به گزارش خبرنگار ما، پنجم شهريور سال 93، مأموران پليس دماوند از قتل پسر 17 سالهاي به نام علي باخبر و راهي محل حادثه شدند.
شواهد نشان ميداد پسر نوجوان در جريان درگيري خانوادگي بر اثر اصابت سنگ به سرش توسط دايياش کشته شده است. با انتقال جسد به پزشکي قانوني عامل قتل که در محل حاضر بود، دستگير شد. متهم 43 ساله به نام مصطفي در بازجوييها جرمش را انکار کرد و گفت: «مادرم زن باايماني بود و زندگي سادهاي داشت. او وصيت کرده بود بعد از مرگش اسباب و اثاثيه خانهاش را وقف کنيم. بعد از فوتش خواستم به وصيتش عمل کنم، اما خواهرم مانع شد. او ميگفت فرشهاي کهنه را خودش به مادرم بخشيده و حالا فرشها مال اوست.» متهم در ادامه افزود: «اين بهانه درگيري ما بود تا اينکه شب حادثه خواهرم و شوهرش به همراه پسرانشان به در خانهمان آمدند و شيشههاي خانه را شکستند. از سروصداي آنها بيرون رفتم و ديدم عده زيادي مقابل در خانهام به تماشا ايستادهاند. برادرم با علي گلاويز بودند و تعداد زيادي به سمت يکديگر سنگ پرتاب ميکردند. هرچه تلاش کردم آنها را آرام کنم نشد به ناچار براي دفاع از خودم و حريم خانهام وارد درگيري شدم. حالا معلوم نيست علي با پرتاب سنگ چه کسي به قتل رسيده است. من قاتل خواهرزادهام نيستم.»
با اين توضيحات و بنا بر شواهد و قرائن موجود کاوه به اتهام مباشرت در قتل روانه زندان و پرونده بعد از کامل شدن تحقيقات به شعبه دوم دادگاه کيفري يک استان تهران فرستاده شد. در آن جلسه اولياي دم درخواست قصاص کردند و سپس هر کدام از شاهدان حادثه در شرح ماجرا گفتند: «روز حادثه تعداد افراد در درگيري زياد بود. بعد از آنکه مقتول روي زمين افتاد مادرش به صورت برادرش سيلي زد و گفت تو پسرم را کشتي. ما سنگ را در دستان متهم ديديم، اما به چشم خودمان نديديم به سر مقتول بزند.» بعد از توضيحات شاهدان حادثه متهم که با قرار وثيقه آزاد شده بود، بار ديگر با انکار جرمش از خود دفاع کرد. در پايان هیئت قضايي بعد از شور، بنا به درخواست وکيل متهم، پرونده را به پزشکي قانوني فرستاد تا بار ديگر علت مرگ بررسي شود. به اين ترتيب و با توجه به گزارش پزشکي قانوني که علت مرگ ضربه به سر مقتول اعلام شده بود، متهم صبح ديروز مقابل هیئت قضايي همان شعبه به رياست قاضي زالي محاکمه شد. ابتداي جلسه اولياي دم درخواست قصاص کردند و مادر مقتول گفت: «برادرم بيرحمانه پسرم را کشت. او در آغوش خودم جان داد و به هيچ قيمتي از خونش گذشت نميکنم.»
در ادامه متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت: «باور کنيد درگيري آن روز از طرف خواهرم و خانوادهاش شروع شد. من راضي به درگيري نبودم، اما مجبور بودم از خودم و حريم خانوادهام دفاع کنم. من در قتل علي نقشي نداشتم و نميدانم چه کسي به سر او سنگ زده است.»
در پايان هیئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.