حرير شوكت؛ سازنده زيورآلات و تراش سنگهاي قيمتي
براي خيليها غيرقابل باور است اما به خاطر علاقهاي كه به هنر داشتم رشته دانشگاهيام را ادامه ندادم و به جاي كار كردن در آزمايشگاه ترجيح دادم هنر را ادامه دهم. كمكم دورههاي آموزشي را كه زير نظر وزارت صنايع و معادن بود مرحله به مرحله گذراندم. بعد از دو سال تجربه كافي به دست آوردم و مدت 10 سال است كه در اين كار فعاليت ميكنم. بعد از گذشت چند سال يك شركت تعاوني زدم و در اين مدت در سطح تهران و كل كشور به طور خودكفا نمايشگاه برگزار ميكنم و در اين زمينه فعال هستم. در حال حاضر به عنوان مربي براي هنرجويان اين حرفه را آموزش ميدهم و براي كساني كه به طور كامل دورههاي مختلف را سپري ميكنند مدرك معتبر از سوي سازمان فني و حرفهاي صادر ميكنيم.
اگر واقعيت را بخواهيد وضعيتمان از روزهاي اول اينطور نبود و كارمان رونق آنچناني نداشت. شايد خيليها باورشان نشود اما من كارم را از يك ميز كوچك در يكي از فرهنگسراهاي تهران آغاز كردم و رفتهرفته آن را وسعت دادم و توانستم با تأسيس تعاوني نه تنها خودم بلكه چند نفر ديگر را هم تحت پوشش قرار دهم. در اين شركت تعاوني هفت نفر عضو داريم و اكثر آنها خانم هستند كه زير نظر ما آموزش ديدند كه بعد از طي اين دورهها با ما همكاري شان را ادامه دادند. ما در اين راه هم تشويق شديم و موفقيت داشتيم و هم شكست. متأسفانه سرمايهگذاران وقتي ميبينند طرفشان يك زن است كه قرار است با آن همكاري كنند، در اين مسير زياد سنگ اندازي ميكنند. من حتي مدتي تجربه كار در بازار و طلا را داشتم و چندين بار به صفر رسيدم و شكست خوردم اما خوشبختانه هر بار قويتر و موفقتر وارد بازار شدم. هميشه به همه زناني كه براي آموزش در كلاسهاي ما شركت ميكنند توصيه ميكنم پشتكار و علاقه داشته باشند چون اين دو عامل در درجه اول اهميت در اين كار و همه مشاغل ديگر است.
هرچند علاقه تأثير زيادي دارد اما اگر از نظر مالي وضعيت خوب نباشد نميتوانم كار كنم چون هزينه زيادي براي اين كار صرف ميكنيم و بايد حداقل درآمدي هم داشته باشيم. در اين پنج دورهاي كه در اين نمايشگاه شركت كردم، اين دوره به نسبت دورههاي قبل فروش كمتري داشتيم اما نسبتاً راضيكننده بود و استقبال خوبي از سوي بانوان براي خريد محصولاتمان شد.
از نظراقتصادي ضرر كردم
اكرم سيد موسوي، 33 ساله، مجسمهسازي با خمير گل چيني
مجسمهسازي با خمير از مجسمههاي ريز تا اندازه متوسط است كه در اندازهها و طرحهاي مختلف ميتوانيم كارهايمان را ارائه دهيم. حدود 12 سال است در زمينه مجسمه با خمير گل چيني كار ميكنم و ابتدا خودم تك نفره اين رشته را دنبال ميكردم و كمكم به صورت كارآفريني درآمد و در حال حاضر هفت نفر نيروي فعال دارم كه با هم در اين زمينه فعاليت ميكنيم. كساني كه با من كار ميكنند قبل از آموزش لازم، دورههاي مختلف را گذراندهاند. يك گروه نيز در كنار ما هستند كه وظيفه بازاريابي محصولاتمان را انجام ميدهند. البته من ليسانس نقاشي دارم و همه دورههاي گرافيك و طراحي را گذراندهام و كلاً هنر در وجودم است.
البته شروع اين كار خيلي اتفاقي و برحسب علاقه و استعداد بود. اين هنر پس از اينكه در تهران رواج پيداكرد و در مشهد هم كلاسهايش برگزار شد آن زمان به دليل گران بودن برخي وسايلش چندان براي توليدكننده سودآور نبود. من بدون آموزش اين كار را ياد گرفتم، به خاطر عشق به هنر به اين رشته روي آوردم و انگار ذاتي اين هنر را بلد بودم.
