بيماريهاي شغلي هرچند باعث درد و رنج بسياري در دنياي كار است با اين حال در مقايسه با حوادث ناشي از كار پنهان ميمانند. بيماريهاي شغلي به عنوان يكي از شش عامل مرگ و مير مردم در سال هستند. نكته مهمتر اينكه ماهيت بيماريهاي شغلي به سرعت درحال تغيير است. تغييرات تكنولوژيكي و اجتماعي همراه با شرايط بد اقتصادي، تشديد خطرات بهداشتي و ايجاد شرايط و امكان بيماريهاي شغلي جديد شناخته شده از قبيل بيماريهاي ناشي از گرد و غبار را افزايش داده است و اين درحالي است كه بيماريهاي جديد شغلي مانند بيماريهاي رواني و اختلالات اسكلتي عضلاني نسبتاً در حال افزايش است. «بيماريهاي شغلي بيماريهايي هستند كه به دليل خصلت كار و در محيط كار كه داراي عوامل زيانآور اثرگذار بر سلامت شاغلان هستند بهوجود ميآيند. درحالي كه به نظر ميرسد اينگونه بيماريها از شيوع كمتري نسبت به ساير بيماريها برخوردارند، شواهد نشان دهنده آن است كه گروه عظيمي از افرادي كه به نوعي شاغل محسوب ميشوند خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه مبتلا به اينگونه بيماريها هستند. بيماريهاي شغلي در صورت بروز و ابتلا ميتوانند فرد مبتلا را ناتوان از انجام فعاليتها نمايند.»
سايه تهديد سلامتي روي سر كارگران
دكتر «مهدي صالحي» پزشك عمومي با بيان اين مطلب ميگويد: «بسياري از مشاغل بنا به شرايط انجام كار يا محيط كاري عوامل زيانآوري دربر دارند كه تأثير اين عوامل بر روي جسم و روح كارگران ميتواند اثرات بسيار مخربي همراه داشته باشد كه اين تأثيرات را «بيماريهاي شغلي» مينامند. متأسفانه برخلاف عموم مردم كه تصور ميكنند بيماريهاي شغلي از شيوع كمتري نسبت به ساير بيماريها برخوردارند، بررسيها و آمارها نشان ميدهد گروه عظيمي از افرادي كه به نوعي شاغل محسوب ميشوند خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه به سرعت در حال ابتلا به اين نوع بيماريها هستند. نكته بسيار مهم و تفاوت اين بيماري با ساير بيماريها در اين است كه فرد مبتلا به بيماريهاي شغلي به سرعت توان بدني و روحي خود را براي انجام فعاليتهاي كاري از دست ميدهد تا جايي كه ديگر قادر به انجام هيچ كاري نخواهد بود.»
اين كه دست روي دست بگذاريم و بگوييم «افزايش بيماريهاي شغلي جزء اقتضائات هر كشور و شهر صنعتي است و هيچ راهحلي براي اين بيماري وجود ندارد چون صنعتي شدن تنها راه پيشرفت هر كشور است» درست نيست. به گفته دكتر منصور بهرامي، عضو ارشد انجمن بينالمللي تحليل رفتار بسياري از عوامل ايجادكننده بيماريهاي شغلي قابل پيشگيري و كنترل هستند. دكتر بهرامي ميگويد: «بسياري از مشاغل مانند كارخانههاي توليد رنگ، كاشي سازي، معادن و نظاير آن به واسطه استفاده از مواد شيميايي كه در محيط كار از آن استفاده ميشود ايجادكننده بيماريهاي شيميايي هستند. از طرف ديگر شرايط كاري سخت و انرژيگير در معادن و توليديهاي سخت باعث ميشود عوامل فيزيكي را در محيط كار ايجاد كند كه سبب بروز بيماريهاي شغلي از اين دست شوند.
علاوه بر اينها عوامل ديگري مانند عوامل بيولوژيكي، ارگونوميكي و رواني در محيطهاي كاري ميتواند زمينهساز بيماريهاي متعددي براي كارگران شود. جا دارد اينجا به يك نكته مهم اشاره كنم و آن اين است كه هيچ محيط كاري به تنهايي نميتواند زمينهساز يا ايجادكننده بيماري براي كارگران باشد بلكه شرايط، تفكر مديريت، شخص كارگر و رعايت نكردن اصول اساسي بهداشت محيط كار ميتواند عامل ايجاد بيماريهاي شغلي شود. بيماريهاي شغلي داراي مدّت مسئوليت هستند و آن مدتي است كه كارگر بعد از قطع تماس با عوامل بيماريزاي محيط كار، علائم بيماري را بروز ميدهند، در اين صورت است كه بيماري او ناشي از كار شناخته ميشود.»
