سرویس سیاسی جوان آنلاین: روزنامه «جامجم» گفتوگویی با حمیدرضا آصفی، سخنگوی اسبق وزارت خارجه انجام داده است که مهمترین بخشهای آن را در ادامه میخوانید.
- موضوعی که در ارتباط با چین مطرح شده موافقان و مخالفانی به همراه داشته است، نکته اینجاست که نباید تا این اندازه در مورد این موضوع جنجال و مناقشه میشد. شاید مقداری از موضوع به اطلاعرسانی اولیه مربوط میشود، زیرا این اطلاعرسانی چندان حرفهای انجام نشد و عملا فضا را برای اینگونه حواشی مناسب کرد.
- نه اطلاعرسانی دقیقی انجام شد و نه در وقت لازم صورت گرفت. همین مسائل، فضایی را ایجاد کرد که طرفین موضوعاتی را مطرح کنند. بهتر بود ما هم مثل چینیها عمل میکردیم، به همین دلیل هم گفتم اطلاعرسانی غیرحرفهای و نابهنگام در داخل کشور صورت گرفت.
- در هر حال چین برای ایران همانقدر مهم است که ایران برای چین. در صورتی که این توافق بین ایران و چین انجام شود، اسراییل و برخی کشورهای منطقه و آمریکا به حاشیه خواهند رفت.
- متاسفانه هنوز در داخل کشور برخی نگرشها وجود دارد که دیر به جمعبندی میرسد چرا که به اعتقاد بنده چنین قراردادی میبایست در سال ۶۸ و در جریان سفر رهبری که در آن مقطع در قامت رئیس جمهور بودند انجام میشد یعنی این سند باید حدود ۳۱ سال قبل پیش میرفت.
- اشکال از دو طرف چینی و ایرانی است. البته ما نیز باید در برهههایی تلاش بیشتری میکردیم، معتقدم بدترین چیز این است که اولویتها به واسطه ضرورتها تعیین شود و این در سیاست خارجه، سم مهلکی است به این معنی که، چون ضرورت دارد با این کشور کار میکنیم. ممکن است روزی کشوری به جایی برسد که این کار را انجام دهد، اما در مجموع نباید براساس ضرورتها اولویت تعیین کرد.
- ما و چین جزو خانواده آسیایی هستیم لذا داشتن روابط جدی و پایدار با این دسته از کشورها باید در اولویت باشد؛ مستقل و صرفنظر از ضروریات موجود روز. البته برخی مواقع این ضرورتها ممکن است اولویتها را پررنگ کند.
- نه تنها به این سند یا همکاری خوشبین هستم بلکه آن را ضروری و جزو بدیهیات در سیاست خارجی ایران میدانم، چرا که معتقدم کشورها برای خودشان یک چارچوب و یک راهنمای کار دارند. ایران برای خودش دستورالعمل دارد و سیاست نه شرقی نه غربی را در عرصه خارجی دنبال میکند و در ذیل این سیاست، علاقهمند به گسترش روابط با همه کشورها به جز یکی دو کشور هستیم.
- در این سبد همه کشورها جا میگیرند، به فرض زمانی ایران به همکاری با اروپاییان علاقه داشت. در ابتدای انقلاب حجم همکاریهای اقتصادی و تجاری ایران با اتحادیه اروپا با فاصله چند میلیارد یورویی از بقیه جلوتر بود، البته این به معنی خدشه به سیاست نه غربی نیست، چرا که گسترش رابطه با کشورها و تجارت و اقتصاد از موضع برابر را دنبال میکنیم، در این راستا آمریکا را از کشور بیرون کردیم که نشان میدهد سیاست ما نه غربی است.
- چین در این اولویت، دوست و همکار ما در بسیاری از مسائل بوده همچنین شریک قابل اعتمادی برای ایران است ضمن این که در گذشته نیز سابقه استعماری در کشور ما نداشته است. همه اینها نشان میدهد باید با این کشور همکاری جدی داشته باشیم. نه با این کشور بلکه با همه همسایگان و همچنین هند و روسیه و کشورهای اسلامی نیز باید در دستور کار قرار گیرد و چنین همکاریهایی داشته باشیم.
- رهبر انقلاب در قامت رئیس جمهور در اردیبهشت ۶۸ به چین سفر موفقی داشتند و مذاکرات بسیار سودمندی انجام شد. از آن زمان باید کار با چین به طور جدی استارت میخورد، اما متاسفانه با توجه به برخی اولویت بندیهایی که در داخل دیده میشد که باید با اروپا و غرب کار کرد، آن مقوله به تعویق افتاد.
- کار با چین به عنوان کشوری که با ما دوست است و در بسیاری از زمینهها حرف اول را میزند همچنین شریک اول تجاری تقریبا بیش از ۱۲۰ کشور دنیاست حتما باید در دستور کار قرار گیرد ضمن اینکه ایران کشوری نیست که تحت سلطه کشور دیگری در آید در این صورت از زیر سلطه آمریکا بیرون نمیآمد؛ لذا جای نگرانی و ابهامی را نمیبینم.
- آمریکا، اسراییل و بعضی کشورهای منطقهای وابسته به آمریکا همچنین ضدانقلاب اصلا نمیخواهند ایران تقویت شده و شرایط خوب بینالمللی برای ایران فراهم شود بلکه این عده صرفا خواهان انزوا و وجود مشکلات در ایران هستند. البته این عده به هیچ عنوان ارزشی ندارند که بخواهیم برای اقناعکردنشان وقت بگذاریم. برخی از افراد در داخل کشور نیز دلسوزان داخلی هستند که نگرانیهایی دارند و باید آنها را روشن کرد.
- بنده سند ۱۸ صفحهای ایران و چین را دیدهام. هیچ کدام از نکتههایی که در برخی رسانهها مطرح شده در آن وجود ندارد، بلکه این نکتهها براساس مطالبی است که از خارج پمپاژ میشود و نباید براساس آن قضاوت کرد، ایران کشوری نیست که زیر سلطه برود.
- نه تنها با چین بلکه باید با کشورهای دیگر هم چنین قراردادی داشته باشیم و جای نگرانی نیست. چین کشوری است که به گفته برخی در ۲۰۲۵ یا ۲۰۳۰ به عنوان اولین قدرت جهانی خواهد بود، بنابراین نمیتوان با چنین کشوری سند راهبردی نداشت ضمن این که از این سند هر دو کشور منتفع میشوند.
- چین که میخواهد در چند سال آینده اولین قدرت اقتصادی باشد طبیعی است دنبال شرکای با اعتماد و با نفوذ و مقتدری میگردد، در منطقه هم بهتر از ایران نمیشناسد، طبیعی است که ما هم به دنبال کشورهای قوی برای همکاریهای نفتی، صنعتی و زیرساختی هستیم.
- سیاست نه شرقی نه غربی به معنای زیر سلطه نرفتن است، ممکن است در شرایطی رابطه بیشتری با غرب یا با طرف دیگر داشتیم، چنان که در گذشته خواهان رابطه جدی با اروپا بودیم، در همین راستا نیز در اوایل دهه ۷۰ اولین پیشنویس استراتژی رابطه با اروپا را در وزارت خارجه که به تایید مسؤولان عالیرتبه نظام رسید، نوشتم.
- ایران از ابتدا استراتژی همکاری با غرب را داشت، اما آنها نتوانستند از خودشان استقلال نشان دهند و زیر فشار آمریکا البته مقداری هم به صورت ارادی با ایران همکاری نکردند، لذا موضوع گسترش رابطه از نداشتن سلطه متفاوت است.
- در روزهای سخت جنگ، شوروی سابق از ما میخواست که اگر در افغانستان کوتاه بیایید همه چیز به شما میدهیم این در حالی است که ایران این کار را انجام نداد، بنابراین اگر قرار بود زیر سلطه یک کشور برویم در شرایط سخت جنگ، شرایط شوروی را میپذیرفتیم؛ لذا گسترش رابطه با زیر سلطه نبودن دو مقوله متفاوت است.
برجام آمد که ایران را تخلیه قدرت کند
- تاکید میکنم که معتقد نیستم اروپا صرفا تحت فشار آمریکا همکاری کاملی با ایران نداشت، چراکه اروپا نمیخواست کاری کند.
- در مقالهای که طی روزهای اخیر از جوزپ بورل، مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپا منتشر شده جملهای کلیدی وجود دارد مبنی بر اینکه برجام اولین گام برای ما بود که به موضوعات دیگری که نگرانی امنیتی برای ما ایجاد میکنند، برسیم.
یعنی برجام آمد که ما را تخلیه قدرت کند، اگر این را بپذیریم طبیعی است که اروپا چنین استراتژیای داشت و صرفا منت میگذاشتند و برخی حرفها را در راستای ایران مطرح میکردند.
- در هر حال معتقد بودم اروپا نه میتواند و نه میخواهد که همکاری بیشتری با ایران داشته باشد. از جمله اینکه اینستکس دو سال پیش تدبیر شد، ولی انجام نشد تا وقتی که ایران تعهداتش را کم کرد و اروپا به دلیل نگرانی از این بابت اقدامات کوچکی برای ایران انجام داد.