این ترتیب، دوستان قدیمی امریکا از تجربه دوران ترامپ این درس را آموختند که دیگر نمیتوانند امنیت خود را مثل گذشته به امریکا بسپارند و باید خودشان به فکر تأمین امنیتشان باشند. این واقعیتی است که با یکجانبهگرایی دولت ترامپ به وجود آمده و به نظر نمیرسد استقبال گرم رهبران اروپایی از دولت بایدن تغییری در این وضعیت ایجاد کند. در مقابل، چین از یکجانبهگرایی دولت ترامپ برای گسترش نفوذ خود در شرق آسیا استفاده کرد. پیمان تجاری جهان به نام مشارکت اقتصادی جامع منطقهای (RCEP) روز یکشنبه ۱۵ نوامبر به امضای ۱۵ کشور از اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا، آسه آن، و پنج کشور چین، استرالیا، ژاپن نیوزلند و کرهجنوبی رسید. این پیمان تجاری ۳۰ درصد از اقتصاد و ۳۰ درصد از جمعیت جهان را پوشش میدهد و به همین علت، بزرگترین پیمان جهانی حتی بزرگتر از اتحادیه اروپاست. غایب بزرگ در این پیمان امریکاست در حالی که چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ دنیا پرنقشترین بازیگر در این پیمان است و خبر بدتر برای بایدن و دولت آینده او این است که ژاپن و کره جنوبی به عنوان دو متحد سنتی و کلیدی امریکا در اقیانوس آرام نیز در این پیمان حضور دارند و انتظار میرود تعامل اقتصادی- تجاری آنها با چین در آینده و به واسطه این پیمان بیشتر از امریکا شود. این نیز از جمله دیگر واقعیتهایی است که با یکجانبهگرایی دولت ترامپ به وجود آمده و دولت بایدن نمیتواند تغییری در آن ایجاد کند؛ گذشته از اینکه غیبت امریکا در پیمان دیگری به نام شراکت ترنس-پاسیفیک (TPP) باعث دورتر شدن این متحدان سنتی از امریکا میشود.
موانع داخلی
روشن است که تجربه دولت ترامپ باعث شده دوستان قدیمی فاصله معناداری با امریکا بگیرند و رقبای قدیمی هم وضعیت بهتری برای رقابت با امریکا پیدا کنند. هر چند تغییر فوری این وضعیت برای امریکا حیاتی است و بایدن و مشاورانش نیز متوجه این نکته هستند، اما انجام هر گونه تغییری برای آنان چندان ممکن نیست. قبل از هر چیز، ترکیب مجلس سنا اهمیت ویژهای برای دولت بایدن دارد. جمهوریخواهان در انتخابات سوم نوامبر توانستند برخلاف پیشبینیها ۵۰ کرسی از ۱۰۰ کرسی را حفظ کنند و باید دید کدام حزب دو کرسی باقیمانده از ایالت جورجیا را در ۵ ژانویه خواهد برد. اگر جمهوریخواهان دستکم یک کرسی از این دو کرسی را فتح کنند، اکثریت مجلس سنا را خواهند داشت. در این صورت، دولت بایدن برای تغییر وضعیت امریکا در عرصه بین الملل کاری سخت خواهد داشت زیرا مجلس سنا با اکثریت جمهوریخواه مانع بزرگی در پیش روی او خواهد بود. علاوه بر این، گرایش ضد چین در افکار عمومی امریکا به حدی است که هر گونه تعامل با این کشور را برای دولت بایدن مشکل میکند. بررسیهای مؤسسه معتبر پیو در ۶ اکتبر نشان میدهد نگرش منفی در افکار عمومی امریکا طی ریاست جمهوری ترامپ ۲۰ درصد افزایش داشته و در یک سال گذشته رشد این بدبینی شدت گرفته است. به این ترتیب، بایدن دستکم در کوتاهمدت به سختی میتواند تعامل سازندهای با چین داشته باشد چراکه علاوه بر جبههگیریهای سیاسی متداول، افکار عمومی نیز چندان با این کار همخوانی ندارد و گذشته از این فضای به شدت دو قطبی به این مخالفتها دامن خواهد زد. به این ترتیب، بایدن با وجود آنکه مناقشات سیاسی داخلی و افکار عمومی به شدت دو قطبی است نمیتواند تغییرات لازم را برای بازگرداندن امریکا به جایگاه پیشینش در عرصه بینالملل انجام دهد.