
مصطفی خدابخشی
بیابان در لغت به سرزمین پهناور و بیآب و علف گفته میشود، اما در تعریف علمی آن شرایط خاصی توسط صاحب نظران مانند مقدار باران، مقدار تبخیر و تعرق سالانه، پوشش گیاهی و ... در نظر گرفته میشود. بنابراین بعضی از صاحبنظران، مناطقی را که در آن، آب و پوشش گیاهی کم است مناطق خشک میگویند. برخی مناطقی را که در آن بارشهای جوی کمتر از مقدار تبخیر و تعرق مطلق است، مناطق خشک مینامند. برخی دیگر همه این شرایط یعنی مقدار باران و پوشش گیاهی، آب قابل استفاده محدود، مقدار ریزشهای جوی کمتر از تبخیر و تعرق سالانه را در نظر گرفتهاند. با این وجود از آنجایی که ویژگیهای مناطق خشک متنوع است نمیتوان تعریف دقیقی از مناطق خشک ارائه داد. در یک تعریف گفته شده است اگر مقدار متوسط باران کمتر از 500 میلیمتر باشد، منطقه خشک و بالاتر از این مقدار، منطقه مرطوب محسوب میشود.بعضی صاحبنظران از نظر پراکندگی باران در طول سال به تعریف بیابان پرداختهاند به این معنی که ممکن است باران منطقهای بالای 500 میلیمتر باشد اما در یک فصل خاص اینگونه باشد و برای رشد گیاهان مناسب نباشد لذا جزو مناطق خشک محسوب میشود.به رغم وجود تعاریف متعدد و بعضاً متفاوتی که دانشمندان برای بیابان ارائه دادهاند، میتوان به دشواری رویش گیاهی به عنوان ویژگی مشترک تمامی بیابانهای واقعی زمین تأکید کرد؛ به سخن دیگر بیابان پهنهای است که حیات با بیشترین دشواری برای استمرار خویش مواجه است.
تمامی اکوسیستمهای کره زمین رویهم زیست کره را تشکیل میدهند و بخش فیزیکی این بزرگترین واحد اکولوژیک، محیط زیست کره زمین است. این بخش فیزیکی خود از سه قسمت به هم پیوسته تشکیل شده است: قسمت آب یا آب کره، قسمت خشکی یا سنگ کره و قسمت گازی یا هواکره. از آنجا که تعداد اندکی از گونهها میتوانند به طور همیشگی در هوا بمانند، دو دسته زیستگاهها را زیستگاههای آبی و زیستگاههای خشکی تشکیل میدهند. این دو زیستگاه از استوا تا قطب و از چند هزار متر زیر سطح اقیانوس تا چند هزار متر بالای آن ادامه دارد.
محیطهای آبی به دو بخش اکوسیستم آب شیرین و اکوسیستم دریایی تقسیم میشوند. اکوسیستمهای خشکی عموماً بر پایه نوع و رستنی غالب در منطقه، یعنی علف، بوته و درخت از هم متمایز میشوند. اکوسیستمهای اصلی خشکی، «بیوم» نامیده میشوند. تمامی اکوسیستمها چه خشکی و چه آبی از اجتماعات زیستی تشکیل شدهاند که در مراحل گوناگونی از رشد قرار دارند و هر یک فرایندی کم و بیش منظم را به سوی یک مرحله نهایی خود دوام که اوج اجتماع زیستی (Climax Community) است، میپیمانید. مراحل اینگونه رشد پیش رونده، توالی اکولوژیک (ecoLigical succession) را شکل میدهد. توالی اکولوژیک در خشکیها تا حد زیادی تحت تأثیر اقلیم است.
مشخصات بیابان از نظر آب و هوا
بیابانها، بیومهای خشکی هستند که بارندگی سالانه آنها از 250 میلیمتر کمتر است. بسیاری از بیابانها در مجاورت رشتهکوههایی قرار دارند که هوا را رو به بالا میراند و در آنجا، هوای سردتر، بخار آب را سرد کرده و باران ایجاد میشود. سپس هوای رطوبت از دست داده به سوی منطقه مجاور حرکت میکند و اقلیم بیابانها را به وجود میآورد. مثلا تودههای هوا که از اقیانوس اطلس به سواحل غربی ایالات متحده میرسد، غالبا مقدار زیادی بخار آب در خود دارد. همچنان که این توده هوا از رشتهکوه «سیراکازاکاد» بالا میرود، بیشتر رطوبت آن به صورت باران فرو میریزد.
