رشد فزاينده برنامهها و طرحهاي توسعه شبكه حمل و نقل در اكثر نقاط دنيا حكايت از اهميت و جايگاه حمل و نقل در توسعه اقتصادي كشورها دارد.
با پذيرش اين مقدمه بايد بپذيريم كه اعمال سياستها و برنامههاي كلان كشور در مقوله حمل و نقل نبايستي خارج از چارچوبهاي اقتصادي و سازوكارهاي مبتني بر بازار باشد، چراكه در غير اينصورت نميتوان انتظار داشت روابطي منطقي بين نهادهها و خروجي بخش، برقرار گردد.
طي سالهاي اخير در شرايطي بر توسعه حمل و نقل جادهاي تكيه شده است كه هم هزينه ساخت نگهداري حوادث جاده اي. . . بسيار بالاتراز توسعه حمل و نقل ريلي برآورد ميشود بااين حال مشخص نيست كه در سالهاي مذكور چرا سياستهاي كلان نگاهي ويژه را به توسعه شبكه ريلي كشور معطوف نكرده است. اين در حالي است كه اگر انحصار در تصميمگيريها نيزحذف ميشد بيشك بخشي از توسعه شبكه جادهاي نيز مشمول حال شبكه ريلي ميشد.
از سوي ديگر اصرار بر توسعه شبكه حمل و نقل ريلي در كشورهاي توسعه يافته حكايت از كارايي اين نوع شبكه جهت حمل بار و مسافر دارد اين در حالي است كه مطالعات نشان ميدهدبالغ بر 10 درصد توليد ناخالص داخلي كشورها به بخش حمل و نقل اختصاص داشته بطوري كه حداقل 20 درصد هزينههاي خانوار در چنين كشورهايي به مقوله حمل و نقل ريلي مربوط ميشود.
بي پرده بايد مدعي شد كه حمل و نقل ريلي كشور امروز نتوانسته است در هر دو حوزه جابجايي بار و مسافر سهم قابل توجهي را از مجموع حمل و نقل كشور به خود اختصاص دهد و از منظر ميزان جابجايي نيزبه زعم كارشناسان شاهد توقف رشد در ساليان اخير بودهايم.
در اين بين به نظر ميرسد كه توسعه شبكه ريلي مزيتهايي چون حمل حداكثري بار و مسافر، برطرف شدن قفل ترانزيت كشور و رسيدن به سهم بهينه بار و مسافر ريلي در بازار داخلي و بينالمللي، افزايش بهرهوري براي اقتصادي كردن هرچه بيشتر شبكه ريلي را به همراه داشته باشد.
از اين رو انتظار ميرود حداقل به خاطر كاهش حوادث جاني جادهاي هم كه شده مسئولان به جاي توسعه شبكه جادهاي كي نيزتوسعه شبكه ريلي را مورد توجه قراردهند چراكه آمارها سازمان جهاني حمل و نقل جادهاي بيانگر آن است كه متأسفانه در ازاي 100 هزار شهروند در ايران 35/8 نفر جان خود را در حوادث رانندگي از دست ميدهند اين در حالي است كه با توسعه شبكه ريلي ميتوان هم جادهها را خلوت تر كرد و هم اينكه نقش ترانزيتي ايران را در منطقه بالا برد.