اعضاي جديد شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما ضمن انتقاد شديد از نمايش عريان و قبح شكنانه مفاسد اخلاقي برخي شخصيتهاي حاضر در سريال «كلاه پهلوي» در چند قسمت اخير كه خلاف موازين شرعي بوده و موجبات اعتراض مخاطبين را فراهم آورده است، خواستار اصلاح اينگونه موارد شد.
مصطفي شاه كرمي- اعضاي جديد شوراي نظارت بر سازمان صدا و سيما ضمن انتقاد شديد از نمايش عريان و قبح شكنانه مفاسد اخلاقي برخي شخصيتهاي حاضر در سريال «كلاه پهلوي» در چند قسمت اخير كه خلاف موازين شرعي بوده و موجبات اعتراض مخاطبين را فراهم آورده است، خواستار اصلاح اينگونه موارد شد. طرح اين مباحث با گلايهمندي ضرغامي از كمبود بودجه براي هر چه انقلابيتر شدن رسانه ملي همراه شد.
رئيس رسانه ملي انقلابيشدن و حضور در جبهه مقابله با جنگ نرم دشمن سازمان تحت امرش را مشروط به بالا بردن بودجه ميداند در حالي كه هماكنون هزينههاي هنگفت و قابلتوجهي براي ساخت برخي برنامههاي ضعيف و دمدستي خرج ميگردد. اين استدلال رئيس سازمان صدا و سيما آنقدر مثال نقض دارد كه طرح و بررسي آنها فضاي موسعي را ميطلبد. بهترين نمونه را در اين زمينه ميتوان در ايام دفاع مقدس و جايي كه نبود تجهيزات اوليه و ابتدايي براي مقابله با دشمن، رزمندگان را مجبور به خلق ابتكارات و ابداعات جالب كرد، ديد. بسياري از فرماندهان جوان و خوشفكر توانستند در بدترين شرايط و به رغم محدوديتهاي بسيار، خلاقانهترين اقدامات را انجام بدهند. بنابراين براي انقلابي ماندن و مقابله با جنگ نرم دشمن، ما بيشتر به فرماندهان خوشفكر و مبدع نياز داريم تا بودجههاي سنگين و هزينههاي هنگفت.
انقلابي شدن به شرط بودجه!
رئيس رسانه ملي در حالي از لزوم راهاندازي 143 شبكه تلويزيوني به منظور مقابله با برنامههاي ماهوارهاي مخرب ياد ميكند كه سؤالات بسيار زيادي درباره همين تعداد شبكههاي راهاندازي شده، برخي محتوا و آثار پخش شده از همين شبكهها، علت عدم توجه به سليقه مخاطبان، عدم تبيين و ترويج ارزشهاي انقلابي اسلامي، به كارگيري تعداد معدودي از افراد برنامهساز كه به نوعي در يك حلقه بسته قرار دارند، ساخت آثاري كه به هيچ عنوان در سطح و تراز رسانه ملي و نيز فرهنگ و ارزشهاي جامعه متدين ما نيستند، وجود دارد كه پاسخ به آنها و برطرف كردن مشكلات و معضلاتشان مهمتر و حياتيتر از راهاندازي شبكههاي متعدد است. يكي از مسائلي كه همين امروز رسانه ملي با آن در حوزه برنامهسازي دست به گريبان است، توليد برنامههاي جديد و تازه تاك شو يا گفتوگو محور جذاب در حوزههاي مختلف مثل برنامه سمت خدا، گلبرگ، زلال احكام و. . . است كه به تجربه ثابت شده است مورد استقبال شديد مخاطبان هستند. در حوزه فيلم و سريالسازي بسياري از بودجههاي قابل توجه و سنگين مصروف ساخت آثاري مثل ساختمان پزشكان، كلاه پهلوي و. . . ميشود كه نه تنها تناسبي با مطالبات كنوني جامعه ندارند بلكه در تعدادي از آنها به جهت رعايت نكردن ضوابط اخلاقي و ديني و نيز ترويج رفتارهاي خلاف ارزش و دين، به شدت مورد انتقاد كارشناسان و متخصصين دلسوز قرار گرفتهاند. بخش قابل توجه ديگري از بودجه اين رسانه معمولاً صرف توليد و ساخت برنامههاي لوس و سخيفي ميشود كه از روي برنامههاي ماهوارهاي كپيبرداري شدهاند، از آن جمله ميتوان به برنامه بفرماييد شام ايراني اشاره كرد كه يك كپيبرداري تام و تمام از نمونه ماهوارهاي اين برنامه است.
توليد نكردن«يك خانواده محترم» بودجه ميخواهد؟!