بسیاری از مناطق غربی این رشتهکوهها سالانه 200-150 میلیمتر، باران دریافت میکنند، اما مناطق بیابانی از شرق این دو رشته کوه گسترش مییابد و بیشتر ایالات آیداهو ویوتا را در بر میگیرد. گاهی هوای مرطوب به طور غیرمعمول به این مناطق خشک میرسد، اما معمولا این هوا فقط میتواند رگباری ایجاد کند. نظیر همین وضعیت را رشتهکوههای البرز در قسمت شمال ایران به وجود آوردهاند که در نتیجه گیلان و مازندران، مرطوب و بخش جنوبی البرز خشک مانده است.
دلیل وجودی بیابان
شرایط حاکم بر عرضهای جغرافیایی 30 و 60 درجه شمالی و جنوبی عموماً مانع از تشکیل ابرهای بارانزا شده و از این رو، مناطق واقع در عرضهای مذکور کمباران و خشک هستند و بیابانهای اقلیمی جهان در حوالی این عرضهای جغرافیایی پراکندهاند. افزون بر آن، تشکیل نوع دیگری از بیابانها که به آنها بیابانهای خاکی گفته میشود، ناشی از شرایط ویژه شکل ناهمواریهای زمین و مواد تشکیل دهنده آن است.
شایان ذکر است که بیابانهای ایران متاثر از هر دو حالت فوق هستند، به نحوی که بر پایه شواهد به دست آمده، آب و هوای ایران زمین، بین 180 تا 200 میلیون سال پیش (دوره لیاس) یعنی زمانی که در عرضهای شمالی کمتر از 10 درجه قرار داشت، گرم و مرطوب بوده است، لیکن به موازات حرکتهای قارهای، بیشتر قلمرو جغرافیایی ایران در عرضهای 25 تا 35 درجه (کمربند بیابانی جهان) استقرار یافت که این رخداد به همراه پارهای دیگر از عوامل محیطی، زمینهساز حاکمیت شرایط بیابانی بر اغلب نواحی ایران در متجاوز از یک تا دو میلیون سال پیش (دوران نئوژن و کواترنر) شد.جالب است بدانید مناطق محصور بین دو عرض جغرافیایی 45 - 15 درجه در نیمکره شمالی و 35 - 20 درجه در نیمکره جنوبی در کمربند خشکی قرار دارند. تعداد 65 کشور جهان یا به صورت کامل و یا قسمتی از مساحت آنها در این محدوده (کمربند خشکی) قرار دارند. خشکی به موقعیت جغرافیایی، دوری و نزدیکی از قطبین و نیز از ساحل دریا، فشار هوا، پستی - بلندی و بادهای معمول در این مناطق مربوط میشود. در مناطق خشک، بارندگی و رطوبت کم و تبخیر و تعرق زیاد است و در تمام فصول سال باران نمیبارد.لازم به ذکر است خشکیها در تمامی مناطق وجود داشته و بیش از 40درصد کره زمین را پوشانده، ضمن این که جایگاه تقریباً 2 میلیارد نفری یک سوم جمعیت جهان را تشکیل میدهد.
مساحت کویرهای ایران
در حال حاضر سطح بیابانها، کویرها و شنزارهای کشور 34میلیون هکتار و مراتع فقیر کویری، 16 میلیون هکتار برآورد میشود. بر اساس دومین گزارش وضعیت محیط زیست سال 1384 فلات ایران با قرار گرفتن روی کمربند خشک نیم کره شمالی دارای ذخایر منابع آبی بسیار ضعیف و نزولات جوی کم، تغییر سالیانه بسیار شدید و میزان پوشش گیاهی اندک است. بر اساس این گزارش، این وضعیت اراضی، کشور را بالقوه در معرض پدیده بیابانیشدن قرار داده است.
