زن ها برای اولین بار در طول تاریخ تمدن های بشری پی می برند که مرگ و میر نوزادان و بچه ها به خاطر بهداشت بهتر آنقدر پایین آمده که نیازی به تعداد بیشتر برای تولیدمثل خود ندارد. از این به بعد لازم نیست زن ها تعداد زیادی بچه داشته باشند تا از میان آن ها چند نفری هم باقی مانده باشند.
بی شک هنوز نقاطی از آفریقا وجود دارد که زنان، متوسط اولادشان پنج بچه به بالا است و بله، خاورمیانه ای هم وجود دارد که سنت و مذهب جایگاه قوی تر در اذهان مردم دارد. ولی به جز قبایل پراکنده در یمن یا افغانستان و سایر مراکز کوچک مذهبی، بقیه نقاط خاورمیانه هم پذیرفته است که با بچه های کمتر، شانس موفقیت خانواده نیز بیشتر خواهدگشت. از جمله آن ها ایران است که از متوسط هشت اولاد به میانگین دو بچه در خانواده رضایت داده است. به نظر می آید فرقی نمی کند که مردم کشورها فقیر یا ثروتمند، سوسیالیست یا کاپیتالیست، بی خدا یا مومن باشند چون اکثر آن ها در مسیر کاهش تولید مثل هستند.
با این وجود نباید تصور کرد که رشد جمعیت زمین متوقف شده است. بر جمیعت زمین هر سال 70 میلیون نفر افزوده می گردد ولی این مهم را باید درنظر گرفت که به فاصله یک نسل جمعیت زمین رابطه متعادلی برقرار خواهدکرد با تعداد مرگ و میرها در زمین. زمینی که دیگر نه جنگ های بزرگ جهانی دارد و به بیماری های واگیردار کشنده که هر بار ده ها میلیون انسان را به کام مرگ بکشاند.
لطمه ای که رشد مصرف بر پایه های حیات و محیط زیست زمین می زند اصلا قابل مقایسه با تاثیرات رشد جمعیت نخواهدبود. نصف کربن و دودهای سمی جهان در بخش کوچکی از زمین تولید می شود، جایی که فقط هفت درصد جمعیت زمین را در بر گرفته است. تولید کربن سمی رهاشده در هوا برای هر آمریکایی برابر با چهار چینی، بیست هندی،سی پاکستانی، چهل نیجریه ای و دوست و پنجاه اتیوپیایی است. حقیقت زیانبار مصرف زیاد، مدت هاست که دیگر قادر به یافتن توجیه و دلیل برای تمدید و بازسازی افسانه ناگوار جمعیت زیاد نیست.
مذهبی ها بیشتر بچه دار می شوندآمارهای جدید جمعیت شناسی در جهان معاصر حاکی از آن است که خانواده های مذهبی با شدت و حدتی بی نظیر در حال برپایی خانواده های بزرگ هستند در صورتی که جمعیت سکولار جهان یا دست از تولیدمثل کشیده، یا نسبت بسیار پایینی از آمار تولد انسان جدید را به خود اختصاص داده است. روند زایش جهانی با سرعتی غیرقابل کنترل در سه دهه آینده، انسان هایی را وارد اجتماع جهانی خواهد کرد که در خانواده های بسیار مذهبی به ویژه ادیان دره نیل (یهودی، مسیحی و اسلام) پرورش یافته اند.
پرجمعیت ترین خانواده های آمریکایی را باید در بنیادگراترینشان سراغ گرفت. این اواخر در آمریکا، جمعیت پروتستان های محافظه کار تقریبا دو برابر شده است. «آمیش ها» متوسط تعداد اعضای خانواده شان 6.2 است. در اسرائیل آمار فرزند در خانواده های یهودیان ارتدوکس بسیار بالاست.
بنیادگراترین گروه یهودی «هاردیم» که تا این اواخر فقط 3.2 درصد جمعیت بالای 80 سال کشور را تشکیل می دادند در حال حاضر 16 درصد از بچه های تازه متولدشده اسرائیل را در اختیار خود دارند. کشورهای مسلمان و «هندو» نیز با همان شتاب و آمار بالای خانوار، در حال افزایش انسان های مذهبی به جامعه آینده هستند.
به نظر می رسد ارزش های سکولاریسم نظیر آزادی، ذهن انتقادی، حساسیت ها و ارزش های فردی و به ویژه احترام به خود «فرزند کمتر، زندگی بهتر» منجر می گردد. روندی که با همه درستی و حقانیت، قادر به ادامه بقا نخواهدبود. آینده برطبق آموزه های تکامل بیولوژیک چاره ای ندارد جز اینکه در برابر جمعیت اصلی و ارزش های مذهبی آن سر تعظیم فرود آورد.
با این اوصاف رشد کلی جمعیت در سرتاسر جهان کمتر شده است و درواقع این به دلیل تولد و زادوولد کمتر است. در کنارش البته کنترل مرگ و میر به دلایل مختلف از جمله بیماری های واگیردار خطرناک یا جنگ های بزرگ همه دست به دست هم داده است که رشد جمعیت به یک تعادل نسبی برسد و روندی آرام را طی کند. در این میان جوامع مذهبی تر به مراتب بیش از جوامع غیرمذهبی شاهد رشد جمعیت هستند. کشورهایی که هنوز ارزش های سنتی و مذهبی دارند بیشتر بچه دار می شوند.