اگر بخواهم واقعيت را بگويم دوستان و اطرافيان من را به خاطر اينكه چنين رشتهاي را انتخاب كردم سرزنشم كردند. مخصوصاً طي اين دو سه سال اخير به دليل شرايط اقتصادي كشور ضرر كردم و كلاً همه ما توليدكنندهها آدمهاي موفقي نيستيم و نخواهيم شد چون از ما حمايت نميشود. من به عنوان كسي كه توليدكنندهام از پس خيلي از مخارج بر نميآيم و براي همين غرفه نيز پول زيادي دادهام در حالي كه فروش آنچناني نداشتم و اين دوره از نمايشگاه اولين تجربهام بود. در كل هم استقبال چنداني نشد، معمولاً در پايان بعد از تسويه حساب بايد خودم هم برداشتي داشته باشم كه به كارم ادامه دهم اما ميبينم نه تنها خبري از سود نيست، ضرر هم كردهام. نيروهاي من بهاميد اينكه سود ميكنيم با من كار ميكنند، الان نميدانم بايد با چهاميدي بروم تا آنها با من ادامه همكاري كنند. من با اين شرايط چطور ميخواهم جوابگوي نيروهايم باشم؟ اين اوضاع ثابت ميكند كه من نميتوانم ادامه بدهم و بيانگر اين است كه از ما چندان حمايت نميشود. زماني كه توان مالي مردم كم باشد، من هم نميتوانم سودي ببرم و چون در اين دوسال از نظر مالي مشكل داشتم با خودم ميگويم اي كاش توليدكننده نبودم و همان نقاشي را ادامه ميدادم. من وقتي ضرر كنم، اميدم را از دست ميدهم و كمترين توقعم اين است وقتي ميگويند از شما حمايت ميكنيم به حرفشان عمل كنند. من به عنوان يك كارآفرين و سرپرست خانواده انتظار دارم مسئولان ما و مشكلاتمان را ببينند و درك كنند.
طرحهايمان در جهت پيشبرد اصل معنوي جامعه است
مريم عسگري 32 ساله، توليدكننده و طراح چادر و ملزومات حجاب
چهار سال است كه اين كار را شروع كرده و چادر و مانتوي سريرش در نمايشگاه عفاف و حجاب دو سال پيش به عنوان طرح برتر انتخاب شده است و كارشان را در جهت ملزومات حجاب ادامه دادند. مريم ميگويد: طرحهاي زيادي ارائه كرديم و تقريباً هر سال با طرحي جديد براي خانمهاي چادري در نمايشگاههاي مختلف شركت ميكنيم. در اين سالها با حمايت خانواده و سرمايه شخصي براي اينكه نه تنها بانوان چادري و محجبه از طرحهاي داخلي و اصيل استفاده كنند بلكه خانمهايي كه چادري نيستند هم به سمت حجاب برتر ترغيب شوند به اين كار وارد شدم.
استقبال از اين طرحهاي جديد خوب است و خوشبختانه طرحهاي چادر و ملزومات ديگر حجابمان موردپسند همه نوع قشري قرار ميگيرد و فروش خوبي هم داشتيم. درست است كه بازار فروش كمي بالا و پايين دارد اما معمولاً كارهاي توليدي درآمد خوبي دارد و با كمي تبليغ و حمايت اين مسائل هم حل ميشود. بايد از توليد حمايت شود چون ما به دنبال طرحها و ايدهاي نو در اين راه هستيم و در جهت پيشبرد جامعه به سمت اصل معنوياش فعاليت ميكنيم. به عنوان يك توليدكننده مستقل كه تعداد زيادي خانم سرپرست خانواده را تحت پوشش دارم تنها انتظارم اين است كه با تبليغ و معرفي از ما حمايت كنند.
طرحهايي كه ما به توليد انبوه ميرسانيم ثبت شده است و همه چيز در اختيار خودمان است اما متأسفانه برخي از كار ما كپي برداري ميكنند. بارها مجبور شديم از اين افراد شكايت كنيم ولي راه به جايي نبرديم. تنها انگيزه و دلخوشي مان استفاده و خريد طرحهاي موجهي است كه براي خانمها در نظر گرفتيم.
دنبال يك لباس شايسته زن ايراني بودم
سميه هنروري، 32 ساله، طراح و توليدكننده مانتو
از سال 86 كارم را شروع كردم كه زير نظر كارگروه ملي مد و لباس و بنياد ملي مد و لباس است. طراح بنياد نيز هستم. همه كارهاي ما نشانه شيما يعني شناسايي يكپارچه مد و لباس ايراني را دارد و مورد تأييد وزارت ارشاد است. استارت اوليه كارم از شركت در يك ميهماني زده شد چون هرچه مراكز خريد مانتوي شهر را گشتم، احساس كردم مانتويي كه مناسب و شايسته خانم ايراني باشد را پيدا نكردم. با توجه به اينكه رشتهام معماري است تصميم گرفتم خودم براي يك لباس مناسب طراحي كنم و ديدم كار بدي نشد. براي اولين بار در سال 90 با طرح «گل و مرغ» در جشنواره فجر شركت كردم و طرحم به عنوان سومين طرح برگزيده از طرف مخاطبان انتخاب شد و آنجا با كارگروه ملي مد و لباس آشنا شدم. در واقع هدف اصلي كارگروه ملي مد و لباس حمايت از طراحان بود، حالا درست است در حال حاضر كمي از هدفش منحرف شده اما به من كمك كردند تا كارم را گسترش دهم و آنها را به تيراژ و توليد انبوه برسانم.
در همان سال 90، در اولين جشنواره فجر طراحان بخش فروش داشتند، شركت كردم كه البته تيراژم مثل الان بالا نبود و با 30 تا يا 50 تا كار از هر طرح شروع كردم و خدا را شكر در حال حاضر هزارتا تيراژ دارم. طراحي همه مانتوها و گلدوزيها توسط خودم است كه طبق الگوهاي ايراني - اسلامي و مورد تأييد ارشاد است. در كارگاهم 30زن بد سرپرست و سرپرست خانوار برايم كار ميكنند. براي ما كه توليدكننده نوپا هستيم حضور در نمايشگاههاي مخصوص توليدات زنان بسيار كمك ميكند اما بايد تبليغات و حمايتها بيشتر شود. خيلي از مردم فكر ميكنند محصولات ما متعلق به چين است و باور نميكنند ما خودمان اين لباسها را توليد كرده باشيم.
گاهي به خاطر بالا و پايين رفتن قيمتهاي ارز در كارم افت هم داشتم اما اين مسئله طوري نبوده كه از ادامه كار پشيمان شوم و مشكل بزرگي نداشتم. هميشه از كارهايم استقبال ميشود و با توجه به قيمتهايم كه زير 150 هزار تومان نيست و تا 700 هزار تومان هم ميرسد، فروش خوبي دارم و خانمها ارزش مانتوي مناسب با جنس و كيفيت بالا را ميدانند. فقط اميدوارم مسئولان از ما حمايت بيشتري كنند چون توليدكنندههاي تازهكار سرمايه چنداني ندارند و اگر كمكشان كنند نتيجه خوبي ميبينند.
با عشق پارچهها را به هم ميدوزيم
گروه سنجاقك، با سابقه 25 ساله، صنايع دستي و چهل تكه دوزي
گروه ما از 25 سال پيش دور هم جمع شدند و هفت نفر خانم نفرات اصلي گروه هستند كه به عنوان مربي به زنان بيسرپرست و بد سرپرست آموزش ميدهند و سفارش كار ميگيرند. 30 زن براي گروه ما كار ميكنند كه اصل كار نيز چهل تكه دوزي است و فقط با پارچه نخي و نه چيز ديگري اين صنايع دستي را درست ميكنيم. مربيهاي اصلي گروه با همه گروههاي هنري داخلي و خارجي ارتباط دارند و براي تكميل دورهها با يكديگر همكاري ميكنند. سنجاقك تعداد زيادي زن سرپرست خانوار را تحت پوشش خود قرار داده كه توسط شهرداري معرفي ميشوند و از نظر مالي آنها را حمايت ميكند. شايد محصولات ما سود آنچناني نداشته باشد اما خدا را شكر هميشه درآمد خوبي داشتيم. مردم استقبال ميكنند و علاقه دارند اين هنر را ياد بگيرند. گروه سنجاقك از طريق توليد و فروش اين صنايع دستي و آموزش به مردم كسب درآمد ميكند. در واقع كارمان بيشتر دلي است و با عشق همه اين كارهاي دستي را درست ميكنيم.
حرف آخر
پاي درد دل اين زنان خودكفا و زحمتكش نشستيم اما بايد به اين نكته توجه كرد كه همه آنها حرف اول و آخرشان اين بود كه بايد حمايت شوند. توليدكنندگاني كه چند زن سرپرست خانوار را نيز زير بال و پر گرفتند و توقع دارند در اين شرايط مسئولان از آنها حمايت كنند. با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري در خصوص اقتصاد مقاومتي، زنان نيز همپاي مردان در حال تلاش هستند و نقش تأثيرگذاري در مسائل اقتصادي دارند پس انتظار ميرود اين زنان تنها گذاشته نشوند و از نظر مالي و اجتماعي مورد حمايت قرار گيرند.