
یکی از مهمترین اشکال نظارت در شبکه اینترنت «فیلتر کردن پایگاههای اینترنتی» و تغییر قوانین مربوط به آن است.دولت آمریکا همواره تلاش کرده است قوانین فیلتر اینترنتی را به گونهای تغییر دهد که هیچ فعالیتی از سوی کاربران روی شبکه از دید آن پنهان نباشد. وجه دیگر این نظارت اینترنتی برنامهای به نام «درجادویی» است. شرکتهای اطلاعاتی زیر نظر دولت آمریکا تجهیزات رایانهای را به کشورهای متعدد میفروشند. این تجهیزات به تکنولوژی «درجادویی» مجهزند و این تکنولوژی به متخصصان رایانه در سازمانهای اطلاعاتی آمریکا اجازه میدهد که بتوانند به راحتی در شبکههای اطلاعاتی کشورهای دیگر نفوذ کرده و تمامی اطلاعات ثبت شده یا در حال جابهجایی را در شبکههای آنان رصد کنند.
تکمیل کننده حلقه سلطه اطلاعاتی، مراکزی در شبکه هستند که به صورتی تهاجمی با هرگونه تغییر مشکوکی در شبکه اینترنتی برخور میکنند. این مراکز قادر به نفوذ در حریم خصوصی کاربران با استفاده از برنامههای جاسوسی هستند.
در جنگ اطلاعاتی برای تحقق هژمونی، سه عنصر اساسی نقش دارند:1- مهاجم 2- مدافع 3- اطلاعات و سازمانهای اطلاعاتی. بنابراین جنگ اطلاعاتی به دو دسته کلی قابل تقسیم است:اول جنگ اطلاعاتی آفندی یا هجومی و دوم جنگ اطلاعاتی پدافندی یا دفاعی.
جنگ اطلاعاتی هجومی یا آفندی اطلاعات معین یا سازماندهی این اطلاعات در نزد مدافع را هدف قرار میدهد. این اقدام همزمان به منظور افزایش ارزش اطلاعات یا سازماندهی آن به نفع مهاجم و کاهش ارزش این اطلاعات برای مدافع صورت میگیرد.
جنگ اطلاعاتی دفاعی یا پدافندی شامل تمامی وسایل، برنامهها و تکنولوژیهایی میشود که برای جلوگیری از عملیات خرابکارانه اطلاعاتی به کار گرفته میشوند.
شاید یکی از دلایلی که باعث سوء درک درباره مفهوم و حیطه جنگ اطلاعاتی در رسانهها شده است، عدم وجود یک تعریف رسمی برای جنگ اطلاعاتی(information warfare) باشد. این اصطلاح هنوز برای بسیاری جدید است.
وین شوارتر نظریهپرداز ارتباطات سه سطح برای جنگ اطلاعاتی قائل است: شخصی، مؤسسهای و جهانی. در سطح اول (شخصی) جنگ با تهاجم به حریم خصوصی افراد در فضای اطلاعاتی، استراق سمع و رصد فعالیتهای کاربر به ویژه در پیامهای الکترونیکی (ایمیل) انجام میشود. دفتر تحقیقات فدرالی آمریکا برنامه معروف carnivore را برای ورود به حیطههای خصوصی و جاسوسی در پیامهای الکترونیکی مورد استفاده قرار میدهد. سطح دوم جنگ اطلاعاتی در حیطه شرکتها و مؤسسات است. این جنگ هر چند چارچوبی رقابتی و نه خصمانه دارد اما به هیچ معیاری پایبند نیست. در این حیطه قوانین جنگ حاکم است که هر اقدامی را برای متوقف کردن رقیب و تهدید بازارهای وی مجاز میداند، مثلاً یک شرکت تولید دارو نتایج پژوهشهایی را در اینترنت منتشر میکند که نشان میدهد یک ترکیب خاص در دارو باعث سرطان ریه میشود اما نامی از شرکتهایی که این ترکیب را به کار میبرند به میان نمیآید، در حالی که همه طرفهای ذینفع میدانند که ترکیب مذکور در داروهای کدام شرکت دارویی کاربرد دارد... در بسیاری از موارد شرکتها به هک کردن و نفوذ در شبکه اطلاعاتی رقیب میپردازند و نه تنها نتایج و مشروح پژوهشهای آنان را سرقت میکنند بلکه مدارک و اسناد را نیز در کوتاهترین زمان ممکن تخریب میکنند. از این گذشته پس از اتمام جنگ اطلاعاتی چنین به نظر میرسد که ویروسهای فعال در سطح شبکه مسبب تخریبها بودهاند.
سطح سوم جنگ، نزاعی از نوع اطلاعاتی است که بین برخی دولتها سر میگیرد. این جنگ نیز مانند جنگهای پیش گفته به تخریب، سوءاستفاده و تعطیلی اطلاعات دشمن و شبکههای رایانهای اطلاعاتی در وجه تهاجمی آن میپردازد. در حالت دفاعی حفاظت از اقدامات پیش دستانه و تهاجمات دشمن علیه سازمانهای نظامی و اقتصادی اهمیت قابل ملاحظهای دارد. این جنگ معمولاً به علت دشمنیهای دیرینه و سنتی در نمیگیرد بلکه محرک اصلی آن رقابت تجاری اقتصادی یا تهاجم فرهنگی با اهداف بلند مدت است.