عبدالله حسین دوست هدف اصلی طراحان «مِهر داغ» - كه البته در سال تحصیلی گذشته سناریوی اسفند داغ ایشان با شكست مواجه شد- بهرهبرداری از جریان دانشجویی به منظور زنده نگه داشتن حوادث و رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری و فشار هرچه بیشتر به مردم و كشور بوده است. سناریوی «مِهر داغ» تلاش داشت تا جریان اغتشاشات اخیر تهران را با سوء استفاده از فضای دانشگاهها به سایر شهرهای كشور منتقل كرده و ضمن فراگیر كردن فضای التهابات در سراسر كشور، فاز جدیدی از كودتای مخملی را به اجرا گذارد. آنچه اما در دانشگاهها رخ داد به هیچ وجه مورد انتظار جریانات معارض نبود و دانشگاههای كشور در حالی سال تحصیلی جدید را آغاز كردند كه بیش از سه میلیون دانشجو در كلاسهای درس حاضر شده و با شور و اشتیاق به تحصیل و فراگیری درسهای ترم اول تحصیلی پرداختند. حاصل تمام تلاشها و برنامهریزیهای طراحان اغتشاش در دانشگاهها - كه چند ماه وقت و هزینههای قابل توجهی را صرف این كار كردند- تنها تجمع محدود عدهایاندك در هفته اول سال تحصیلی در دانشگاه تهران و شریف بود كه بخشی از آن عده نیز از خارج دانشگاههای مذكور به تجمع آورده شده بودند. بی رونقی تجمعات و كم توجهی دانشجویان به این اقدامات به حدی بود كه حتی برگزاركنندگان و سازماندهندگان این تجمعها نیز به این موضوع پی بردند، بهطوری كه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران پس از عدم موفقیت در به صحنه آوردن دانشجویان، با انتشار بیانیهای رسمی از تجمع مذكور اعلام برائت كرد و این در حالی بود كه اعضای فعال و شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشكدههای مختلف دانشگاه تهران در این تجمع نقش محوری داشتند. بیشك آنچه در آغازین روزهای سال تحصیلی جدید در دانشگاهها رخ داد، نقش بستن «مُهر سرد» بر سناریوی «مِهر داغ» توسط دانشجویان دانشگاههای مختلف كشور بود؛ اما چرایی و دلایل عدم اقبال دانشجویان به جریانات افراطی برای تحقق سناریوی «مِهر داغ» موضوع مهم و عبرت آموزی است كه میباید مورد بررسی و مداقه قرار گیرد؛ در زیر به برخی از این دلایل اشاره میشود: 1- تجربه نشان داده است كه جریان دانشجویی در كشور ما، همواره سعی كرده است استقلال رای و عمل خود را حفظ كند و اساساً نسبت به دخالتهای احزاب و جریانات سیاسی در دانشگاهها حساسیت داشته است. ورود و دخالت افراد و مجموعههای سیاسی خارج دانشگاه همیشه مورد مخالفت و ممانعت دانشجویان قرار گرفته و از این رو جریان دانشجویی تلاش كرده است تا سرنوشت و مناسبات دانشگاهها توسط خود دانشجویان رقم بخورد و نه احزاب و گروههای سیاسی خارج از دانشگاه. تحركات و فضاسازی رسانهای احزاب و جریانات سیاسی به وضوح از برنامهریزی و سازماندهی برخی گروهها و مجامع سیاسی خارج دانشگاه برای بهرهبرداری از فضای دانشگاه و عناصر جوان و آرمان خواه دانشجویی حكایت دارد. این امر موجب شد تا دانشجویان و دانشگاهیان تلقی و نگاه مثبتی به این تحركات نداشته باشند و نگذارند هزینههای درگیری سیاسی احزاب - كه عموماً بر سر قدرت انجام میگیرد- از جیب دانشجو و دانشگاه پرداخت شود. 2- جریانات افراطی داخل دانشگاه كه در روزهای ابتدایی سال تحصیلی جدید دانشجویان را به برپایی تجمع در دانشگاهها تشویق و ترغیب میكردند عموماً سابقه خوبی در فعالیتهای فرهنگی و سیاسی نداشته و تصویر مطلوبی در ذهن تاریخی دانشگاهیان از خود به جا نگذاشتهاند. وابستگی و اتصال این جریانات به كانونهای قدرت و ثروت، در گذشته و حال به حدی آشكار است كه سایه سنگین آن بر رفتارها و مواضع طیف مذكور همواره سنگینی میكند، بنابراین این امر وجود صداقت و درستی و داشتن اهداف و روحیه دانشجویی را در این گروهها، در افكار عمومی دانشجویان زیر سؤال برده است. كافی است نگاهی اجمالی به گذشته و سابقه جریان معارض در دانشگاهها – به خصوص بین سالهای 76 تا 84- بیندازیم تا ببینیم این جریانات تا چه حد از رانتهای دولتی - از بورسهای تحصیلی در خارج و داخل كشور گرفته تا رسیدن به مناصب و پستهای مهم و... – استفاده كردهاند. اینگونه رفتارها و سكوی پرش قرار دادن دانشگاه و دانشجویان برای رسیدن به اهداف اقتصادی و سیاسی، امری نیست كه از چشم دانشجویان و دانشگاهیان تیزبین دور بماند. 