گويا هيچ غير ممكني برايش وجود ندارد، مثل بمبي از روحيه و انرژي ميماند، ميخواهد همه قلههاي افتخار را فتح كند و بر بام آنها پرچم ايران را به اهتزاز در آورد و براي رسيدن به اين هدف نيز از هيچ تلاشي فروگذار نيست. زه كمان را كه ميكشد، تمام فكر و ذكرش نشاندن تير بر خال وسط سيبل است. تير كه از چله كمان رها ميشود، شمارش معكوس براي كسب افتخاري ديگر براي زهرا نعمتي شروع ميشود. بانويي كه ثابت كرد معلوليت نميتواند مانع از كسب افتخار شود. بانويي كه توانايي زن ايراني را به رخ دنيا كشيد اما باز هم دست بردار نيست و ميخواهد راه موفقيت را همچنان ادامه دهد. اما ديگر نه در ميان پارالمپيكيها. او بار ديگر به جمع المپيكيها بازگشته تا ثابت كند ميتواند حتي با افراد توانمند هم رقابت كند. هرچند كار بسيار سخت است اما اين سختي هرگز باعث ترس زهرا نعمتي نشده است. بانويي كه روزي توان كشيدن كمان آزمايشي را هم نداشت اما اكنون كمانش را كه ميكشد، تا زماني كه تير از چله كمان رها شده و به جان سيبل بنشيند، لرزه بر اندام رقبايش ميافتد. چراكه حالا همه ميدانند هيچ محدوديتي براي او وجود ندارد وقتي اميدش به خداست و هدفش افتخارآفريني براي ايران عزيزش.
رفتن از جمع پارالمپيكيها به جمع المپيكيها اگرچه بسيار سخت است، اما كمي معقولتر به نظر ميرسد. چراكه در واقع يك پيشرفت گام به گام است و داشتن شجاعت براي رقابت با افراد توانمند. اما براي زهرا نعمتي، توانايي جوري ديگر معنا ميشود وقتي كارش را با المپيكيها شروع ميكند. آن هم در شرايطي كه تنها شش ماه از اولين روزي كه كمان به دست گرفته، گذشته است!« شروع كارم از ابتدا با تيم المپيكيها بود. اول شش ماه تمرين كردم، يعني شش ماه بود تيراندازي را شروع كرده بودم كه در يكي از مسابقات كشوري شركت كردم و مقام سوم را به دست آوردم. بعد از آن به تيم ملي المپيك دعوت شدم و كارم را با تيم المپيك شروع كردم و حدوداً دو سال افتخار عضويت در تيم المپيكيها را داشتم. ميتوان گفت تقريباً اواخر سال 2008، بعد از المپيك پكن تا دو سال بعد فعاليتم را با تيم بزرگسالان شروع كردم و ركوردهاي خيلي خوبي را با اين تيم به ثبت رساندم و بعد از آن به تيم پارالمپيكيها پيوستم. البته با المپيكيها فقط در مسابقات آسيايي كه تهران برگزار شده بود، مسابقات تير و كمان آسيا كه مقام سوم انفرادي و دوم تيمي را به دست آوردم و مسابقات آسيايي هند كه مقام سوم تيمي را كسب كردم شركت داشتم.»
اولين مسابقه، اولين ركورد
بعد از آن، به تيم پارالمپيكيها پيوستم و در همان ابتدا سال 2010 در مسابقات جهاني چك موفق به جابهجايي ركورد جهان و كسب مدال طلا شدم و بعد از آن در مسابقات متعددي شركت و چهار ركورد جهاني در مسافتهاي مختلف كسب كردم، همينطور ركورد پارالمپيك را جابهجا كردم و در آخرين مسابقاتي كه در اينچئون بود نيز موفق به جابهجا كردن ركورد پارالمپيك، ركورد جهاني و ركورد بانوان ايراني شدم و بعد از آن بار ديگر به تيم المپيكيها بازگشتم.