حقي كه كارفرماها ادا نميكنند
كارفرما در قبال كارگر مسئوليت دارد زيرا بخش اعظم مشكلات محيط كه به واسطه كار براي كارگر ايجاد بيماري ميكند منافع مادي كارفرما را به دنبال دارد. فارغ از همه توجيههاي قانوني، هر انساني از نظر شرعي نسبت به انسان ديگر مسئول است و اگر شخص دوم كارگر باشد مسئوليت كارفرما به واسطه حق كارگري بيشتر ميشود.
محمد پورصالحي كارشناس حقوقي در اين باره ميگويد: «طبق قوانين وزارت كار تمامي حقوق، مسئوليتها و خطرات احتمالي كه در مدت زمان كار ممكن است نيروي كارگر را تهديد كند بر عهده كارفرماست زيرا اين كارفرماست كه به خاطر درآمد بيشتر و منافع اقتصادي كارگر را استخدام كرده است اگرچه اين قوانين پنهان و دور از دسترس نيست چون در قراردادهاي قانوني ايران تمام موارد مربوط به اين حقوق ذكر شده است و كارفرماها نيز با اطلاع از اين قوانين استخدام نيرو انجام ميدهند. اما يك خبر خوب براي كارگرها، برخلاف تصور بسياري از كارگرها و كارفرماها حتي زماني كه كارگري از محيط كاري جدا شده باشد اما براساس معاينات پزشكي اعلام شود بيماري كه او مبتلا شده است در اثر كار در محيط كاري خطرناك براي او ايجاد شده است صاحب آن محيط كاري يا همان كارفرما مسئول تمام هزينهها، درمان و مشكلات پس از آن است. مثلاً بيشتر موارد شكايتهاي پزشكي مربوط به بيماريهاي شغلي مربوط به كارگراني است كه در واحدهاي صنعتي با جيوه، سرب يا مواد شيميايي سر وكار دارند. اين مسموميتهاي سطحي ممكن است پيشزمينه يك مسموميت حاد يا يك بيماري مزمن باشد. كارگر معدن به دليل محيط كاري مملو از گرد و غبار يا گازهاي معدني كه دارند بيشترين مبتلايان به بيماريهاي شغلي ريوي هستند.
البته عوارض تنفسي در ميان كشاورزان به دليل كار با سموم، بيماريهاي پوستي براي كارگراني كه با مواد شيميايي سر و كار دارند، بيماريهاي شنوايي در ميان رانندگان، خلبانان و كساني كه در كارگاههاي پر صدا كار ميكنند و بيماريهاي عضلاني، چشمي و حتي اسكلتي براي كارمندان اداري كه بيحركتي يا كم تحركي دارند و در نور ضعيف و غيراستاندارد كار ميكنند جزو رايجترين بيماريهاي شغلي و به تبع آن شكايتهاي حقوقي در اين زمينه هستند كه متأسفانه آمار رو بهرشد و نگرانكنندهاي نيز دارند.»
از آنجاكه درصد زيادي از بيماريهاي شغلي درايران مربوط به بيماريها و مشكلات فيزيكي است ميتوان به اين نتيجه رسيد كه اوضاع شرايط فيزيكي كار در ايران بسيار وخيمتر از ساير شرايط است.
دكتر پروانه محبي، پزشك عمومي با تأييد اين مسئله ميگويد: بيماري و عوارض ناشي از گرم بودن بيش از حد محيط كار كارگر كه در اغلب موارد به گرفتگي عضلاني، گرمازدگي و جوشهاي گرمايي ختم ميشوند، بيماريهاي ناشي از سرد بودن بيش از اندازه محيط كار مانند يخ زدگي، هيپوترمي (كاهش حرارت مركزي بدن)، آسم و روماتيسم، بيماريهاي شغلي ناشي از نور مانند كاهش سلامت چشم، كاهش قدرت بينايي، خستگي اعصاب، كاهش دقّت عمل و رغبت در انجام كار جزو شايعترين بيماريهاي شغلي كشور ما هستند.
اگرچه بيماريهاي شغلي ناشي از مشكلات صدايي مانند ناشنوايي، كم خوابي، عصبانيت، افزايش فشار خون و بيماريهاي ناشي از ارتعاش مانند ايجاد ضايعات بافتهاي نرم، ضايعات استخواني و مفصلي و بيماريهاي ناشي از تأثير مواد شيميايي مانند تاولها و تحريكهاي پوستي يا تأثير مواد خفگيآور و سموم شيميايي دسته ديگري از بيماريهاي شغلي رايج در كشور ما هستند.
