
نزديك به ٢٥ سال است كه بنده به جلسات مصاحبه دانشجويان دكتري دعوت ميشوم و هميشه در اين ساليان از خود پرسيدهام اين مصاحبه چند دقيقهاي به چه دردي ميخورد! حدود پنج سالي است كه فقط شركت ميكنم و نمره نميدهم چون اصلاً نتوانستم در مفيد بودن آن با خودم كنار بيايم!
دعوتشدگان همه از فيلترهاي اوليه گذشتهاند. معمولاً چند استاد در جلسه تشريف دارند و عموماً از تز كارشناسيارشد دانشجويان سؤال ميشود و دانشجويان در عرض ۵ دقيقه با خلقيات مختلف اساتيد و بنا به گفتههاي دانشجويان زير بار استرس كشنده، ارزيابي ميشوند. كافيست تحت فشار استرس، يك دانشجو كلمهاي خارج از عرف مقام والاي ما اساتيد بگويد، او رد است، ولاغير؟ استاد ممكن است بنا به هزار دليل از دانشگاه طرف خوشش نيايد! مثلاً شايد لباس مناسب براي مصاحبه به تن نكرده و هزاران موضوع مثل آن و بدتر از همه اقوام يا دوستان يا حمايتشدگان و.... در اين چند سال همه اين موارد را ديده و تجربه كردهام البته اين شيوه تمام اساتيد نيست و هستند كساني كه واقعاً دقيق دانشجويان را ارزيابي ميكنند كه زحماتشان جاي تقدير دارد.
البته يك نكته وجود دارد كه تعداد داوطلبان بيشتر از حد امكانات دانشگاه است! در ضمن ناگفته نماند كه داوطلبان امروزي در مقايسه با ٢٠ سال پيش ٢٠٠ برابر ضعيفتر شدهاند! البته بهترين راه شايد كاري است كه دانشگاههاي خارج انجام ميدهند: بر اساس تقاضاي دانشجو، بررسي سوابق توسط استاد راهنما و قبولي يا ردي او توسط فرد استاد.
تجربه بنده ميگويد اين بسيار خوب است وليكن شايد براي ما كمي زود باشد چون ميترسم تمام اقوام من، دكتراي مهندسي سازه و زلزله بگيرند! پس واقعاً بايد يك بازنگري جدي درباره مصاحبه دكترا در آموزش عالي كشور رخ دهد. ارزيابي بنده از اين همه سال بيفايده بودن مصاحبه و در بسياري موارد جفا به دانشجويان خوب ولي فاقد سياست گفتاري و لابيگرايي ميباشد. اين طرح مسئله است كه بزرگان آموزش عالي بايد انديشمندانه پاسخي براي آن پيدا كنند.