پارالمپيك لندن اولين پارالمپيكي بود كه در آن شركت ميكردم و در همان اولين حضورم ركورد پارالمپيك را زدم و مدالي كه كسب كردم اولين مدال تاريخ تير و كمان ايران بود كه خدا را شكر خوشرنگ هم شد و اولين مدال طلاي بانوان هم بود. در واقع رفته بودم براي طلا، قضيه حيثيتي بود، شنيده بودم تا آن زمان مدال طلا توسط بانوان در مسابقات پارالمپيك گرفته نشده، اين مسئله هم ناراحتم كرد و هم به من انگيزه داد. گفتم بايد اين اتفاق بيفتد، از آنجايي هم كه عاشق اتفاقات تاريخي و ركورد شكني هستم، حيثيتي پاي كار ايستادم و با خودم گفتم بايد اين اتفاق بيفتد تا به دنيا ثابت شود زنان ايراني ميتوانند با صبر و استقامتي كه دارند، بهترين باشند و خدا را شكر ميكنم موفق شدم و بعد از آن، اتفاقات جالبي برايم رخ داد.
در سال 2013 ورزشكار برتر سال شدم؛ در اسپورت آكورد، ورزشكار برتر آسيا شدم، چهره برتر سال در جهان شدم، الگوي زنان مسلمان جهان شدم، جزو 10 تيرانداز برتر جهان شدم در بين المپيكيها و تنها پارالمپيكي از طرف فدراسيون جهاني تير و كمان، جزو 10 ورزشكار برتر جهان شدم كه 9 نفر آنها المپيكي بودند و تنها من در بين آنها پارالمپيكي بودم! مدالي كه كسب شد، در سال 2013 جزو 50 رويداد برتر سال شد، جزو 10 چهره تأثيرگذار جهان در ورزش شدم، بعد از آن در سال 2014 نيز اتفاقات جالبي برايم افتاد. سخنرانيام در سازمان ملل جزو 50 اتفاق و رويداد برتر سال شد. جزو 18 ورزشكار برتر سال شدم از طرف سازمان حمايتي ورزش جهان و...
سازمان ملل
از همان ابتدا تنها كسي بودم كه به افتتاحيه اجلاس معلولان جهان دعوت شده بودم، در همان جلسه يك سخنراني كوتاه داشتم بعد از آن سخنراني ديگري كردم در خصوص شكست معلوليت از طريق ورزش، بعد در يك پلان ديگر زندگينامهام را توضيح دادم. از زمان آسيبديدگي تا مدال طلايي كه به دست آوردم. سخنراني كه داشتم نيز پيرو همين اتفاق بود و پيشنهاد دادم به معلولان جهان كه بهترين راه براي مبارزه با معلوليت ورزش است و درخواست كردم تمام كشورهاي جهان از امكانات قابل دسترسي براي معلولين برخوردار باشند و همچنين فرصت كار برابر براي معلولين فراهم شود. استقبال بسيار خوبي هم از من شد، اصلاً فكر نميكردم حضورم تا به اين اندازه بازتاب داشته باشد. مهم تر از همه اين بود كه آنجا ملاك زهرا نعمتي نبود. آنها دختري از ايران را ميديدند و زهرا نعمتي نماد ايران بود و اين براي من خيلي باعث افتخار بود. نگاهها خيلي فرق ميكرد و خدا را شكر، خدا را شكر كه الان واقعاً زنان ايراني در دنيا حرفي براي گفتن دارند و دنيا ورزش و توانمندي زن ايراني را ميبينند.
راهي سخت و ايماني راسخ
رقابت با افراد توانمند كار آساني نيست. از بين تمام آنها، تنها سه نفر ميتوانند برتري خود را به ديگران ثابت كنند و از بقيه پيشي بگيرند و در اين رقابت كار زماني سختتر ميشود كه از لحاظ جسمي با آنها در شرايط برابر نباشيد. اما براي زهرا نعمتي، اين ترسها معنا ندارد. او ميداند تصميمي كه گرفته بسيار سخت و راهي كه انتخاب كرده دشوار است، اما معتقد است كه هيچ كاري نشد ندارد و با ايمان راسخ به هدفي كه در پيش گرفته، بيتوجه به شرايط نابرابر، كنار افراد توانمند ايستاده و حريف ميطلبد. بدون اينكه ترسي حتي از شكست در اين نبرد نابرابر داشته باشد:«در بين پارالمپيكيها حرف براي گفتن زياد دارم، چون در واقع با افرادي رقابت ميكنم كه از لحاظ جسمي شرايطشان با من يكي است. ولي رقابت در بين المپيكيها اينطوري نيست. اينجا من با افرادي رقابت ميكنم كه از نظر شرايط جسماني از من برتر هستند و كارشان را نسبت به من راحتتر انجام ميدهند و در كنار آنها و در برابر آنها، شرايط براي من خيلي مشكلتر است اما من هميشه ميگويم هيچ چيزي نشد ندارد و همه اين سختي را به جان ميخرم و همه اين تلاشها را ميكنم تا انشاءالله بتوانيم يك كار خوب انجام بدهيم و باعث افتخار كشور عزيزم شوم.»
