
امیر کوشا
یاد آخرین جملهای میافتم که بر زبان عباس انصاریفرد رانده شد. وقتی به پایان یک گپ و گفت دوستانه، روز بعد از بازی با پیکان رسیدیم، مدیرعامل پرسپولیس در حالی که سعی میکرد خود را بیتفاوت نسبت به شایعات و امیدوار به آینده نشان دهد، گفت:«در فوتبال ایران، مدیریت پایههای اصولی ندارد. پس قاعدتاً نمیتوانیم روی عملکرد مدیران در موردشان قضاوت کنیم. قضاوت در مورد عملکرد مدیران به دو چیز بستگی دارد؛ اول روابط مدیران باشگاهی با مقامات بالاتر خود و دوم نتیجهای که به دست میآید.»
عباس انصاریفرد این روزها مهمترین عامل ناکامی پرسپولیس است و البته همین مرد به کارنامه و عملکرد خود میبالد. او سعی میکند هر عاملی (ولو جذب دیرهنگام اسپانسر) را یک موفقیت در کارنامه خود معرفی کند. تلاش شفاهی انصاریفرد هرچند نتیجه دلخواهی برای او ندارد و نمیتوان تصور کرد تماشاگرانی که هر بازی علیه او فریاد میکشند، ناگهان مهر او را در دل خود جای دهند، اما این حقیقت را باید پذیرفت که بخش پایانی ادعای این مدیر در مورد شکل انتصابهای مدیران استقلال و پرسپولیس آمیخته با واقعیت است.
انصاریفرد بر همین اساس وقتی دید بهترین راهحل در شرایط کوتاه مدت برای باقی ماندن در اتاق مدیریت باشگاه پرسپولیس، نتیجه گرفتن در هفتههایی است که پرسپولیس روندی کاملاً نزولی به خود گرفته است. در حقیقت عباس انصاری فرد راه میانبر را مسدود دید. وقتی علی سعیدلو که پیش از این هم در مقام معاونت اجرایی ریاستجمهوری و هم در نقش رئیس هیأتمدیره باشگاه پرسپولیس شناختی کافی از چند و چون مدیریتی این باشگاه دارد و وضعیت مدیریتی این تیم را میشناسد، به خود اجازه نداد مانند گذشته از راههای توجیهی برای ابقای خود استفاده کند.
شفاهیات عباس انصاریفرد هرچقدر هم محکم و قوی باشد، قابل قیاس با فریادهایی نیست که هر بازی و بدون هماهنگی لیدرها و البته به صورت خودجوش از زبان خیل هواداران بیرون میآید. پس او راهحل پایانیاش را اینگونه به زبان میآورد:«من برای اینکه نتیجه کارهایم در پرسپولیس را ببینم، نیاز به زمان دارم. البته فکر میکنم مهمترین مشکل من هم این باشد که دربی آخرین فرصت ماست. پس ما باید دربی را ببریم تا این کادر مدیریتی فرصت دیدن نتیجه کارهایش را داشته باشد!»
****
دربی حالا برای عباس انصاریفرد معنی و مفهوم آخرین نفس برای زنده ماندن را دارد. شاید او تنها کسی نباشد که از استرس دربی از شب تا صبح پلک روی هم نگذارد. اما بی شک او را باید مضطربترین عنصر دربی دانست. مدیری که برای رسیدن به نتایج عملکردی خود، بازه زمانی بلندمدتتری نسبت به طول عمر مدیران ایرانی میخواهد و البته نتایج تیمش را هم عاملی مناسب برای ارزیابی نمیداند.
انصاریفرد البته پیش از دربی، تیشه به ریشه خود زد. او که عادت دارد همواره قبل از رویدادهای مهم و حساسترین بازیها، جو تیم خود را با یک حکم اخراج یا مصاحبهای توفانی عیله ستارهها آشفته کند، این بار هم ترک عدات نکرد. او قبل از دربی برگشت فصل قبل با علی کریمی در شفاهیات گلاویز شد و نیم هفته زمان برد تا همه چیز به حالت عادی برگردد. انصاریفرد همچنین قبل از بازی سرنوشتساز تیمش مقابل پاختاکور، افشین پیروانی را اخراج کرد که خود به معنی تخلیه روحیه بازیکناناش بود. او شکست را به تیمش هدیه داد و هرگز نپذیرفت باورش از مدیریت اشتباه است... اگر اعتقادی بر این داشت، این بار با داستان کرانیکار چنین لطمهای به تیم خود نمیزد.
بزرگترین ناکامی انصاری فرد همین که حبیب کاشانی برای نجات تیمش از بحران باید وارد عمل شود و با حضور در تمرینات این تیم، روحیه بازیکنان را شارژ کند. آیا با چنین وصفی، نیازی است دوباره منتظر دربی بنشینیم؟
متر و معیاری که عباس انصاریفرد از آن حرف میزند، حقیقی و واقعی است. اما باید این تابوهای قدیمی را شکست. پرسپولیس و کارنامه مدیریتی مدیرعامل را نمیتوان در یک 90 دقیقه بررسی کرد. آیا توپ گرد و اتفاقاتی که گاهی در زمین بازی همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد میتواند ناکامیهای عباس انصاریفرد را پاک کند؟
****
شاید این آخرین روزی باشد که هواداران به خودشان زحمت میدهند تا شعار «حیا کن...» را برای مدیرعامل خود بسرایند.