جالب است که زندگی مان را به چند جمله و تعریف و واژه محدود کرده ایم و بدون توجه به واقعیت ها فکر می کنیم آنچه جریان دارد همان چیزیست که درست است.
ما تعریف کرده ایم، همه محیط هایی که در آنها زندگی جریان دارد، محیط زیست نامیده می شوند و در سطحی بالاتر می گوییم، مجموعهای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل میدهند و بر رشد و نمو و رفتار یکدیگر تأثیر میگذارند... 
اما واقعیت اینطور نیست و بسیاری از محیط هایی که اجبارا در آنها حضور داریم واقعا برای زیستن مناسب نیستند و دلیل عمده اش هم بی توجهی انسان به محیط پیرامونش است.
***
انسان امروز با تمام علم و دانش و تکنولوژی ای که در اختیار دارد چنان دنیا را به هم ریخته که خودش هم نمی داند به دنبال چه چیزی می گردد و این همه هزینه برای رسیدن به چیست.
دنیای امروزی، انسان را موجودی مادی تعریف کرده و به هر شکل ممکن آن را در مسیری قرار داده تا برای رسیدن به اهدافش دست به هر کاری بزند. مردم به مقایسه خود با دیگران پرداخته اند و وقتی افراد به این نتیجه می رسند که مصرف آنها کمتر از مصرف مورد انتظار است، احساس محرومیت و ولع شدید در درونشان قلیان کرده و به سمت مصرف بیشتر هجوم می برند.
وقتی هویت افراد بر اساس دارایی ها و داشته های مادی آنها تعریف شود، جنگ انسانها برای مصرف افراطی شروع می شود و اینجاست که طبیعت قربانی اول و آخر این بازی خواهد بود.
*مصرف، مادر زباله ها
اولین نتیجه مصرف گرایی، تولید زباله است که توانسته نسخه طبیعت و محیط زیست را بپیچد.
فاضلاب منازل وفاضلابهای صنعتی، زباله های کارخانه ها وزباله های ویژه مانند لوازم اسقاطی منازل، زباله های بیمارستانی، زباله های کشتارگاهها، زباله های باغها و گلخانه ها و مغازه ها و ادارات هر کدام فاجعه ای برای طبیعت به شمار می آیند و دشمنی برای زمین و آسمان و درختان و موجودات زنده.
متاسفانه انسان به خود فهمانده که حق دارد به حریم تمام موجودات زنده تجاوز کند و با بریدن و سوزاندن درختان و صید بی رویه آبزیان و ریختن مواد شیمیایی و غیر قابل بازگشتش به دل طبیعت، فقط به خودش و اهدافش بیندیشد.
مرگ هزاران ماهی در رودخانه ها و دریاچه ها، مهاجرت بی بازگشت پرندگان و خشک شدن بسیاری از گیاهان حاصل همزیستی انسان با آنهاست. آیا باز هم باید بگوییم "مجموعهای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل میدهند؟"
*سبکی برای ویرانی
مشکلات زیست محیطی نه تنها حاصل رشد تکنولوژی و صنعتی شدن جوامع هستند، بلکه مسائل رفتاری و فرهنگی نیز تاثیر مستقیمی در آن دارند زیرا این باورها و ارزش های افراد و هنجارهای فرهنگی و نهادهای اجتماعی هستند که اجازه می دهند شهروندان در هر جایگاه و مقامی کمر به قتل محیط زیست خود ببندند.
تغییر سبک زندگی که خود برخاسته از ساختار فرهنگی است موجب استفاده زیاد و بعضا بی مورد از وسایلی مانند اتومبیل، تلفن، موبایل، لب تاپ و ... می شود. این الزامات سبک زندگی مدرن سبب می شود که مردم چندان به آینده فکر نکنند تا بتوانند با کمترین تنش فقط به فکر نیازهای فعلی خود و برآورده کردن آن باشند.
اما با این تفاسیر، معرفی و تقویت یک چارچوب جدید با توجه به ارزش ها و توجه به نسل های آتی و نیز ارزش ذاتی محیط زیست نقش مهمی در کاهش مصرف گرایی شدید دارد. موثرترین شیوه برای این کار، ایجاد تعهد و وظیفه اخلاقی برای مصرف درست و احترام برای نسل های بعدی و نیز دنیای طبیعی است که بدون چنین تعهدی، افراد براساس امیال و خواسته های خود عمل خواهند کرد و از طبیعت چیزی باقی نخواهد ماند.
خوب است.