هدف مدال المپيك برزيل!
بدون شك هدفي بزرگ زهرا نعمتي را بر آن داشته تا چنين ريسكي كرده و همراه المپيكيها به خط شود براي تير انداختن. اينكه او با چه هدفي زه كمانش را ميكشد و تير را از چله آن رها ميكند، مهمترين مسئلهاي است كه باعث ميشود او به همراه همتيميهايش در سرما و باد و باران، چشم به سيبلهاي تمريني بدوزند. هدفي كه آنقدر بزرگ است كه او بخواهد به خاطرش بيتوجه به شرايط نابرابر، با افراد توانمند به رقابت بپردازد.
من هميشه هدفهايي بزرگ را براي خودم انتخاب ميكنم، اين هدف ميتواند مدال المپيك برزيل هم باشد اما كار خيلي مشكل است و اين را بايد قبول كنيم و ميتوانم بگويم حتي كسب سهميه ريو با شرايطي كه دارم حكم طلا را دارد. اكنون براي سهميه تيمي و انفرادي تلاش ميكنم كه انشاءالله براي اولين بار در ايران اتفاق بيفتد كه تيم بانوان ايران به صورت تيمي در مسابقات تير و كمان المپيك شركت كند. اكنون تنها ورود به المپيك براي من مهم است. خيلي هم مهم است و وقتي اين اتفاق افتاد كه انشاءالله بيفتد، در مورد بقيهاش صحبت ميكنيم و تلاشمان را بيشتر كه در المپيك هم حرفي براي گفتن داشته باشيم. اما فعلاً تمام هدف و اولويت كسب سهميه و ورودي است كه اميدواريم با دعاي مردم و لطف خدا بتوانيم به آن برسيم.
اما نميتوانم قولي بدهم، بايد واقعبين باشيم، شايد در پارالمپيك يك زهرا نعمتي بود و هست اما در المپيك همه قدرهاي دنيا را داريم كه همه حرفي براي گفتن دارند و قدرترينها هم در آسيا هستند. مثل كرهايها و ژاپنيها. آنها هميشه در مسابقات بالاي سكو هستند و هميشه براي مدال طلاي مسابقات برنامهريزي كردهاند و اين واقعيت را بايد پذيرفت كه در بخش المپيك واقعاً كار مشكل است. با اين وجود من ميگويم هيچ چيز قابل پيشبيني نيست، خصوصاً در تير و كمان! چون به هر حال شرايط محيطي، شرايط جوي و شرايط روحي ورزشكار در كسب مدال و موفقيت او خيلي مهم است. ضمن اينكه ما هم بيكار نمينشينيم. در سرما، گرما، باد و باران پاي كار ايستادهايم. كار بسيار سخت است، براي من و براي دوستان. براي من خب به مراتب خيلي سختتر، ولي من همه اين سختي را به جان ميخرم براي هدفهاي بزرگي كه براي كشورم دارم. چون ما در پارالمپيك تقريباً به چيزهايي كه ميخواستيم رسيديم و حالا تلاشم اين است كه باز هم پرچم كشورم را بالا ببرم، چه در پارالمپيك چه در المپيك. و خب خيلي خوب ميشود اگر اين اتفاق بيفتد. هم از لحاظ ورزش بانوان كشور خيلي مهم است كه در سطح جهان مطرح ميشود، هم قدرت ورزش پارالمپيك را نشان ميدهد كه يك ورزشكار پارالمپيكي آمده در سطح افراد توانمند كار ميكند و همين كه فكر ميكنم از لحاظ سياسي ميتواند براي كشورمان خيلي مهم باشد. خب من به خاطر همه اين هدفها از پا نمينشينم و تمام تلاشم را ميكنم. چراكه وظيفه خودم ميدانم اسم كشورم را بالا ببرم. براي آرزوهايم تلاش ميكنم و ميجنگم اما همانطور كه گفتم كار با المپيكيها خيلي سخت است و كسب سهميه به مراتب خيلي سختتر. در المپيك پكن اولين سهميه توسط نجمه آبتين گرفته شد. با مشكلات و سختيهاي فراوان و بعد از چندين مسابقه كسب سهميه. براي المپيك لندن هم تنها دهقان موفق به كسب سهميه شد و باز هم بعد از چندين مسابقه كسب سهميه، در آخرين مسابقه موفق شد كه كار بسيار مشكلي بود ولي من اميدوارم در همان مسابقات اول كسب سهميه را داشته باشيم تا بتوانيم خوشحالي را به تيم تير و كمان بياوريم و اميدوارم تيم تير و كمان كشور پيشرو تيرو كمان جهان باشد چراكه اعتقاد دارم و بر اين باورم كه تير و كمان متعلق به كشور ماست.»