همچنین موقعیت جغرافیایی و اقلیمی و جریان بادهای نامساعد در کویرهای مرکزی باعث شده تا حدود 80 درصد از 164 میلیون هکتار مساحت کشور دارای شرایط خشک و نیمه خشک باشد، به طوری که بارندگی در ایران در این مناطق، اندک و سالانه بین 50 تا 250 میلیمتر است. این گزارش حاکی است؛ در حال حاضر بیابانهای کشور شامل 61 درصد اراضی بیابانی و کویری،24 درصد شنزارها و 15 درصد تپههای شنی است. این گزارش میافزاید: متأسفانه با بهرهبرداریهای بیرویه و نادرست از پوشش گیاهی و جنگلهای کویری طی ادوار و قرنهای گذشته، این اراضی که قبلاً دارای پوشش گیاهی بوده است به بیابانهای بایر تبدیل شدهاند. گفتنی است؛ بنابر برآوردهای صورت گرفته، سالانه به طور متوسط یک درصد از اراضی حاشیه بیابانها به سمت بیابانیشدن پیش میروند.
یکی از بزرگترین مشکلاتی که جهان امروز را تهدید میکند، تخریب محیط زیست و به تبع آن نابودی تدریجی کره زمین است. ماشینی شدن زندگی بشر، دستاوردهای آن و به طور اخص عوامل انسانی تأثیری بسیار بیشتر از عوامل طبیعی بر محیط زیست دارد و حتی دستهای از بلایای طبیعی مانند سیل با مداخله انسان به بلایایی خانمانسوز تبدیل شده است و هر ساله خسارتهای بسیار سنگینی برای جوامع انسانی به بار میآورد.
انسانها با نابودی جنگلها، فضای سبز، مراتع و چرای بیرویه دامها، پوشش گیاهی اقلیمهای گوناگون را نابود کردهاند و بر اثر کم شدن و یا خشک شدن مراتع، تنک شدن جنگلها، علاوه بر گرم شدن زمین، باران که برکت الهی را به ارمغان میآورد به سیلابهای مهارنشدنی و مخرب تبدیل میشود و جان و مال مردم را در معرض مخاطرات گوناگون قرار میدهد و به کمک عوامل دیگر، پدیده بیابانزایی را به وجود میآورد.
بیابانزایی به یکی از خطرات اصلی مناطق و اقلیمهای گوناگون تبدیل شده است و این پدیده به خصوص در کشور ما که در اقلیم نیمه خشک قرار دارد، نمود بارزتری یافته است.
«بیابانزایی» مقولهای است بسیار جدی و میبایست با نگرشی جدید به آن نگاه کرد چرا که اگر آفرینش بیابان را پاسخی طبیعی به شرایط زیستبوم بدانیم، بیابانزایی را میبایست نتیجه فشارهای انسانی و عملکردهای نابخردانه بشر، به ویژه در واپسین سده از هزاره کهنه قلمداد کنیم. بیابانزایی، فرایندی پسرونده است که تمامی مظاهر حیات را در همه اشکال خویش به نیستی تهدید کرده و پایداری زیست را خدشهدار میکند. هجوم ماسههای روان، افت کمی و کیفی آبهای زیر زمینی، کاهش حاصلخیزی خاک، افزایش حساسیت اراضی به فرسایش، سختشدن و سلهبستن خاک، نشست زمین، شور شدن اراضی، افزایش سیلخیزی، فزونی مواد سمی در خاک، کاهش تنوع زیستی و تخریب پوشش گیاهی در شمار علائمی جای میگیرند که وجود هر یک از آنها در هر منطقه به تنهایی یا جملگی، توصیفی آشکار از وضعیت کمی و کیفی بیابانزایی به دست میدهد. از این رو، نمیبایست پدیدههای محدودی چون پیشروی مرز فیزیکی بیابانها را که در نظر عوام برجسته مینماید، با پدیده به ظاهر نامحسوس، اما ویرانگر تخریب سرزمین(Land Degradation ) یا بیابانزایی که مناطق وسیعی از سطح زیست کره را پوشانده و در نتیجه زیانهای اقتصادی و اجتماعی بیشتری را به همراه دارد، در یک ردیف ارزیابیکرده و یکسان نگریست.به دلیل اهمیت مقابله با بیابانزایی و جلوگیری از گسترش بیابانی شدن، روزی به این عنوان نامگذاری شده است.
