منتظر معجزه بوديم گويا. اين انتظاري است كه هميشه از تيم هايي داريم كه هدايتشان را علي دوستي به عهده دارد. اين انتظار را شايد غيرت شاگردان دوستي به ما القا ميكند. آن هم در شرايطي كه ميدانستيم حريف نوجوانان كشورمان چه تيمي است. نيجريهاي كه تعداد قهرماني هايش از حضور نوجوانان كشورمان در جام جهاني بيشتر است و حتي گوي سبقت را از برزيل هم ربوده. با اين وجود اما اميد را ميشد در چهره تك تك ما ديد. بيآنكه بخواهيم منكر آن شويم. حتي خودمان را آماده هم كرده بوديم براي شادي كردن و نوشتن از بزرگترين افتخاري كه قرار بود در سطح فوتبال ملي شاهد آن باشيم. حريفان بعدي را هم از نظر گذرانده بوديم. اينكه در صورت گذشتن از سد نيجريه، راه سختي تا فينال نيست. بيآنكه بخواهيم منطقي به مسئله نگاه كنيم. به اينكه آيا توانايي فني شاگردان دوستي به نيجريه ميچربد؟ به ساقهاي نوجوانان ايراني و غيرت آنها اعتقاد داشتيم. اين اعتقاد در بازي با آرژانتين كه حتي ميتوانست با برد همراه باشد بيشتر شد و حتي رنگ اعتماد به خود گرفت. بازيهاي بعدي هم نشان داد شاگردان دوستي را نبايد دست كم گرفت. اما تا كجا؟ به اين قسمت ماجرا كمتر فكر كرده بوديم. شايد هم نميخواستيم به آن فكر يا توجه كنيم. فوتبال ما هميشه يك فوتبال احساسي بوده. چه در زمين مسابقه و چه روي سكوها. هر دو گروه را با يك ديد نگاه ميكنند؛ احساسي. احساسمان ميگفت كه ميتوانيم ببريم. مهدوي كيا هم گفته بود ترسي در چهره بچهها نديده. همين برايمان كافي بود تا رقم اميدمان به بينهايت برسد. اما واقعيت با آنچه احساس ميكرديم كمي متفاوت بود. شايد نيجريه، تيمي كه برابر ايران به ميدان رفت، تيمي بود با عنوانهاي زياد و تك تك بازيكنان آن، در پربار كردن اين كارنامه نقشي نداشتند. اما اين نميتوانست آيتم قدرتمند بودن نيجريه را حذف كند. تيمي كه همواره در رده پايه ها، به عنوان يك ابرقدرت ظاهر ميشود. در حالي كه در ايران، نگاه به تيمهاي پايه هميشه يك نگاه مقطعي است. تفاوتي هم نميكند كه آنها به چه موفقيتي دست يافته باشند. تيم دوستي بعد از رسيدن به جمع 16 تيم برتر نوجوانان جهان در سال 2009 هماني بود كه پيشتر بود. شاگردان دوستي به نيجريه بد باختند. پس نبايد خيلي هم به آنها افتخار كرد يا خيلي بزرگشان كرد. اين عكسالعمل و تفكرمان بعد از آن است كه نماينده آفريقا، خط بطلاني كشيد روي آرزوهاي نوجوانان زير 17 سال كشورمان. البته تفكر اشتباهي هم نيست. بد باختيم. ميتوانستيم با نتيجهاي آبرومندانهتر ببريم. اما در آن صورت آيا تفاوتهاي تيمهاي پايه ايران و نيجريه آشكار ميشد؟ شايد نوجوانان كشورمان بايد به نيجريه ميباختند تا بدانيم براي رسيدن به عنوانهايي در خور توجه، بايد برنامهاي اساسي داشته باشيم. بايد دانش مان به روز باشد. نه آنكه تنها چند ماه قبل از مسابقات دور هم جمع شويم و تنها با شعار الهي به اميد تو به ميدان تيم هايي بريم كه گاه سالهاست كار و تمرين كردهاند و تا بن دندان مسلح هستند. شاگردان دوستي با غيرت و تلاش سرمربي خود توانستند بر تيمهاي زيادي غلبه و به جام جهاني راه پيدا كنند و به مرحله يك هشتم نهايي هم برسند. اما اينجا ديگر براي عبور بايد دست آنها پرتر بود. از اينجا به بعد ديگر نميشد تنها به غيرت بازيكنان و رابطه عميق قلبي آنها با سرمربي شان دل بست. از اينجا به بعد باز هم به سدي خورديم كه شايد تلنگري باشد براي آينده. براي اينكه وقتي دوستي و شاگردانش به ايران بازگشتند، رها نشوند تا شب بازيهاي بعدي كه معلوم نيست كي و چه زماني است. شايد نيازي نباشد براي نوجوانان زير 17 سال همه شهر را آذين ببنديم. اما حتماً لازم است كه از همين امروز كه آنها چمدانهايشان را براي بازگشت بستهاند، فكري براي فردايشان بكنيم. فردايي كه اگر به مصاف تيمهايي چون نيجريه خورديم، با دست پر جلو برويم و تنها اميدمان به غيرت و همت بازيكنان نباشد و بدانيم از لحاظ فني هم حرفي داريم براي گفتن و آنقدر ميدان ديده هستيم كه گذشتن از سد تيم هايي چون نيجريه در زمره آمال و آرزوهايمان نباشد.