در طول دو ماه گذشته این چندمین سخنرانی است که رهبر فرزانه انقلاب به صراحت در جمع کارگزاران نظام، نخبگان دانشگاهی و آحاد جامعه در نمازهای جمعه و عید سعید فطر و دیدارهای مردمی، از ضرورت «داشتن بصیرت» در جامعه در شرایط کنونی سخنانی را بیان فرموده و با هشدارهای ارزشمند، افکار عمومی را نسبت به این اصل اساسی در دین آگاه نمودهاند. به نظر میرسد معظم له با این روشنگری، قصد دارند در فضای غبارآلود فتنهای که پس از انتخابات ریاست جمهوری توسط جریانی در کشور سایه افکنده است، مردم و مسؤولان را نسبت به مسیری که در حال طی شدن است، روشن نمایند. وقتی ایشان، بصیرت را به عنوان قطبنمای صحیح حرکت در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز معرفی میکنند و در ویژگی این قطبنما تأکید میفرمایند «اگر کسی این قطبنما را نداشته باشد و نقشهخوانی بلد نباشد، ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند»، بیش از هر چیز به سراغ رفتارهای نخبگان سیاسی مدعی همراهی با امام و انقلاب میرویم که چهار ماه بدترین رفتارها را از خود بروز داده و انرژی کشور را صرف امیال نفسانی خویش کردند و جامعه ایران را تا مرز آن برخوردی که امیرالمؤمنین علی (ع) در جنگ صفین، نهروان و جمل با جماعت نخبهای که همراهی با پیامبر را فضیلت برای خویش میدانستند و خویشتن را مجاز به هر نوع رفتاری پس از پیامبر میدانستند، پیش بردند. مگر صفینیها و نهروانیها به جز آنکه با رفتارها واقدمات فتنهگر خود، موجبات گمراهی مردم را فراهم کرده بودند، رفتاری همچون ترک واجبات و محرمات را انجام داده بودند که علی (ع) علیه آنها شورید. آنها شاید در انجام برخی مستحباتی، به سراغ جزییترین اعمال عبادی هم میرفتند و حتی در پاسداشت ظواهر دین، مستحبانی را انجام میدادند که برخی خواص نزدیک به امیر المؤمنین (ع) آن را انجام نمیدادند. اما چه شد که گرفتار این گمراهی شدند، آیا همه این گمراهی حاصل نداشتن بصیرتی نبود که معاویه در فضای غبارآلود در آن شرایط پیچیده برای جامعه عرب آن روز در حجاز و عراق رقم زده بود و نخبگان مدعی همراهی با پیامبر(ص) یا با اقدام خود در همراهی با معاویه، هشدارهای امیرالمؤمنین (ع) را نمیشنیدند و یا با سکوت خویش در مقابل این سخنان حق، زمینه هرگونه ستمی از سوی حکومت ناحق معاویه بر جامعه اسلامی را فراهم میکردند. اگر بصیرت را داشتن آگاهی همهجانبه و ژرف به امور و فریب ظواهر امر را نخوردن و مشاهده سرانجام کار پیش از هر اقدام بدانیم، باید اعتراف کرد مردم مشتاقی که در زیر باران شدید چهارشنبه پای سخنان روشنگرانه مولای خویش در ضرورت داشتن بصیرت نشسته بودند، به درستی مفهوم بصیرت را درک کرده بودند. مردمی که پس از شنیدن این سخن مولای خویش که «من در زیر سقف و شما در باران قرار دارید و این برای من خوشایند نیست»، یکصدا اشعار «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» را سر میدهند، قطعاً در اوج بصیرت قرار دارند و مفهوم بصیرت را بهتر از آن نخبگانی درک کردهاند که ادعای همراهی با امام را داشتهاند و امروز با رفتار خویش از راه و سلوک امام فاصله گرفتهاند. وقتی بصیرت در زمینههای مختلف اعمال شود، انسان را در همه موارد راهنمایی و ارشاد میکند حتی در پاسخ به رهبر خویش و ساختن شعار همراهی با او. اگر چنین نبود امیرالمؤمنین علی (ع) نمیفرمودند:«سر موفقیت در همه زمینهها، داشتن بصیرت است». «آنکه بدون بصیرت عمل کند چون کسی است که بیراهه میرود، هر چه از راه روشنش دورتر شود، از مقصودش دورتر میگردد و عامل آگاه، مانند رونده در راه روشن است. پس هر کس باید بنگرد که آیا به پیش میرود یا به عقب باز میگردد.» از همین روست که رهبر فرزانه انقلاب، بصیرت را قطبنمای حرکت صحیح در اوضاع پیچیده امروز کشور معرفی میکنند. جالب آنکه بصیرت داشتن آنچنان اهمیت دارد که اندیشمندان علوم جدید نیز همچون روانشناسان، بصیرت را به معنای فهم معانی میدانند که این فهم سبب ایجاد رفتار منطقی و مناسب در افراد میشود. آنها معتقدند بصیرت همان مشاهده روابط علت و معلولی و پیدا کردن راه جدید برای فهم معانی و پدیدههای زندگی است که تجارب صحیح گذشته و مطالب آموخته شده قبلی اساس کشفیات ناگهانی و فهم پدیدهها میباشد و در واقع بصیرت یعنی دیدن خویشتن و جهان آن چنان که به راستی و درستی وجود دارد، نه آنچنان که ما میپنداریم. در پرتو بصیرت است که میتوان علت و ریشه هر پدیدهای را کشف کرد و بهترین و صحیحترین راه را انتخاب کرد و این بصیرت در سایه داشتن ذهنی آرام و متعادل به دست میآید. حتی اگر بصیرت را در خارج از حوزه معارف دینی و از منظر علوم جدید بنگریم و براساس این تعریف رفتار موسوی و کروبی و جریان منتسب به آنها را در فضای پس از انتخابات مورد بررسی قرار دهیم، به درستی در خواهیم یافت که این جریان خلاف قاعده عمل کرده است و به جای راستی و درستی حوادث پیرامونی، پندارهای ناصواب و شخصی خویش را مبنا قرار دادهاند که این ناشی از نداشتن بصیرت بوده است و مصداق روشن چنین برداشتی، نداشتن ذهن آرام و متعادل و التهابآفرینی و اغتشاش در فضای پس از انتخابات توسط این گروه بوده است.