3- یكی از دلایل مهم عدم اقبال دانشجویان به فراخوان جریان فتنه در دانشگاهها، تبلیغات و حمایت گسترده بیگانگان و رسانههای كشورهای استعمارگر است. مردم و دانشجویان ایرانی همواره در مقابل دخالت بیگانگان برای تأثیرگذاری در امور داخلی كشور متحد بوده و مقاومت جدی كردهاند، به همین علت انگیزهها و اهداف ضد ایرانی ایجاد تنش و التهاب در دانشگاهها از همان روز اول برای دانشجویان و دانشگاهیان عیان بود و این خود همچون گذشته، باعث شد تبلیغات و حمایت دشمنان از اقدامات ضد انقلاب در نهایت به ضرر پیاده نظام قدرتهای استكباری تمام شود. از طرف دیگر حضور و خطدهی افرادی همچون علی افشاری، اكبر عطری و فاطمه حقیقت جو- كه همگی از سران جریان افراطی و منحرف دانشگاهها هستند- در آمریكا و دیگر كشورهای بیگانه، خود سندی زنده از نقشآفرینی عوامل بیگانه در ایجاد اغتشاش در دانشگاهها به شمار میرود. ملت ایران و فرزندان دانشجوی آن هیچگاه بر سر منافع ملی و آرمانهای انقلاب با بیگانگان معامله نمیكنند. 4- اكثریت و قاطبه دانشجویان، دانشگاهها و مراكز آموزش عالی را مكانی برای تحصیل دانش، كسب فضایل انسانی و اخلاقی و ارتقای بصیرت سیاسی و فرهنگی میدانند و نه محیطی برای كار حزبی و سیاسی كاری؛ بنابراین بهانه تراشیهای بدون پشتوانه عقلی و علمی برای اعتراض و مخالفت كه نتیجه نهایی آن چیزی جز اخلال در روند آموزشی دانشگاهها نخواهد بود، امری نامطلوب در اذهان عمومی دانشجویان تلقی شده و به هیچ وجه مورد قبول عناصر فرهیخته دانشگاهی نخواهد بود. دانشجویانی كه سالها تلاش كردهاند تا با كسب رتبه علمی مناسب به دانشگاههای معتبر راه پیدا كنند، حاضر نیستند وقت، انرژی و فرصتشان را صرف پیگیری و حل و فصل منازعات قدرت خارج دانشگاه كنند. 5- یكی از دلایل مهم عدم توفیق افراطیون برای ایجاد التهاب در دانشگاهها، استفاده از سوژههای تاریخ مصرف گذشته و بی پایه و اساس برای برپایی تجمعات و اعتراضات است. طرح دوباره مسأله تقلب در انتخابات كه بارها و بارها دلایل و مستندات دروغ بودن این ادعا اعلام و تبیین شده است، انتشار اخبار دروغ همچون سالروز تولد میرحسین موسوی و كروبی در 7 و 14 مهر و یا بیان مباحث و اتهامات تكراری در رابطه با مسائل پس از انتخابات، سوژههای سوختهای بود كه به تصور جریان معارض میتوانست موج جدیدی در دانشگاهای كشور ایجاد كند كه چنین نشد. با وجود پخش وسیع تراكت و تبلیغات گسترده افراطیون، عدم استقبال دانشجویان از برپایی تجمعات اعتراضی نشان از تحلیل و ارزیابی غلط طراحان آشوب و فتنهگران از فضای دانشگاهها دارد. این امر آنجا بیشتر نمایان میشود كه دعوت به ادامه تجمعات و تلاش برای شروع اغتشاشات زنجیرهای در دانشگاه تهران، با استقبال حدوداً 10 نفری از تجمع كنندگان مواجه میشود! نكته مهمی كه در انتها باید به آن اشاره شود، رفتارهای خشونت آمیز و غیر اخلاقی است كه جریان معارض پس از شكست سناریوی «مِهر داغ» در روزهای اخیر در پیش گرفته است. پس از آنكه گروههای افراطی، پروژه به آشوب كشاندن دانشگاهها را امكانناپذیر یافتند، در حركتی خشن و تأمل برانگیز به هتك حرمت اساتید و چهرههای علمی و دانشگاهی روی آوردهاند. اقدامات گروههای چند نفره در ممانعت از ورود تعدادی از اساتید به كلاسهای درس و سردادن شعارهای اهانت آمیز و الفاظ ركیك علیه تعدادی از اساتید با سابقه دانشگاهها، ظاهراً پروژهای است جدید برای انتقامگیری از دانشجویان، اساتید و دانشگاهیان به خاطر عدم همراهی با طرح آشوب و اغتشاش در دانشگاهها. نكته جالب اینجاست كه هتك حرمت و اِعمال خشونت علیه اساتید توسط كسانی صورت میگیرد كه مدعی اخلاق، مدارا و تحمل مخالف و منتقد هستند و از آن جالبتر سكوت معنادار برخی رسانهها و جریانات نسبت به این موضوع است. افراد و رسانههایی كه در گذشتهای نه چندان دور، صِرف انتقاد و اعتراض عدهای دانشجو به عملكرد مدیریتی برخی رؤسای دانشگاهها، به دانشجویان اتهام گروگانگیری وارد كرده و القاب سخیفی همچون چماق به دست را به دانشجویان منتقد نسبت میدادند اكنون با سكوت خود مهر تائیدی بر اعمال و رفتارهای غیر اخلاقی دوستانشان در دانشگاهها میزنند. از این رو شایسته است كه دانشجویان و اساتید متعهد حركتی جدی برای صیانت از حریم استاد و دانشگاه آغاز كنند تا عدهای محدود كه تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوز نمیكند به خود اجازه ندهند به سادگی به حریم استاد و دانشجو تعدی كنند. آنچه در این عرصه خطیر میتواند تضمین كننده حركت صحیح و مردمی جامعه علمی و دانشگاهی كشور باشد قطب نمای بصیرت است؛ پس همگان – فرماندهان و افسران جوان- باید در راستای تبیین حقایق، افشای فتنههای پی در پی دشمن و ارتقای بصیرت خود و دیگران بكوشیم.