گره كور بيماريهاي شغلي را بازكنيم
بيماريهاي شغلي هرچقدر بيماريهاي سخت و عجين شدهاي با زندگي كارگران باشند باز هم بايد به فكر چاره بود چون بخش اعظم نيروهاي كشور در حال توسعه ما كارگراني هستند كه در واحدهاي صنعتي بزرگ مشغول به كار هستند كه با انواع و اقسام عوامل بيماريزا در تماس مستقيماند.
دكتر فهيمه قبيطي كه سابقه تحقيق در زمينه شرايط شغلي كارهاي سخت مانند كار روي اسكلههاي نفتي جنوب كشور و معادن زغالسنگ كشور را دارد در اين باره ميگويد: «بهترين راهحل اين است كه هر كارفرمايي براساس شرايط محيط كار و وضعيت توانايي جسمي كارگر نسبت به اشتغال او اقدام كند و حتي در به كارگيري ابزار و لوازم كاري بايد تناسبات روحي و جسمي كارگر را بسنجد. در قدم دوم كارفرماها بايد سطح سلامت كارگرانشان را در يك دوره مدت مشخص بررسي كنند. اين بهترين و اساسيترين راه است چون با چنين آزمايشهايي تشخيص زودرس بيماريها و درمان آن امكانپذير ميشود.
يكي از مهمترين موارد در اين زمينه اين است كه كارفرما تا جايي كه امكان دارد عوامل بيماريزا را شناسايي كند و از محيط كار دور نگه دارد و اگر اين امكان وجود ندارد در كمترين عكسالعمل اين عوامل را تا كم شدن حداقلي تأثيرات آن كنترل كند. فهيمه قبيطي با بيان اينكه علت عمده مرگ و ميرهاي مرتبط با كار در سراسر جهان بيماريهاي شغلي هستند، ميافزايد: «براساس آمار سازمان بينالمللي كار سالانه بيش از 2 ميليون و 300 هزار نفر در اثر بيماريهاي شغلي جهان در معرض خطر بيماري يا مرگ قرار ميگيرند.
عوامل زيانآور شغلي محدود نيستند و تاكنون 900 عامل خطرزا در مشاغل صنعتي مورد شناسايي قرار گرفته است كه عامل اصلي مرگ بيمار، معلوليت و نقص در كارگران است. فراموش نكنيم كه نقش كارشناسان حرفهاي شاغل در كارخانجات استان در جهت جلوگيري از بيماريهاي شغلي بسيار مهم است. اين افراد ميتوانند با ارتباط برقرار كردن با كارفرما نقش مهمي در برطرف كردن اين مشكلات داشته باشند. با وجودي كه ميزان مرگ ناشي از بيماريهاي شغلي و بيماريهاي وابسته به شغل شش برابر حوادث شغلي است ولي هنوز اين بيماريها ناشناخته و پنهان هستند.»
كارگر موتور محرك اقتصاد است
سارا آتشكار، جامعهشناس نيز معتقد است: «نامتناسب بودن مشاغل با ظرفيتهاي روحي و جسماني هر فرد ميتواند در ابتلاي افراد به بيماريهاي گوناگون مؤثر باشد. بالا رفتن هزينههاي زندگي در شهرهاي صنعتي و در حال توسعه باعث شده تا بسياري از كارگران براي مراجعه به واحدهاي توليدي به جاي اهميت دادن به سلامت شغلي و تواناييهاي خود منحصراً به درآمدهاي حاصله از آن شغل اهميت دهند.
از سوي ديگر ناايمن بودن محيط كاري در كارگاهها و بالا بودن خطرات در بسياري از واحدها باعث شده كه همه ساله آمار مبتلايان به بيماريهاي شغلي افزايش يابد.
از سوي ديگر كارگران بخشهاي مختلف صنعتي نيز از ايمني مشاغل خود ناراضي هستند هرچند بسياري از واحدهاي توليدي از تمام ظرفيت توليد خود استفاده نميكنند اما با اين حال حداقل شرايط ايمني كار نيز براي كارگران لحاظ نميشود. مشاغلي كه ميتواند نقش بسزايي در پيشرفت و توسعه صنعت داشته باشند اين روزها قرباني ميگيرند و بلاي جان صنعت كشور شدهاند و كارگران بسياري را روانه بيمارستانها و گوشهنشين كرده است. در شرايطي كه اقتصاد كشور به شدت در حال تغيير است اميد چنداني به بهبود اوضاع كارگران و امنيت شغلي آنها نيست مگر آنكه تغيير رويكرد مديريت صنعتي و توجه به كارگر اميدبخش آيندهاي روشن باشد.»
پس حق این افغان های بی نوا و کارگران ساختمانی شهرستانی چه میشود؟ امنیت شغلی نمیخواهند؟ بیمه؟ نمیشود نقش آنان را در ساخت و ساز حداقل تهران نادیده گرفت.