تكواندو كار تير و كمان به دوش
زهرا نعمتي در حالي زه كمان را براي رسيدن به هدفهاي مهم ميكشد كه ورزش را از سن 12سالگي با تكواندو آغاز كرد و يك اتفاق، او را كمان به دوش كرد. «از سن 12 سالگي تكواندو كار كردم و خيلي تكواندو را دوست داشتم اما تير و كمان را هم خيلي دوست دارم. هرچند آرامشي كه به من ميدهد كاملاً با تكواندو متفاوت است. البته تكواندو هنوز يك مقداري قلقلكم ميدهد، تصاوير را كه ميبينم، حتماً مسابقات را دنبال ميكنم، ولي... . نميدانم، ورزش، ورزش است ديگر، هر دو لذت است. درست است تكواندو شر و شور خودش را دارد ولي تير و كمان هم هيجان خودش را دارد و به مراتب آرامش خودش را هم دارد و در واقع دو مقوله كاملاً جدا از هم است اما تيراندازي با كمان بينهايت دوستداشتني است و اگر الان بخواهم انتخاب كنم يا بگويند اگر برگردي به قبل چه ميكني يا اگر الان بتواني تكواندو كار كني كدام را انتخاب ميكني، مسلماً تير و كمان را انتخاب ميكنم و خوشحالم از اينكه آرزوهايي كه در تكواندو داشتم و مدالهاي خوشرنگي كه آرزو داشتم در تكواندو به دست بياورم را در تير و كمان به دست آوردم.
چرا تير و كمان؟
همهاش يك اتفاق بود، وقتي دچار حادثه شدم، حدوداً دو سال و نيم گذشت كه تصميم گرفتم دوباره به ورزش برگردم اما در شهرستانها امكانات همه ورزشها براي بانوان جانباز و معلول نبود و من خيلي اتفاقي با تير و كمان آشنا شدم.
تلاشم بر اين بود كه بتوانم يك ورزشي را انجام بدم، بسكتبال خيلي دوست داشتم اما اين امكان براي بانوان نبود، يعني اصلاً تيم بانوان وجود نداشت، در واقع خيلي محدود بود ورزشهايي كه ميتوانستم انتخاب كنم. پينگ پنگ را اصلاً دوست نداشتم، واليبال نشسته هم اصلاً در توان من نبود، اما متوجه شديم بهزيستي كلاسهاي تير و كمان را برگزار كرده، در اين كلاس 11 آقا بودند و من تنها خانم بودم و با اصرار توانستم به اين كلاسها راه پيدا كنم. در حالي كه قبل از آن اصلاً دنبال تير و كمان نبودم اما وقتي پيشنهاد شد گفتم خب اوكي اين هم ورزش است ديگر، ميرويم ببينيم چه پيش ميآيد. اصلاً شناختي روي تير و كمان نداشتم و فقط يكي دو بار از تلويزيون ديده بودم و اصلاً فكر نميكردم من هم بتوانم آن را انجام بدم. روز اول را فراموش نميكنم كه حتي قدرت كشيدن كمان آموزشي را هم نداشتم و آن روز آقايان كلي به من خنديدند و شايد همانقضيه حيثيتي باعث شد من به همه آنها نشان بدهم كه ميتوانم و روزي رسيد كه بعد از مدت يكي دو ماه هيچ يك از آنها در آن كلاس نبودند و فقط من بودم. در اصل قضيه رو كم كني بود. آنها نميدانستند با يك رزمي كار طرف هستند ! اما با علاقهاي كه پيدا كرده بودم و با پشتكاري كه داشتم و حمايت خانوادهام توانستم خيلي زود پيشرفت كنم و ظرف مدت شش ماه در تيم المپيكيها بودم. شايد هم چون از قبل روحيه ورزشكاري داشتم توانستم خيلي زود موفق شوم.
