کد خبر: 812325
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۴
آشنايي با ابعاد فردي و اجتماعي هيجان
مگر ترسيدن خوب هم داريم؟ اصلاً مگر مي‌شود آدم بترسد، قلبش بريزد ولي بعدش بخندد؟ همه اينها به كنار، امكان ندارد آدم بترسد و بدنش بعد از ترس آماده‌تر و بهتر از قبل رفتار كند؟ اما حقيقت اين است كه همه اين سؤال‌ها در حقيقت عملي مي‌شود
فائزه مقدم
مگر ترسيدن خوب هم داريم؟ اصلاً مگر مي‌شود آدم بترسد، قلبش بريزد ولي بعدش بخندد؟ همه اينها به كنار، امكان ندارد آدم بترسد و بدنش بعد از ترس آماده‌تر و بهتر از قبل رفتار كند؟ اما حقيقت اين است كه همه اين سؤال‌ها در حقيقت عملي مي‌شود. آدم بايد بترسد اما نه ترس توأم با وحشت، بلكه ترسي كه بعدش از واكنش خودش يا اتفاقي كه افتاده بخندد. آدمي بايد خودخواسته در معرض هيجانات مثبت قرار بگيرد تا واكنش‌هاي بدنش را بسنجد و آمادگي جسمي‌اش را با همين رفتار ساده از چندين جهت بالا ببرد.

   با هيجان مواجه شويد
طبيعي است كه هر انساني زمان ترس، رفتار و اعمال متفاوتي از خود بروز دهد پس مي‌توان گفت تأثير بر فكر و عمل تأثير بعدي هيجان است چون فرد هيجان‌زده، در فكر و عمل سست مي‌شود و تعادل خود را از دست مي‌دهد. همه ما تجربه كرده‌ايم كه زمان هيجان نمي‌دانيم چه مي‌گوييم و چه كار مي‌كنيم. در بسياري موارد هيجان‌زده‌ها حتي كنترل دستگاه مجاري خود را هم از دست مي‌دهند يعني قدرت لحظه تا اندازه‌اي است كه اختيار رفتارهاي كاملاً دروني را نيز از دست مي‌دهيم چه برسد به رفتارهاي بيروني و عيني.
با اين وصف تجربه هر هيجان به آدمي كمك مي‌كند تا با تكليف اساسي زندگي مثل مواجه شدن با تهديد به خوبي كنار بياييم. علاوه بر اين هيجان‌ها به هدف‌هاي اجتماعي هم كمك مي‌كنند. هيجان‌ها احساسات ما را به ديگران منتقل مي‌كنند، بر نحوه تعامل ديگران با ما تأثير مي‌گذارند، ما را به تعامل اجتماعي فرا‌مي‌خوانند و نقش مهمي در برقراري روابط ميان فردي، حفظ و قطع آن دارند. حالا براي اينكه مطمئن شويم هيجانات مثبت چه اثرات مثبت و سازنده بسياري بر انسان مي‌گذارد چندمورد تأثيرات فردي و اجتماعي ثابت شده از منظر علمي در اين خصوص را مرور مي‌كنيم.
    به عامل‌ها دقيق و متمركز مي‌شويم
بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه آثار هيجان به اثر هيجان در رفتارهاي ذهني، اثر هيجان در بدن، اثر هيجان بر زندگي انسان و اثر اجتماعي هيجان ختم مي‌شود. مثلاً در مورد اول هيجان براي ميزان دقت و ساير ويژگي‌هاي ذهني انسان تأثير مي‌گذارد. تأثير آن به اين شكل است كه وقتي فرد هيجان‌زده مي‌شود دقتش برخلاف معمول، كه به هر چيز متوجه مي‌شود، فقط به انگيزه و عامل هيجان متوجه مي‌شود، به‌طوري كه شخص حتي اشياي محيط خود را نيز ادراك نمي‌كند مثل اينكه اصلاً چيزي وجود ندارد. علاوه بر اين هيجان بر قدرت تداعي هم تأثير مي‌گذارد چون موقع هيجان، خاطرات انسان فقط به انگيزه هيجان مربوط خواهند شد.
 
  به اوج تخيل مي‌رسيم
تغيير قوت و شدت خيال از تأثيرات بعدي هيجان است چون تجربه ثابت كرده كه انسان هيجان‌زده از قدرت تخيل به شدت بالايي برخوردار است «اما تنها در همان لحظه هيجان» تا جايي كه بعدها ممكن است از شنيدن صداهاي موهوم يا ديدن شخصيت‌هاي ذهني صحبت كند، اين را به پاي دروغ گفتن نگذاريد چون هيجان‌زده‌ها شدت خيال بسيار بالايي پيدا مي‌كنند.

