اگرچه دولت يازدهم از زمان روي كار آمدن تاكنون تلاشهاي قابل ملاحظهاي را براي ايجاد ثبات در بخش اقتصاد به كار گرفته است اما شواهد نشان ميدهد اين دولت بيشتر انرژي خود را به روي مذاكرات هستهاي با غرب معطوف كرد كه اين امر نيز لازم بود اما اگر به موازات پيشبرد مذاكرات، سياستهاي اقتصادي را عملياتي ميكرد كه با تكيه بر توان داخلي، ظرفيتهاي خالي اقتصاد ايران فعال ميشد، بيشك امروز در بخش اقتصاد در جايگاه و شرايط بهتري به سر ميبرديم. متأسفانه به نظر ميرسد دولت يازدهم براي بهبود شرايط اقتصادي كشور نگاهي غربگرا دارد و فكر ميكند از طريق حل موضوع هستهاي و رفع تحريمها و برقراري ارتباط با غرب ميتواند اقتصاد ايران را به وضعيت مطلوبتري برساند كه اين امر نشان از اعتماد نداشتن دولت به ظرفيتهاي داخلي كشور دارد.
در اين بين براي اصلاح نگاه به غرب بايد به دولتمردان يادآور شويم كه بحران اقتصادي سال 2007 كه از امريكا آغاز شد، اثر سوء خود را بر بسياري از كشورهايي كه با امريكا در ارتباط بودند گذاشت و دامنه اين بحران آنقدر وسيع بود كه حتي برخي از كشورهايي كه با امريكا ارتباط مستقيم هم نداشتند از آثار سوء اين رويداد در امان نماندند، اين امر نشان ميدهد كه اين كشور علاوه بر برهم زدن نظم عمومي جهان به دليل مداخلههاي سياسي و نظامي خود، در بخش اقتصاد جهاني نيز مداخلههاي قابل ملاحظهاي دارد كه اين مداخلهها گاه كشورهاي دوست اين كشور را در مرز ورشكستگي و نابودي قرار ميدهد.
با توجه به توضيح فوق ميتوان مدعي شد بهتر است براي بهبود شرايط اقتصادي به جاي آنكه نگاه به غرب داشته باشيم نگاهي به ظرفيتهاي داخلي كشور بيندازيم چراكه كليد حل مشكلات اقتصادي ايران و نيل به اهداف بلند پروازانه در بخش اقتصاد در ظرفيتهاي داخلي كشور نهفته است.
وقتي نگاهي به ظرفيتهاي داخلي اقتصاد ايران مياندازيم متوجه ميشويم كه خداوند موهبات الهي را در حق كشور ايران تمام كرده است و ايران از هر حيث كشوري غني به شمار ميرود كه ميتواند با تكيه بر توان داخل و فعال كردن ظرفيتهاي خالي اقتصادي انقلاب اقتصادي را در كشور و منطقه راه اندازي كند و دربخش اقتصاد با كشورهاي منطقه و همچنين دنيا به رقابت جدي و تنگاتنگ بپردازد.
گفتني است ايران از نظر منابع طبيعي يكي از كشورهاي حائز اهميت در منطقه و دنيا به شمار ميآيد، بهطوري كه از لحاظ منابع طبيعي نفت و گاز و انرژي در جايگاه دوم جهان قرار داريم و از نظر ذخاير معدني با توجه به تنوع و مقدار در خاورميانه و حتي در دنيا كشور قابل توجهي هستيم. در كنار اين موضوع موقعيت ژئوپلتيك ايران نيز كاملاً قابل اهميت است.
ايران در حال حاضر هاب منطقه خاورميانه به شمار ميآيد و به نوعي دروازه طلايي ورود به 15 كشور همسايه به شمار ميرود و حتي يك منطقه بزرگ اقتصادي براي كريدور شمال به جنوب به حساب ميآيد به نحوي كه ميتواند از طريق ترانزيت كالا موقعيت استثنايي در خاورميانه داشته باشد و امكان جابهجايي كالاهاي كشورها را فراهم آورد.
بي پرده بايد مدعي شد كه خاورميانه قلب دنيا محسوب ميشود و ايران «قلب» قلب دنياست و نقش مهمي در بالانس منطقه دارد، حتي ايران از نظر نيروي انساني نيز بنا بر اعلام سازمانهاي بينالمللي در جايگاه مناسبي قرار دارد. برهمين اساس ميتوان گفت ايران از نظر توسعه نيروي انساني مقام اول را در منطقه به خود اختصاص داده است.
لازم به ذكر است ايران هماكنون با 10ميليون نيروي فارغالتحصيل و 5ميليون دانشجو آن هم با ضريب سني كم و در عين حال بازار 78ميليوني نفري ايران بههمراه بازار 370ميليون نفري منطقه ميتواند امكان توسعه همكاري ايران را با كشورهاي منطقه بيش از پيش فراهم كند. در حوزه نفت و گاز بايد عنوان داشت كه كشورمان 500ميليارد دلار پروژه تأييد شده دارد، اين امر نشان ميدهد كه حتي ايران در شرايط ركود تورمي نيز ميتواند بستر مناسبي براي جذب سرمايهگذاري با شركتهاي خارجي باشد.
در حالي كشورمان داراي ظرفيتهاي عنوان شده است كه هماكنون 50 درصد آن بهرغم تمام پتانسيلها خالي است، اگر يك خيزش و يك عزم ملي در دولت و ملت اتفاق بيفتد، فرمايشات رهبري در حوزه اقتصاد و رسيدن به رشد اقتصادي 8درصدي و مقام اول اقتصادي در منطقه امكانپذير خواهد بود.
ايران در تمام حوزههاي صنعتي، كشاورزي، تجارت، ترانزيت و دانش و فناوري داراي توانمندي بسياري است كه بايد با اولويت بخشي به آنها مسير را براي توسعه اقتصادي كشور فراهم آورد. در پايان موارد ذكر شده از آن حيث مطرح شد كه اگر دولت به جاي اميد به غرب اميد خود را به ظرفيتهاي داخلي اقتصادو به ويژه نيروي انساني جوان و تحصيلكرده داخل ببندد و ظرفيتهاي داخلي را فعال كند بيشك يك روزي فرا خواهد رسيد كه ايران غرب را تحريم كند و بدين واسطه بر انحصار و مداخلههاي گاه و بيگاه غرب بر كشورهاي دنيا براي هميشه پايان دهد.