جشن در دهكده المپيك
قبل از المپيك من و رهام نامزد كرده بوديم اما آنقدر كه زندگي ما حرفهاي و با ورزش درگير است وقتي براي خودمان و كارهايمان باقي نميماند. اما تصميم گرفته بوديم اين اتفاق بعد از المپيك اعلام شود. البته فاميل هم از اين ماجرا باخبر نبود و تنها بزرگترها ميدانستند. اما وقتي در المپيك تصميم گرفتيم اعلام كنيم همه سورپرايز شدند و يك خاطره شد و در دهكده المپيك يك شور و هيجان خاصي به پا شد و براي ورزشكاران ساير كشورها هم جالب بود. در كل من عاشق اتفاقات تاريخيام كه مدام اتفاقات تاريخي راه بيندازم (خنده !)
همه تيرهايم را ميبينند نه حجابم را!
درست است كه شرايط كمي سخت است و يك مقداري شرايط بقيه راحتتر، اما زنان ايراني ثابت كردهاند كه ميتوانند بهترينهاي جهان باشند. خيلي سخت است، خيلي سخت است، نميتوان منكر شد و بايد پذيرفت شرايط بقيه بانوان كه از كشورهاي ديگر ميآيند و آزادي لباس بيشتري دارند خيلي راحتتر است، نه فقط در تير و كمان، كه در همه رشتههاي ورزشي اما خدا را شكر بانوان ايراني با وجود تمام اين سختيها موفق عمل ميكنند. شما ببينيد در همين مسابقات اخير در اينچئون چه مدالهاي خوشرنگي توسط بانوان كسب شد، آن هم با وجود همه اين سختيها و اين نشان ميدهد كه زنان ايراني تا چه اندازه از لحاظ روحي قوي هستند و چقدر ميتوانند صبورانه با وجود تمام سختيها تلاش كرده و موفق باشند.
روزهاي اول كه در مسابقات جهاني شركت كردم، در همان مسابقه اول ركورد جهان را زدم، يك دختر امريكايي كه هنوز با هم آشنا نشده بوديم آمد و گفت مگر ميشود با حجاب هم خوب تير زد كه تو اينقدر خوب تير زدي؟ من آن روز به حرفش خنديدم و گفتم درست است شرايط براي شما راحتتر و براي ما سختتر است، اما بله، ميتوان با حجاب هم تير انداخت، مهم خواستن است و با وجود شرايط سخت هم همه چيز شدني است و امروز دارم ميبينم كه همه آنها پذيرفتهاند كه زهرا نعمتي با وجود حجابي هم كه دارد ميتواند نفر برتر باشد و حرفي براي گفتن داشته باشد و حالا به جرئت ميتوانم بگويم كه ديگر كسي حجاب زهرا نعمتي را نميبيند و همه زل ميزنند به تيرهاي او. سخت است، سخت، اما زن ايراني آنقدر قدرتمند است كه با همه اين سختيها ميتواند موفقترين هم باشد. با وجود همه سختيها ميتوان موفق بود، مهم اين است كه شما چطور به قضيه نگاه ميكنيد. محدوديت و سختي باعث بيشتر شدن تلاش و انگيزه ميشود و در واقع همان انگيزه است كه باعث كسب مدالهاي خوشرنگ ميشود.
