کد خبر: 101860
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۰
معما
بیمارستان گرندم کستیون در لینکونشیر انگلستان واقع است. در این شهر بیش از 100 هزار نفر زندگی می‌کنند که یک سوم آن را کودکان تشکیل می‌دهند. بچه‌های زیادی در این بیمارستان به دنیا آمدند، اما مدتی بود که کسی کودک بیمارش را برای درمان به آنجا نمی‌برد چون می‌گفتند فرشته مرگ در آنجاست.
دکتر تری یکی از متخصصان این بیمارستان، ‌ خسته از کار روزانه روی صندلی لم داده بود و دلش می‌خواست هر چه زودتر به خانه برود و استراحت کند اما آن شب شیفت کاری‌اش بود و هر لحظه ممکن بود بیماری به او نیاز داشته باشد. زنگ بخش 4 کودکان ناگهان به صدا درآمد و تری بلافاصله خود را به بخش رساند.
یکی از پرستاران در حالی‌که نفس نفس می‌زد گفت: ‌ «تیموتی هاردویک» دچار ایست قلبی شده، به کمک شما احتیاج داریم.
پسر 11 ساله شب قبل به دنبال حمله صرع بستری شده بود و حالش پس از درمان‌های اولیه رو به بهبودی بود که ناگهان دچار حمله قلبی شد. تری تمام تلاش خود را برای احیای پسرک کرد اما او مرد. نتایج کالبدشکافی نیز علت مرگ تیموتی را ایست قلبی اعلام کرد.
این نخستین بار نبود که یک کودک بر اثر ایست قلبی می‌مرد. دوهفته پیش از آن یعنی در 21 فوریه «لایم تیلور» که تنها هفت هفته از به دنیا آمدنش می‌گذشت به خاطر ذات الریه بستری شد. در این میان «بیورلی» پرستار بخش کودکان، ‌ که از هیچ کوششی برای کمک به دیگران فروگذار نمی‌کرد به پدر و مادر لایم اطمینان داد مراقب فرزندانشان خواهد بود و نگران نباشند، بنابراین از آنها خواست با خیال راحت به خانه بروند.
نیمه‌های شب فریادهای «بیورلی» در بخش پیچید: ‌ لطفا به تیم پزشکی خبر بدید زودتر بیان لایم دچار ایست قلبی شده، ‌زود باشید، ‌ بجنبید.
پزشکان تلاش کردند تا تنفس او برگردد و موفق هم شدند اما پسر بیچاره به خاطر فقدان اکسیژن مرگ مغزی شده بود.
دکتر تری با والدین لایم صحبت کرد: ‌ببینید من می‌دونم که تصمیم سختیه اما اینم بدونید زندگی پسرتون با این دستگاه‌ها ادامه داره، درسته که قلب اون می‌زنه اما مغزش از کار افتاده و شانسی برای ادامه زندگی نداره، پس بهتره عاقلانه تصمیم بگیرید و با اهدای اعضای بدن بچه‌تون به کودکانی که زندگی اونها به پیوند یک عضو بستگی داره کمک کنید.
پدر ومادر لایم بر سر دوراهی مانده بودند. آنها سرانجام تصمیم گرفتند اعضای سالم بدن پسرشان را به بیماران نیازمند ببخشند.
پنج روز بعد از مرگ تیموتی هاردویک، ‌ «کیلی دسموند» دختر یک ساله به دنبال گرفتگی سینه در بخش 4 بستری شد. کیلی نیز همانند لایم دچار ایست قلبی شد اما این بار تلاش تیم پزشکی نتیجه داد و دخترک زنده ماند. او برای درمان‌های تکمیلی به بیمارستان ناتینگهام در 30 مایلی بیمارستان گرندم کستیون فرستاده شد. پزشکان ناتینگهام هنگام معاینه کیلی متوجه سوراخی در زیر بغل او شدند اما احتمال دادند این سوراخ بر اثر تزریق به وجود آمده باشد و به آن اهمیتی ندادند.
دکتر تری از اینکه کیلی کوچولو به سرنوشت دو کودک دیگر دچار نشد بسیارخوشحال بود و از تمام کادر بیمارستان و پرستاران خواسته بود تمامی حواسشان را روی بیماران متمرکز کنند تا شاهد مرگ دلخراش کودک دیگری نباشند.
چند روزی نگذشته بود که مادر و پدری نگران پسر پنج ماهه‌شان به نام «پائول کرامپتون» را به خاطر بیماری برونشیت به بیمارستان آوردند، وضعیت کودک وخیم نبود.
حال پائول پس از دو روز بستری در بخش 4 بهبود یافت و تری دستور داد او را مرخص کنند، اما پیش از آنکه پسر کوچولو مرخص شود ناگهان حالش بد شد. «بیورلی» دلسوز فریاد می‌زد و از پزشکان می‌خواست زودتر خودشان را بالای سر مریض برسانند.
تری با شنیدن زنگ مخصوص به همراه تیم ویژه‌ پزشکان بلافاصله دست به کار شدند. آزمایش نشان می‌داد قند خون پاول ناگهان به مقدار زیادی پایین آمده، ‌ پسرک سه بار به کما رفت و دچار ایست قلبی شد و هر بار پزشکان با تلاش فراوان و شوک الکتریکی او را بر می‌گرداندند.
تری تصمیم گرفت پیش از آنکه پائول دچار حمله دیگری شود او را به بیمارستان ناتینگهام بفرستند «بیورلی» که از این وضعیت بسیار ناراحت بود از پزشک معالج خواست تاهمراه آنها با آمبولانس به بیمارستان ناتینگهام برود. اما تری که روحیه پرستار جوان را خوب می‌شناخت و می‌دانست پس از مرگ دو کودک بیمار او دچار افسردگی شده بود مانع شد.
پاول در بیمارستان ناتینگهام تا یک قدمی مرگ پیش رفت اما با تلاش پزشکان زنده ماند.
تری از یک چیز سر در نمی‌آورد و آن اینکه چرا بیشتر کودکان دچار ایست قلبی می‌شوند. شاید استفاده از یک داروی تقلبی آنان را به این روز می‌اندازد و یا پرستاران به خوبی مراقب بیمار خود نیستند. دکتر جوان با این فکر وارد اتاقش شد و از یکی از کارکنان بیمارستان خواست پرونده تیموتی هاردویک، ‌لایم تیلور، ‌ کیلی دسموند و پائول کرامپتون را برای او ببرند.
تری شخصاً یک‌بار دیگر پرونده‌های این چهار بیمار را بررسی کرد اما چیز عجیبی در آنها نمی‌دید، ‌ نتایج آزمایش‌ها در هر چهار نفر آنها نشان می‌داد علت ایست قلبی بر اثر پیشرفت بیماری‌شان بوده که در تیموتی و لایم منجر به مرگشان شده است.
و اما در مورد پرستاران، ‌تری تک‌تک آنان را به خوبی می‌شناخت؛ سوزان، ‌بیورلی و ماری از پرستاران خوب و دلسوز بیمارستان بودند که از کودکان بیمار همانند فرزند خود نگهداری می‌کردند.
پنج- روز بعد مادری فرزند پنج ساله‌اش به نام بردلی گیبسون را به بیمارستان آورد. تشخیص اولیه، ‌ ذات الریه بود. پزشک متخصص بردلی داروی لازم را تجویز کرد و به مادر پسرک اطمینان داد با مصرف این داروها حال او خوب خواهد شد و نیازی به بستری شدن نیست. مادر نگران اما از پزشک خواست او را بستری کند چون در بیمارستان بهتر به بیمار می‌رسند و می تواند پس از بهبودی با خیال راحت پسرش را به خانه ببرد.
بردلی با اصرار مادرش بستری شد. همه چیز خوب پیش می‌رفت که نیمه‌های شب دستگاه آژیر زد؛ پسر کوچولو دچار ایست قلبی شده بود. تیم پزشکان بلافاصله بالای سر او رفتند و پس از یک ساعت تلاش توانستند او را برگردانند.
نتایج آزمایش خون بردلی نشان می‌داد انسولین او خیلی بالا بوده است.تری واقعاً گیج شده بود. سوزان و ماری از تری خواستند پرستاری او را به عهده بگیرند اما او فقط به یک نفر اطمینان داشت و آن بیورلی بود. بنابراین از او خواست تا شخصا مراقب و بالای سر بردلی باشد.
بیورلی پرستاری از پسر کوچولو را به عهده گرفت. نیمه‌های شب دستگاه آژیر کشید و پرستار جوان بلافاصله به کادر پزشکی خبر داد و درخواست کمک کرد. به دستور تری، ‌ بیمار 5 ساله به بیمارستان ناتینگهام فرستاده شد و در آنجا با تلاش پزشکان زنده ماند.
در این میان یک چیز مشکوک بود و آن اینکه چرا همه بچه‌ها در بیمارستان گرندم کستیون دچار حمله می شدند!

ادامه دارد. . .

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار