
محمدرضا هادیلو
در قرآن کریم آمده است که موجودات جهان، همگی بر پایه حساب و اندازه آفریده شده و با پیروی از قانون الهی در حرکتاند و فراتر از توان و اجازه خود، کاری نمیکنند. افزون بر قانون تکوینی حاکم بر کائنات، خداوند به منظور هدایت بشر و رفع ابهام و اختلاف از زندگی او، کاملترین کتاب قانون و فرمان الهی را برای آدمیان نازل کرده است، چنانکه در آیه 213 از سوره بقره در قرآن کریم میخوانیم:
مردم (در آغاز) یک دسته بیشتر نبودند (و تضادی میان آنها نبود). سپس میان آنها اختلافات (و تضادهایی) به وجود آمد. پس خداوند، پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت دهند و بر حذر بدارند و کتاب آسمانی که به سوی حق دعوت میکرد، بر آنها نازل کرد تا میان مردم در آنچه اختلاف داشتند، حکومت کند. (افراد با ایمان در آن اختلاف نکردند) فقط (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت کرده بودند و نشانههای روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند به فرمان خود، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، رهبری کرد و خداوند هر که را بخواهد، به راه راست هدایت میکند. گرچه برخی از مفاهیم و واژهها احتیاج به توضیح ندارد ولیکنگاهی بهرهگیری از مفاهیم چندپهلو منشأ برخی از شبهات میشود که توضیح آن ضروری است. یکی از این واژهها، «قانونگرایی» است. قانونگرایی، یعنی حفظ و اجرای قوانین به طور عادلانه و رعایت حقوق همه افراد. بر این اساس، جامعهای قانونگراست که در آن قوانین رعایتشده و همه مردم در برابر اجرای قوانین مساوی بوده و رهبران آن، قانون پذیرترین انسانها باشند. ولیکن گاهی بهرهگیری از واژه «قانونگرایی» مفهوم جامعه مدنی غربی را تداعی میکند. یکی از ویژگیهای جامعه اسلامی، حاکمیت قانون در آن است. البته جامعه مدنی اسلامی که ریشه در مدینهالنبی دارد با جامعهمدنی غربی که ریشه در یونان و روم دارد، تفاوت ماهوی دارد. براساس همین تفاوت ماهوی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله خامنهای در پاسخ به سؤال دانشجویی که در خصوص جامعه مدنی پرسیده بود، فرمود: «اگر جامعه مدنی همان جامعه مدینهالنبی است، ما جان مان را فدای آن خواهیم کرد. »
در طول تاریخ، حکومتهای غیر الهی بسیاری، گرفتار استبداد فردی و مصلحت گروهی خاص شده و حاکمانشان، خویشتن را برتر از قانون شمردهاند. در این میان، حضرت امامخمینی رحمهالله علیه در عمل ثابت کرد که چگونه میتواند مردی الهی در رأس حکومت قرار گیرد و در عین حال، از هر نوع عنوان و تشریفات دور شود؛ خود را خادم مردم بداند، بالاترین افتخار را اجرای حکم الهی و خدمت به ملت به شمار آورد و کوچکترین استفاده ناحق و نامناسب از امکانات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را برای خود و منسوبانش روا ندارد و در یک کلام، مطیع صرف قانون خدا شود. از دیدگاه امام خمینی رحمهالله علیه: حکومت اسلام، حکومت قانون است. اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامی یک خلاف بکند، اسلام او را عزلش کرده است. یک ظلم بکند، یک سیلی به یک کسی بزند، ظلم است؛ اسلام او را عزلش کرده و او دیگر قابلیت از برای حکومت ندارد؛ زیرا این کار او دیکتاتوری است. حاکم؛ یعنی شخص اول مملکت، اگر یک کسی یک چیزی داشته باشد از او، پیش قاضی میرود و او را حاضرش میکند و او هم حاضر میشود، این وظیفه است. حضرت امیر این کار را کرد. یک همچنین حکومتی میخواهیم؛ حکومت قانون. قانون؛ یعنی آن قانون، آن هم قانون مترقی اسلام.
قانونمندی درسیره و گفتار معصومان(علیهم السلام) بدین معناست که آنان، قوانین الهی را عادلانه اجرا کرده و حقوق همگان را در سایه حاکمیت قانون خدا رعایت کرده و خود قانونمندترین انسانها بودند. استاد جعفر سبحانی در خصوص قانونگرایی بزرگان دین مینویسد: «رجال آسمانی، قوانین الهی را بیپروا و بدون واهمهاجرا میکردند و هرگز عواطف انسانی یا پیوند خویشاوندی و منافع زودگذر مادی آنان را تحت تأثیر قرار نمیداد. به نمونه زیر توجه فرمایید: «روزی پیامبر اسلام(ص) درباره زنی که از قبیلهای سرشناس (قبیله بنیمخزوم) بود دستور اجرای حد داد. یکی از یاران حضرت (اسامهبن زید) نزدایشان آمد و تقاضای بخشش کرد.» پیامبر اسلام فرمود: به خدا سوگند، اگر دخترم دزدی کند، دست او را قطع میکنم و در اجرای حدود الهی هیچ فرقی میان مردم قائل نمیشوم. پیامبر(ص) سیاست امتهای گذشته را به خاطر عدم رعایت قانون، مورد انتقاد قرار داده و فرمود: «بدبختیهای امتهای پیشین در این بود که اگر فرد بلندپایهای از آنان دزدی میکرد او را میبخشیدند و... ولی اگر فرد گمنامی دزدی میکرد فورا حکم خدا را درباره او اجرا میکردند. »