حلقه بسته افرادي كه براي تلويزيون و رسانه ملي برنامهسازي ميكنند نيز يكي ديگر از چندين معضلي است كه باعث به هدر رفتن بودجه اين سازمان ميشوند. چه اينكه برخي از اين افراد با بهرهگيري از رانتهاي اينگونه اقدام به ساخت برنامههايي ميكنند در حالي كه نيروهاي جوان و خوشفكري وجود دارند كه حاضرند با قيمتي به مراتب پايينتر و كيفيتي بالاتر براي رسانه ملي برنامه توليد كنند اما به دليل نداشتن ارتباط يا قرار نگرفتن در حلقه افراد خاص راهي براي اثبات تواناييهايشان ندارند. از طرفي هم تعداد قابلتوجهي از مجريان و افرادي كه توسط همين حلقههاي خاص حمايت ميشوند پس از كسب شهرت به واسطه آنتن رسانه ملي به برنامههاي ماهوارهاي مهاجرت كردند. اين معضل نشان ميدهد كه در حوزه پرورش نيروهاي زبده و خبره نيز به دليل وجود افراد و تفكرات غير انقلابي، رسانه ملي نتوانسته است بهرهبرداري لازم را داشته باشد. حتي بسياري از توليداتي كه به واسطه بودجه رسانه ملي و با حمايت برخي مديران آن توسط افراد خاصي ساخته شدند، مولودي بهتر از «يك خانواده محترم» يا نگارش و برپايي فيلمنامهها و تئاترهاي مبتذل نداشتند.
تكرار آثار به جاي توليدات جذاب
در طول چند سال اخير بودجه زيادي صرف راهاندازي شبكههاي متعددي شده است كه به خاطر پخش برنامههاي قديمي و تكراري باعث آزردگي مخاطبان و در پي آن سوق پيدا كردن افراد بيشتري به سوي شبكههاي ماهوارهاي ميشوند. از جمله اين شبكهها كه صرفاً بر تعداد آنها افزوده ميشود و فكري به حال توليد محتواي مناسب و جذاب براي مخاطبانشان نميشود، ميتوان به شبكههايي مثل تماشا، نسيم و آي فيلم اشاره كرد كه به غير از پخش چندباره سريالهاي قديمي داخلي و خارجي، منشأ آثار ديگري نيستند. در حوزه توليد برنامههاي سرگرمكننده و مسابقات جذابي كه به طور قطع ميتوانند باعث جذب مخاطب بشوند نيز از سوي رسانه ملي اراده جدي براي خلق آثار تازه و بديع با رعايت جذابيت و سرگرمكننده بودن وجود ندارد. در اين زمينه ميتوان به برنامههاي موفقي مثل مسابقه هفته با اجراي مرحوم منوچهر نوذري و مسابقه راز سيب اشاره كرد كه توانسته بودند نظر بسياري از مخاطبان را به خود جلب كنند. عدم بهرهگيري از داشتهها و امكانات را ميتوان در بخشهاي خبري رسانه ملي نيز رصد و احصا كرد. چه اينكه با گذشت سالها فقط دكور يا ظاهر استوديوهاي خبري تغيير ميكند يا اينكه مجري به صورت ايستاده اخبار را ميخواند و هيچ خبري از بروز و ظهور سليقه و نوآوري به چشم نميخورد. توانايي پوشش اخبار و سرعت عمل در انعكاس اتفاقات و وقايع، امروزه يكي از دلايل و مؤلفههاي موفقيت شبكههاي پربيننده خبري شناخته ميشود. متأسفانه در اين بخش نيز گاهي اوقات مشاهده ميشود كه يك خبر توسط شبكههاي برونمرزي مثل العالم يا پرس تي وي پوشش داده ميشود اما همان خبر به هر دليلي مورد توجه شبكههاي داخلي قرار نميگيرد. خب طبيعي است كه بيننده به سراغ شبكههاي خبري ميرود كه ضمن داشتن سرعت عمل در پوشش اخبار، از نمايش و پخش هيچ اتفاق مهمي چشمپوشي نميكنند.
چرا مستندهاي سياسي در تلويزيون جايي ندارند
با اين توضيحات كه البته موارد بسيار زياد ديگري مستعد قرار گرفتن در مسير آن هستند، چطور و بر چه اساسي ميتوان كمبود بودجه يا نياز مبرم به راهاندازي شبكههاي جديد تلويزيوني را شرط جذب مخاطب و مقابله با شبكههاي ماهوارهاي دانست؟ آيا تلويزيون از توانايي و استعدادهاي خلاق و آوانگارد متكثري كه در بين جوانان جامعه ما وجود دارد، كمترين بهرهاي را ميبرد؟ آيا تا كنون مديران و مسئولان صداوسيما براي نيازسنجي مخاطب يا اخذ پيشنهاد ساخت برنامههاي بديع و جذاب، يا درخواست اعلام ارائه راهكار براي مقابله با برنامههاي مبتذل و سخيف ماهوارهاي و تبيين و ترويج ارزشهاي جامعه يا كارهايي از اين دست فراخوان عمومي كردهاند؟ واقعاً چند درصد از افراد با استعداد و خوشفكري كه در حلقههاي خاص يا مورد عنايت برخي از مديران صداو سيما نيستند، امكان توليد و ساخت برنامههاي جذاب در رسانه ملي را دارند؟ چرا صداوسيما از مستندهاي سياسي و برگزيدگان جشنوارههاي مردمي مثل جشنواره فيلم عمار كه صحنه نمايش و اثبات تواناييهاي حرفهاي و هنري جوانان بود براي برنامهسازي و توليد محتوا استفاده نميكند؟ آيا صرفاً با راهاندازي 143شبكه تلويزيوني و صرف بيت المال و پركردن جيب يك عدهاي خاص همه مشكلات فرهنگي جامعه منبعث از تهاجم فرهنگي و برنامههاي سخيف ماهوارهاي حل ميشود؟!