انتشار نامه دوم از سوي مقام معظم رهبري به مثابه تيري بود كه دقيقاً به نشانه نشست. اين نامه باعث شد فكر جوانان جوامع غربي و اروپايي به شدت درگير محتواي آن شود.
غرب تا امروز بهترين و موفق ترين دانشي كه روي آن كار كرده دانش هستهاي است. دانشي كه ما مدتهاست به آن دست پيدا كردهايم، اما تصور كنيد دانش مهندسي اجتماعي، شبكههاي اجتماعي و مديريت فكري مردم تا چه اندازه مهم است. در هر جامعهاي كه باشيم دانش هستهاي، انرژي، اقتصاد و پيشرفت را براي چه ميخواهيم؟ بدون شك براي «جامعه درست» ميخواهيم؟ حالا درنظر بگيريد اگر خود اين جامعهاي كه اين همه برايش تلاش ميكنيم دچار مشكل باشد، تكليف چيست؟ اينجاست كه همه تلاشها به فنا رفته است. مقام معظم رهبري دقيقاً همين هدف را نشانه رفتهاند. نامه ايشان خطاب به جامعهاي است كه به ظاهر از همه رفاه، فناوري، ثروت، قدرت و ابزار دنيا برخوردار است اما از مشكلات و مصائب اصلي مثل بيعدالتي، تبعيض و عدم آزادي بيان رنج ميبرد.
در غرب كه ادعاي آزادي بيان و عقيده دارد ميبينيم قوانين منع حجاب، آزار مسلمانان و خفقان به راحتي اجرا ميشود اما در ايران ما شاهد هستيم كه همه مردم با هر دين آسماني داراي حقوق اجتماعي و قانوني برابر هستند تا جايي كه اقليتهاي مذهبي كشور ما حتي در جايگاههاي مهم كشور مثل مجلس شوراي اسلامي نماينده خاص خود را دارند. ايران اين روزها به مركز گرد هم آمدن شيعه و سني كنار يكديگر تبديل شده است، به طوري كه برادران اهل تسنن ما كنار برادران اهل تشيع نماز ميخوانند.
براساس سخنان مقام معظم رهبري ما اين روزها بايد براي جامعه، فكر و فرهنگ مردم تلاش كنيم. ايشان تاكيد ميفرمايند فكر نكنيد نگراني غرب از داشتن دانش هستهاي و اتمي ماست، نه نگراني غرب از اشاعه تفكر ماست. حقيقت هم اين است؛ جهان پر است از كشورهايي كه پيشرفتهترين دانش هستهاي و اتمي را دارند، كره اين روزها حتي در موضع تهديد هم قرار ميگيرد پس چرا با او كاري ندارند؟ مشخص است، چون همه نگراني غرب از معرفي اسلامي واقعي است كه در كشور ما وجود دارد.
غرب مدتهاست در كشور ما به دنبال نفوذ فرهنگي، اجتماعي، سياسي، علمي و اقتصادي است. حالا اين بار جهان با نامه رهبري مواجه شده است كه همين پروژه قديمي، نفوذ غرب را با مهندسي معكوس اجرا ميكنند. اين نفوذ در حقيقت نفوذ تفكر حقيقت، حقانيت و اسلام به جوامع غربي است. دقيقاً به همين دليل جوامع و دولتمردان غربي يكدفعه ملتهب شدند. بهترين راه اين است كه از ابزارهاي نوين استفاده كنيم و مؤسسات فرهنگي ديجيتال، سايتها و مراكز فرهنگي همه از جمله ظرفيتهاي موجود در كشور است كه بايد از آنها استفاده كرد.
اگر بخواهيم انتشار اين نامه را با رويكرد ارتباطات تحليل كنيم بايد بگوييم وقتي رويدادي رخ ميدهد مردم بهدنبال رسيدن به پاسخ سؤالاتشان هستند، در اين زمان به اولين و سريعترين پاسخ اعتماد ميكنند. دقيقاً در زماني كه جوامع غربي در اتفاقات رخ داده متحير بودند و نميدانستند چه شده است مقام معظم رهبري بسيار هوشمندانه يك نامه روشنگرانه منتشر ميكنند. در اين نامه نه تنها به سؤالات ذهني مردم پاسخ داده شده، بلكه ايشان به تبيين زيبايي از دين اسلام هم پرداخته بودند. در اين نامه مقام معظم رهبري به اقدامات دولتمردان غربي در راستاي اسلام هراسي، مرعوب كردن اسلام و ترويج تروريسم اشاره ميكنند و پيرو نامه اول كه از جوانان غربي خواسته بودند خودشان در مورد اسلام تحقيق كنند و به نتيجه درست برسند در اين نامه هم خط قبلي دنبال ميشود. در نامه دوم به صراحت آمده اسلام واقعي، اسلام صلح است. نتيجه انتشار نامه اول و دوم اين بود كه عطش دانستن جوان غربي به اين سمت هدايت شد كه تا 24 آذرماه 19 ميليون نفر از لينك مستقيم اين نامه بازديد كردهاند، بماند اينكه اين نامه در سايتها و لينكهاي غيرمستقيم هم به اشتراك گذاشته شده است.
در كنار همه اين اتفاقات ما امروز ميبينيم كه فيسبوك، نامه مقام معظم رهبري خطاب به جوانان غربي را از صفحه روسي معاونت برون مرزي صدا و سيما حذف ميكند. درنظر بگيريد كه فقط در صفحه ترجمه شده به زبان روسي اين نامه تا چه اندازه تأثيرگذار بوده كه فيسبوك به ناچار اين مطلب را حذف كرده است. بماند اينكه مشابه رفتار فيسبوك در ساير صفحات و شبكههاي مجازي مانند توئيتر و يوتيوب هم اتفاق افتاد.
البته ترجمه شدن متن نامه به بيش از 21 زبان زنده دنيا هم در اين مقوله بسيار تأثير داشت چون مخاطبان جوان غربي از هر زبان و مليتي به راحتي توانستند به متن اصلي و ترجمه شده نامه دسترسي پيدا كنند. در دنياي امروز اتفاقي كه شاهد آن هستيم جنگ از نوع درگيري و فيزيكي و سخت نيست، بلكه وقتي صحبت از مقابله با انديشه و فكر هست مهمترين ابزار براي اين نوع مقابله ابزار رسانه است كه ميتوان بهترين استفاده را از آن كرد. فراموش نكنيم علاوه بر جايگاه مهمي كه رهبر معظم انقلاب در ميان مسلمانان جهان دارند به لحاظ شخصيتي، ايشان به عنوان يك انديشمند و يك رسانه كامل و جامع هستند. نهايتاً اين شد كه در كنار نامهاي كه از سوي چنين شخصيتي صادر شد جبههاي از رسانههاي اسلام حقيقي صفآرايي كرده و تلاش كردند حقيقت مطلق را به هدف اصلي مورد نظر رهبر كه همان ذهن مخاطب و جوان غربي است برسانند.