تفاوت بين المپيكيها و پارالمپيكيها
بچههاي پارالمپيكي حق دارند گلهمند باشند، چراكه با وجود شرايط سختي كه دارند هميشه بهترينها بودند، ما بهترينهاي دنيا را در پارالمپيك داريم، اين را خودتان ديدهايد، در تيراندازي، وزنهبرداري، دووميداني و حتي فوتبال. ما قدرهاي دنيا را داريم، هر بار بچهها با كلي مدال برميگردند، خوشحالي را به مردم هديه ميدهند، پرچم كشور را بالا ميبرند. پرچمي كه هيچ فرقي با پرچمي كه المپيكيها بالا ميبرند ندارد ولي اي كاش نگاهها برابر باشد، شما نگاه كنيد الان حقوقي كه بچههاي پارالمپيكي ميگيرند نصف حقوقي است كه بچههاي المپيكي ميگيرند! همان را هم سال گذشته چهار ماه ندادند، امسال هم يكي دو ماه پرداخت شده ! به طوري كه بچههاي پارالمپيكي ديگر حسابي روي آن نميكنند! درحاليكه بايد يك نگاهي ويژه به ورزش پارالمپيك داشته باشند. ما بهترينهاي دنيا را داريم، چرا انگيزهها را از بين ميبرند؟ بحث دلسري نيستها! يعني بچهها اصلاً دلسرد نميشوند، پارالمپيكيها آنقدر روحيههاي بالايي دارند و چنان روح بزرگي دارند و آنقدر براي پرچم كشورشان ميجنگند و تلاش ميكنند كه اين تبعيضها اصلاً دلسردشان نميكنند اما كاش اين نگاههاي تبعيضآميز نباشد و نگاهها برابر باشد. باز خدا را شكر كه جوايز برابر شده و اميدوارم در بحث حقوقها نيز شرايط تغيير كند.
نياز به حمايت داريم
بانوان نياز به حمايت دارند. بعد از دو سال تلاش وقتي از المپيك آمده بودم، نميتوانستم يك اسپانسر بگيرم. اسپانسرها نميآمدند در بخش ورزش بانوان فعاليت كنند و نميدانم چرا نميتوانستند اعتماد كنند و اين اصلاً خوب نيست با اين وجود خوشحالم با توجه به روند حركتي بانوان در ورزش و مدالهايي كه كسب كردند، اندكي نگاهها تغيير كرده و توانستيم تا حدودي اعتمادها را جلب كنيم و حالا شركت پترو آذر پاد به عنوان اسپانسر پا پيش گذاشته و از ما حمايت ميكند كه جاي خوشحالي دارد. اما اميدوارم اين توجه از سوي اسپانسرها به ورزش بانوان بيشتر شود.
البته افراد زيادي هستند كه عاشق كشورشان هستند و حاضرند براي بالا بردن پرچم كشورشان گوشهاي از كار را بگيرند و هيچ چشمداشت و تقاضاي تبليغي ندارند و تنها براي آن لحظه كه دل مردم شاد ميشود حاضر هستند گوشه كار را گرفته و مشكلات ورزشكاران را حل كنند. با اين وجود اميدوارم اسپانسرها به ورزش بانوان توجه و اعتماد بيشتري كرده و در اين حوزه نيز سرمايهگذاري كنند. چراكه بانوان ورزشكار ايراني با وجود تمام سختي پاي كار ايستادهاند و براي پرچم كشورشان حيثيتي ميجنگند و به نظرم اين تلاش ارزش آن را دارد كه اسپانسرها فقط در ورزش آقايان سرمايهگذاري نكرده و در ورزش بانوان نيز سرمايهگذاري كنند و گوشهاي از كار را بگيرند و در بالا بردن پرچم كشور سهيم باشند.
مدالهايم مشترك است
همه مدالهايي كه كسب ميشود، مشتركاً كسب ميشود، همه آن جلو زهرا نعمتي را ميبينند اما پشت زهرا نعمتي حمايت خانوادهاش است، حمايت همسرش كه همه نقطه قوت اوست. همسري كه بهترين اتفاقي كه ميتوانست براي زهرا نعمتي بيفتد است و حمايت مسئولان و فدراسيون، تلاش مربيان، خصوصاً آقاي واعظي كه از سال 2010 مربي من هستند و با روحيات من كاملاً آشنا هستند و قبل از آن هم در تيم المپيكيها، در آن اوايل شروع كارم با من همتيمي بودند و اكنون بار ديگر مربي من هستند و اميدوارم با كمك او بتوانم افتخاري ديگر براي كشورم كسب كنم.