    شايد اختراع هم بكنيم!
يكي ديگر از تأثيرات لحظه‌اي هيجان بر فرد، شكل گرفتن افكار تازه است. هيجان سبب اختراع و ابداع افكار نو مي‌شود چنانكه رقابت ميان دو فرد، موجب پيدايش طرقي براي سبقت از يكديگر مي‌شود مانند جنگ سرد ميان دو دولت كه به اختراع سلاح‌هاي تازه منجر مي‌شود.
 
   احساس زنده بودن...
در بعد دوم تجربه نشان داده كه هيجان در روال عادي زندگي انسان نيز تأثير مي‌گذارد اما چون اين تأثيرات بسيار مفيد و لذتبخش است مي‌توان به جرأت گفت كه زندگي بدون هيجان، هرگز زندگي به معناي واقعي نخواهد شد و همچون خوراكي خواهد بود كه نمك و ادويه لازم را ندارد. زيرا آنچه زندگي را مشخص مي‌كند يا به بيان ديگر، مشخص‌كننده زنده و مرده همان تغييرات يا رفتارهاي هيجاني هستند. از اين رو، ايجاد هيجان‌هايي در افراد در مواقع گوناگون و مقتضي، ضروري است مانند برپا كردن جشن روز تولد و دادن هديه به صاحب جشن.
 
   ابعاد اجتماعي هيجان
اگر از تأثيرات دروني و ذهني هيجان بگذريم در دسته بعدي مي‌رسيم به تأثيراتي كه شامل نقش اجتماعي فرد هيجان‌زده مي‌شود. آثار هيجان كه در چهره فرد ظاهر مي‌شوند در زندگي اجتماعي بسيار مؤثرند زيرا همين آثار و علائم هيجان، زبان طبيعي ميان مردم مي‌باشند. بدين معنا كه ايشان مي‌توانند با مشاهده همين نشانه‌ها به رفتارهاي رواني يكديگر پي ببرند. به عبارت ديگر، همين علائم، رموز اجتماعي براي تفاهم و تأثير و تأثر ميان افراد بشر است.
  
 هيجان در كودكان
در مقابل هرچه از تأثيرات و نشانه‌هاي هيجان در بزرگسالان گفتيم بايد به يك نكته اشاره كرد و آن هم اينكه تأثير هيجان بر كودكان از چند بعد متفاوت است. مثلاً هيجان‌ها در كودكان از سرعت و زودگذري خاصي برخوردارند چون اين هيجانات همانطور كه زود شروع مي‌شوند عمر كوتاهي دارند و به سرعت هم پايان مي‌پذيرند و صدالبته كه در كودكان هراس به معناي بزرگ‌ترها ديده نمي‌شود. رفته رفته با افزايش سن كودك او ياد مي‌گيرد چطور به هيجاناتش عمق و مدت طولاني‌تري بدهد.
البته هيجان در كودكان از نظر شدت و انفجار نيز مهم است. هيجان‌هاي كودك، شديد و تند مي‌شوند به‌طوري كه او فرق ميان امور ارزنده و بي‌ارزش را تشخيص نمي‌دهد. چنانكه وقتي او را از بيرون رفتن، مانع شوند گريه مي‌كند همچنان كه هنگام چيدن ناخن‌هايش به گريه مي‌افتد. همچنين، وقتي به او سيبي بدهند به همان ميزان شاد مي‌شود كه برايش سه چرخه‌اي بخرند. به تدريج در اثر رشد و تربيت از اين شدت، كاسته مي‌شود.
دليل تفاوت ديگر هيجان در كودكان اين است كه چون كودك در اول مسير زندگي است از هر رفتار و كنشي براي خودش هيجان مي‌سازد و به مرور زمان ياد مي‌گيرد كه هيجانات واقعي را از رفتارهاي عادي تفكيك كند پس در نتيجه مي‌توان گفت با اين ذهنيت كه كودك هر رفتاري را هيجان مي‌بيند تعداد و شدت هيجان‌هاي كودكان بيشتر از بزرگسالان است.
نكته ديگر در مورد هيجان كودكان اين است كه دقيقاً نمي‌دانند در مقابل هر هيجان چه واكنشي از خود بروز دهند. چون كودك شناخت درستي از هيجان ندارد پس ممكن است يك بار به هيجاني بخندد و دفعه بعد گريه كند، چون كودك در هيجان‌هاي خود، به يك رنگ و حالت ثابت نمي‌ماند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار