بسياري از آشنايان و نزديكان آويني معتقدند او در جواني متحول شد و زندگي او در آغاز دهه ۱۳۴۰ با سالهاي انقلاب فرق بسيار داشت. گذشته او، كمتر در رسانههاي ايران مورد بررسي قرار گرفته و براي بسياري صحبت از گذشته او محدوده ممنوعه است.
او كه در آغاز خود را «كامران آويني» معرفي ميكرد، به اشعار فروغ فرخزاد، احمد شاملو و مهدي اخوان ثالث علاقه داشت. به ظاهر خود ميرسيد، كراوات ميزد و به فلسفه غرب علاقهمند بود. شهيد آويني به جهت زندگي در فضا و عالم روشنفكرزدگي، هم به خوبي آن را توصيف كرد و هم بروز و ظهور كمترين نشانههاي اين تفكر منحط و التقاطي را در ميان افراد و جامعه رصد و افشا مينمود.
آويني ميگويد: «... تصور نكنيد كه من با زندگي به سبك و سياق متظاهران به روشنفكري ناآشنا هستم. خير؛ من از يك «راه طي شده» با شما حرف ميزنم. من هم سالهاي سال در يكي از دانشكدههاي هنري درس خواندهام. به شبهاي شعر و گالريهاي نقاشي رفتهام. موسيقي كلاسيك گوش دادهام، ساعتها از وقتم را به مباحاث بيهوده درباره چيزهايي كه نميدانستم، گذراندهام. من هم سالها با جلوهفروشي و تظاهر به دانايي بسيار زيستهام، ريش پروفسوري و سبيل نيچهاي گذاشتهام و كتاب «انسان موجود تكساحتي» هربرت ماركوزه را ـ بيآنكه آن زمان خوانده باشم ـ طوري دست گرفتهام كه ديگران جلد آن را ببينند و پيش خودشان بگويند: عجب! فلاني چه كتابهايي ميخواند، معلوم است كه خيلي ميفهمد... اما بعد خوشبختانه زندگي مرا به راهي كشاندهاست كه ناچار شدهام رودربايستي را نخست با خودم و سپس با ديگران كنار بگذارم و عميقاً بپذيرم كه «تظاهر به دانايي» هرگز جايگزين «دانايي» نميشود و حتي از اين بالاتر دانايي نيز با تحصيل فلسفه حاصل نميآيد. بايد در جستوجوي حقيقت بود و اين متاعي است كه هر كس به راستي طالبش باشد، آن را خواهد يافت و در نزد خويش نيز خواهد يافت... و حالا از يك راه طي شده با شما حرف ميزنم.»
دكتر وحيد يامين پور، فعال فرهنگي و رسانهاي، درباره روحيات و نوع نگاه مدقانه شهيد آويني به خبرنگار «جوان» ميگويد: يكي از تذكرات مدامي كه شهيد آويني ميدادند و خودشان هم مصداقش بودند، اين بود كه بايد به مختصات تاريخي كه در آن قرار گرفتهايم آگاه باشيم و اگر كسي به اين مختصات آگاه نباشد، به واقع هم خودش به انحراف ميافتد و هم جامعه و انقلاب را منحرف خواهد كرد. يكي از دغدغههاي جديشان اين بود كه سكانداري اجرايي و حوزه فرهنگ به خصوص در عرصه انقلاب نبايد به دست كساني بيفتد كه شأن تمدني و شأن تاريخي انقلاب اسلامي را درك نكردهاند. در اين عرصه به خاطر دوره و بازه زماني كه خودشان در آن قرار داشتند، از بابت تكنوكراتها و تفكر تكنيك زده و ظلمت زده آنها به شدت نگران و معتقد بودند شيفتگي به مقوله پيشرفت به معناي غربي آن و تعظيم كردن در مقابل امر توسعه، با ذات انقلاب اسلامي در تعارض است و ما را از رسيدن به تمدن اسلامي باز ميدارد. عموم مقالات ايشان هم كه به خصوص در كتابهاي «توسعه و مباني غرب» و «رستاخيز جان» و «فردايي ديگر» منتشر شده، نقد شئون مدرنيته و نقد گرايشهاي تكنيك زده و جريان غربزده روشنفكري و جريان تكنوكرات است.
يامين پور در ادامه با اشاره به اينكه تذكر ديگري هم كه شهيد آويني نسبت به آينده انقلاب ميدادند از همين جنس است، ميافزايد: آن جمله معروف شهيد آويني را حتماً همه شنيدهاند كه ميگويد«مرحله پاياني نبرد ما نبرد با اسلام امريكايي است». اسلام امريكايي موجود در تفكر شهيد آويني در واقع برگرفته از مباني فكري امام خميني(ره) است و اشاره به كساني است كه در ظاهر متدين و متشرع هستند و جزئي از ساختار سياسي انقلاب اسلامي به حساب ميآيند ولي در مباني فكري بيش از آنكه اهل تعظيم در برابر امر انقلاب و اسلام باشند، اهل كرنش در مقابل غرب و امريكا هستند. در واقع يك فهم غربزده و امريكا زده از اسلام دارند. آويني اينها را به شدت خطرناك ميدانست و عموماً ادبيات انتقادياش به سمت اين جريان نشانه ميرفت و براي آينده انقلاب هم عموماً در اين حوزه هشدار ميدادند. اينكه انقلاب قدم به قدم ممكن است به ورطهاي بيفتد كه آن را از افق و مسير اصلياش دور كند. من تصور ميكنم آن تهديدي كه ايشان نسبت به انقلاب ميديدند، درست بوده است.
اين فعال فرهنگي و رسانهاي در پايان صحبتهايش اظهار ميدارد: ما الان بيش از دو دهه از شهادت ايشان فاصله گرفتهايم و مشاهده ميكنيم اتفاقاً به مرور جرياني كه شهيد آويني نسبت به آن خيلي حساسيت داشت در بدنه اجرايي و طيف فرهنگي كشور رسوخ پيدا كرده و نهادينه شده. شخص مقام معظم رهبري از دهه 70 از مفهوم و اصطلاح «ريزش» براي تحليل اين جريان استفاده ميكردند و مدام تذكر ميدادند. الان هم به نظر ميرسد چندي است كه اين جريان مجدداً سربلند كرده و تهديداتش جديتر از قبل هم شده است. خلأ كساني همانند شهيد آويني امروزه بيش از گذشته احساس ميشود؛ از اين بابت كه شخصيتهايي باشند تا دائماً نسبت به شرايطي كه در آن قرار داريم، تذكار بدهند و مانند يك «فاروق» عمل كنند مانند يك جداكننده حق از باطل عمل و فضا را شفافتر كنند. چه اينكه آن چيزي كه به انقلاب لطمه خواهد زد، فضاي ابهام و دو چهره بودن و چند پهلو بودن حرفهاست كه اين مسئله به خصوص خودش را بيشتر نشان ميدهد. آشنايي با عمق انديشه و ادبيات شهيد آويني و تفكري كه از ايشان براي ما به يادگار مانده في نفسه براي ما خيلي راهگشا خواهد بود. اگر ما بخواهيم كه در عرصه فرهنگي فعال باشيم، اين تفكر و مقالات و نوشتارهاي مختلف بر جاي مانده از ايشان براي ما به شرط بهرهبرداري و تمسك به آنها كمك بسيار بزرگي است.
دكتر شهريار زرشناس، دوست و همراه آن شهيد سعيد درباره تذكرات و مبارزه شهيد آويني با تفكر ليبراليستي زمان حياتش ميگويد: شهيد آويني به وضوح ميديد كه وزارت ارشاد خاتمي يك نوع ليبراليسم را در جامعه ترويج ميكند. ممكن است مسئولان فرهنگي ما، مسئولان گذشته نباشند ولي متأسفانه ديدگاههايشان همان ديدگاههاي گذشته است؛ آن دوران عطاءالله مهاجراني، معاون پارلماني رئيسجمهور بود و با اين حال يك جريان روشنفكري با عنوان نشريه گردون و با محوريت عباس معروفي را با پول خود پشتيباني ميكرد كه شهيد آويني بيشتر تقابل و درگيري كتبي را با اين جريان داشت. ما در روزنامه كيهان بوديم و اين روزنامه و نشريه سوره نوك حمله به سروش بودند و ما فشارهاي زيادي را از طرف دولت و به خصوص وزارت ارشاد وقت داشتيم.
زرشناس در ادامه اظهار ميدارد: شهيد آويني يك حقيقتي را ميدانست و متأسفانه اين حقيقت تلخي است كه الان هم تا حدي اين حقيقت عملي شده است. به نظر ميآيد يك جريان بازگشت و احياي گذشته بعد از انقلاب به خصوص از سال 67 و 68 در كشور قدرت گرفت؛ جرياني كه هم ميخواست اقتصاد سرمايهداري قبل از انقلاب را احيا كند و در عين حال قصد داشت فرهنگ روشنفكري آن دوران را هم احيا كند و احياي اين فرهنگ را از چند طريق انجام دهد يعني احياي ژورناليسم حرفهاي، احياي ميراث روشنفكري و احياي حضور اين دو در فضاي كتاب و... اگر اين مسئله عملياتي ميشد كه متأسفانه در حال حاضر تا اندكي هم اين اتفاق افتاده است، سيستم اقتصادي و فرهنگي كشور به دست جرياني ميافتد كه به نوعي بازتوليد همان جريان شبهمدرن قبل از انقلاب بود و شهيد آويني اين خطر را حس كرده بود، وي چون در حوزه اقتصاد مسئوليتي نداشت كاري نميتوانست انجام دهد؛ ولي در عرصه فرهنگ چون هم توانايياش را داشت و هم اطلاعاتش زياد بود، وارد عمل شد.
آويني روز بيستم فروردين ۱۳۷۲ در منطقه فكه در حال بررسي لوكيشن فيلم مستند «شهري در آسمان» بر اثر اصابت انفجار مينهاي باقيمانده از جنگ تحميلي عراق عليه كشورمان به فيض اكمل شهادت نائل آمد.