ایران، عضو کنوانسیون بینالمللی مقابله با بیابانزایی است. این کنوانسیون برای جلوگیری از گسترش بیاباندر کشورهایی که مناطق بیابانی و حساس دارند، ایجاد شده است و کشورهای عضو نیز در خطر بیابانی شدن قرار دارند.
روز بیابانزدایی، اهمیت این امر را گوشزد میکند و این کنوانسیون خواهان اقدامات مستمر و گسترده در رابطه با بیابان زدایی و آگاه ساختن مردم از خطرات بیابانزایی است. بیابان مرز نمیشناسد. نمیتوان خطی کشید و گفت این سو، بیابان است و آن سو نه. بسیاری از کشورها ممکن است از سوی همسایگان در خطر بیابانی شدن قرار دارند و بالعکس. بنابراین روزی به نام روز بیابانزدایی و کنوانسیونی بینالمللی برای مقابله با بیابانزایی تشکیل شده است.
راههایی برای جلوگیری از گسترش بیابان
کاشت بوته و نهال:در اقلیم بیابانی، زمانی که چرای دام و بوتهکنی افزایش پیدا کند، بیابانزدایی تقویت میشود؛ چرا که خاک نسبت به فرسایش بادی مقاومت خود را از دست خواهد داد و دیگر یارای مقاومت در برابر آن را ندارد لذا در این شرایط میبایست اقدام به نهالکاری و بوتهکاری شود تا مشکلاتی که از طریق انسان بر طبیعت تحمیل شده خنثی شود. موازی با بوتهکاری و نهالکاری میبایست چرای دام به حداقل کاهش یابد و یا به عبارت دیگر، عوامل آسیبزای انسانی را کنترل کرد و در نتیجه آنها از گسترش بیابان جلوگیری نمود.استفاده از بادشکن:فرسایش بادی در اثر حرکت باد به وجود میآید، باد ذرات خاک را مثل سمباده از جا میکند و برای کم کردن اثر باد، عوامل مؤثر بر حرکت باد مانند سرعت باد را باید کم کنیم. یکی از عواملی که در کاهش سرعت باد اثر دارد، بادشکن است.بادشکنها تا اندازه 8 برابر ارتفاع خود قبل از رسیدن باد به آن، سرعت باد را کاهش میدهند و پس از عبور باد هم تا فاصله 30برابر ارتفاع خود، سرعت باد را کم میکنند. سرعت باد، در نزدیک بادشکن 40 درصد کاهش پیدا میکند و برای همین است که در کانون بحران فرسایش بادی در اطراف مزارع از بادشکن استفاده میشود.همچنین بادشکن به دلیل گرفتن شدت باد، سطح تبخیر و تعرق را در گیاهان کاهش میدهد.
بادشکن در کاهش تبخیر و تعرق گیاه در مناطق بادخیز سهم عمدهای دارد.مهار آبهای سطحی:هنگامی که در مناطق بیابانی هرز آب به اندازه یک حوضچه در محلی جمع شود، به دلیل عمق کم و سطح زیاد، در اطراف آن بیابان تشکیل میشود و پس از تبخیر آب نیز شوری و املاح به جای مانده، عرصه بیابانی را افزایش میدهد. با مدیریت و مهار روان آبها میتوان از این کار جلوگیری کرد.
هنگامی که آبهای سطحی حرکت میکنند به جای جمع شدن در مناطق بیابانی میتوان آن را با حفر چالههایی هلالیشکل به سوی مراتع هدایت کرد و در مراتع از این دست آبها استفاده کرد. آب در این چالهها جمع میشود و کمکم به زمین نفوذ میکند و در جوار آن گیاهان رشد میکنند که این نیز در حفظ خاک بسیار مؤثر خواهد بود.