دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده در 18دسامبر 2017 راهبرد امنیت ملی جدید کشورش را اعلام نمود. ترامپ در این سند 68صفحهای که چارچوبها و جهتگیریهای اصلی این کشور را نشان میدهد، با شعار «امریکا نخست» بیش از هر چیز بر اولویت رویکرد داخلی تأکید كرده و حل مشکلات داخلی امریکا نظیر مسائل اقتصادی، حفاظت از حقوق شهروندان و سروسامان دادن به قوانین مهاجرتی را مد نظر قرار داده است. در این سند، با مفروض گرفتن امنیت اقتصادی به معنای امنیت ملی امریکا، اقتصاد مهمترین پایه سیاستگذاری امنیت ملی در امریکا دانسته شده است. به عبارتی، سعی ترامپ بر آن است که بین شعار اصلی انتخاباتی خویش که بیشتر معطوف به داخل است و سیاست خارجی امریکا نوعی پیوند ایجاد کند. ترامپ در سخنرانی خود در دفاع از دستورالعمل استراتژی امنیت ملی، ضمن انتقاد از اقدامات سیاستمداران قبل از خود، بر دفاع از ارزشهای مسلط امریکایی و تقویت موقعیت و جایگاه این کشور در عرصه بینالمللی تأکید کرد.
در سطح خارجی این سند برخی کشورها همچون روسیه و چین را به عنوان قدرتهای تجدیدنظرطلب معرفی نموده و در عین حال از ایران و کرهشمالی به عنوان دولتهای سرکشی که سیاست خارجی امریکا و جایگاه این کشور را با تهدید مواجه میکنند، نام برده است. بدین لحاظ، با وجود روابط اقتصادی و تجاری گسترده امریکا و چین، این سند به طور خاص با انتقاد از چین خواستار بازنگری در رویکردهای دو دهه گذشته سیاست خارجی امریکا نسبت به پکن است و این موضوع احتمال رویارویی با چین را در آینده سیاست خارجی امریکا گسترش میدهد. نکته جالب توجه در اظهارات ترامپ این بود که وی پیروزی بر داعش و تروریسم در سوریه و آزادسازی سرزمینهای تحت تصرف را دستاورد خود دانست و بدون اشاره به نقش ایران و روسیه، سیاست خارجی خویش را موفقیتآمیز توصیف نمود.
نکته بارز این سند، توجه به ایران به عنوان تهدید برای امریکا است. ترامپ در این سند مانند اسلاف محافظهکار خویش راهبرد مهار ایران را دنبال میکند. دو رویکرد اصلی برای مهار ایران در این سند تقویت سپر موشکی و همکاری با اعراب عضو شورای همکاری خلیج فارس است. به طور کلی راهبرد سیاست خارجی امریکا از سال 2008 بدین سو بر سرمایهگذاری بر ایجاد و تقویت سپر دفاع موشکی با محوریت مقابله با ایران قرار گرفته است. امریکا در دوره بوش پسر راهبردی سهجانبه را برای تقویت توان دفاع موشکی کشورهای منطقه در نظر گرفت که شامل فروش سامانههای دفاع موشکی پیشرفته به کشورهای عربی، افزایش توان دفاع هوایی ناوهای امریکایی مستقر در خلیج فارس و ایجاد سامانه دفاعی مشترک در رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی بود. اوباما در سپتامبر 2008 مبلغ 3/15 میلیارد دلار برای استقرار سپر دفاع موشکی در مناطق مورد تهدید به تصویب رساند و کشورهای عربی چون کویت، قطر، بحرین و امارات برای انجام آن انتخاب شدند. امریکا در همین دوره این کشورها را با سامانه دفاع موشکی پاتریوت، سامانه راداری ایکس باند و سامانه فوق پیشرفته دفاع ضد هوایی تاد مجهز نمود که برای خرید آنها تنها از سوی قطر 6/5 و امارات 1/135 میلیارد دلار هزینه شد. در حال حاضر نیز هدف اصلی ترامپ از سرمایهگذاری روی این طرح، تقویت سیستم دفاعی اسرائیل موسوم به گنبد آهنین و مهار ایران است. در حوزه گسترش روابط با اعراب نیز ترامپ سعی دارد با تعمیق روابط با اعراب حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی و تحت فشار قرار دادن ایران در موضوع برجام، سیاست خارجی ائتلاف ساز خود علیه ایران را گسترش دهد. در واقع رویکرد دوگانه این کشور به بحران کشورهای عضو شورای همکاری با قطر نیز مؤید همین نکته است. در مجموع میتوان گفت که ذیل سند استراتژی امنیت ملی جدید امریکا، سیاست خارجی این کشور در رابطه با ایران، استراتژی مهار در قالب فشار بر ایران و حمایت از متحدین منطقهای این کشور است.