
قضات ديوان عالي كشور، حكم قصاص زن جواني كه متهم است شوهر سالخوردهاش را به قتل رسانده، تأييد كردند.
مصرف مواد مخدر همچنان قرباني ميگيرد. مصرفكننده مواد هم خود، خانواده و جامعه را با آسيبهاي جبران ناپذيري مواجه ميكند. زن جواني كه حالا در چند قدمي طناب دار قرار گرفته، يكي از قربانيان مواد مخدر است.
به گزارش خبرنگار ما، اين پرونده از پنجم اسفندماه سال 89 و همزمان با كشف جسد مرد 75سالهاي در اتاق خواب خانهاش به جريان افتاد. وقتي مأموران پليس كرج به محل حادثه رسيدند، چكش خونآلودي را كنار جسد پيدا كردند و متوجه شدند مقتول با اصابت ضربه چكش به سرش فوت شده است. تحقيقات بيشتر هم نشان داد كه مقداري طلا و گوشي تلفن همراه مقتول از خانهاش سرقت شده است. مأموران بررسي تيم صحنه جرم همچنين متوجه شدند كه عامل يا عاملان جنايت با مقتول آشنا بودهاند و بدون درگيري وارد خانه او شده و بعد از حادثه هم از محل گريختهاند.
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، تماسهاي تلفني مقتول رديابي شد و مشخص شد كه او آخرين بار با زن جواني به نام ليلا تماس گرفته است، بنابراين او را بازداشت كردند. ليلا در بازجوييها به جرم خودش اقرار كرد و توضيح داد: 13 سال قبل ازدواج كردم. مدتي كه گذشت فهميدم شوهرم به مصرف مواد اعتياد دارد، به خاطر همين تلاش كردم كه او را ترك دهم. بعد از تولد اولين فرزندمان قول داد كه مواد را ترك كند اما به قول خودش عمل نكرد. بعد از تولد دومين فرزندمان او ديگر يك مصرفكننده دائم مواد شده بود و من را هم به مصرف مواد معتاد كرد. وقتي مجبور به مصرف مواد شدم تصميم گرفتم از شوهرم جدا شوم تا بيش از اين آلوده نشوم. متهم ادامه داد: وقتي طلاق گرفتم يك پسر و دو دختر داشتم. بعد از آن به سختي توانستم مواد را ترك كنم و در يك استخر به عنوان نجات غريق كار ميكردم. مدتي بعد به خاطر اينكه تأمين مخارج زندگي برايم سخت بود به پيشنهاد يك نفر مجبور شدم صيغه مردي سالخورده شوم. مدتي كه از رابطه ما گذشت پيرمرد حاضر نبود هزينه مرا پرداخت كند به خاطر همين از او جدا شدم. متهم در توضيح روز حادثه گفت: آن روز پيرمرد با من تماس گرفت و خواست به خانهاش بروم و پولي كه طلب داشتم، بگيرم. وقتي وارد خانهاش شدم به من پيشنهاد داد كه دوباره صيغه او شوم. من قبول نكردم و به خاطر كينهاي كه از او داشتم با چكشي كه آنجا بود ضربهاي به سرش زدم. بعد مقداري طلا و گوشي مقتول را برداشتم و از آنجا رفتم. بعد از انجام تحقيقات، پرونده با صدور كيفرخواست به دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد و در حالي كه اوليايدم درخواست قصاص كردند، متهم در جايگاه قرار گرفت و در حالي كه گريه ميكرد، حرفهاي اوليهاش را تكرار كرد و گفت از كاري كه كرده پشيمان است. هيئت قضات بعد از شور، متهم را به قصاص محكوم كردند. سپس پرونده به ديوان عالي كشور فرستاده شد و قضات ديوان بعد از بررسي، رأي دادگاه را تأييد كردند. بنابراين پرونده براي اجراي حكم به دادسراي اجراي احكام فرستاده شد.