کد خبر: 514004
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۵
پارسینه - گروه دین: تهران هنوز از شوک ارتحال حاج آقا مجتبی خارج نشده بود که به سوگ آیت الله خوشوقت نشست. گرچه هر دو بزرگوار از مدتی قبل در بستر بیماری نشسته بودند؛ اما چنان در فرهنگ و زندگی بخش قابل توجهی از پایتخت‌نشینان رسوخ کرده بودند که هنوز هضم درگذشتشان برای تهرانی‌ها مشکل است.



حاج آقا مجتبی بی‌اغراق نور چشمان برخی شهروندان و قوت قلب بخش قابل توجهی از پایتخت‌نشینان بود. تهرانی‌ها از جای‌جای پایتخت می‌آمدند تا چهارشنبه‌ها پای منبر او بنشینند. البته عجیب هم نبود؛ زیرا نفس و بوئی که از این جلسات به مشام جان می‌نشست را کم‌تر جایی می‌توانستند بیابند. همان منابری که گاه به واگویه‌ها و نهیب‌ها به انفاس مردمی می‌رسید و گاه به تذکرات و خودانتقادی‌ها به هم‌لباسان و گاه به انتقادات و هشدارها به مسئولین و حامیانشان؛ و البته در آخر یادآوری «المجلس بالأمانات» که این حرف‌ها جایی نقل نشود. دلیل بغض فروخفته اش بر منبر معلوم می‌شد.
آیت الله تهرانی همه این ها بود؛ اما فقط این ها نبود! مشهورترین استاد اخلاق بود؛ مجتهد برجسته و طراز اول تهران بود؛ مرجع تقلید برخی شهروندان نیز بود. او کسی بود که یان حدیث را با جان دریافته بود و به آن عامل بود: «فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَجْمَعَ عِزَّ الدُّنْیَا فَاقْطَعْ طَمَعَکَ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ فَإِنَّمَا بَلَغَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الصِّدِّیقُونَ مَا بَلَغُوا بِقَطْعِ طَمَعِهِمْ» و برای مردم شرح می‌داد.



پای منبرش همه بودند؛ او نیز از همه دعوت می‌کرد زیرا مسجد به خدا منسوب بود و حسینیه به سیدالشهدا. برای کسانی که طعم نفسش را چشیده بودند؛ شب قدر سال ۸۸ فراموش نشدنی است که وقتی قرآن به سر داشت، با بغضی در گلو گفت: «خدایا، امسال سال سختی داشتیم.» و البته همه گریستند؛ فرقی نداشت که فردایش در کدام دسته و جبهه بگنجند؛ آن شب همه در کنار هم بودند تا با خدایشان راز و نیاز کرده و به سوگ مولایشان بنشینند.

البته این هرگز به آن معنا نبود که از صراحت کلام بکاهد؛ بلکه پند و اندرز را در کنار صراحت و جذب به کار می گرفت. هنوز هشدارهایش به سیاست‌های فرهنگی دهه هفتاد هنوز در خاطرات باقی است؛ اما هرگز طریق خیرخواهی و نصیحت را فرو نگذاشت...



هنوز جای خالی آیت الله تهرانی پر نشده بود که بزرگمرد دیگری از این دیار پر کشید. این بار تهران به داغدار آیت الله خوشوقت شد.



آیت الله خوشوقت در گوشه‌ای از پایتخت بالاتر از سه‌راه طالقانی، مسجد امام حسن مجتبی بیش از ۵۰ سال نماز خواند و شاگرد پرورش داد. گرچه برخی مریدانش از توانایی او در اجتهاد سخن می‌گفتند؛ اما دفتری نزد و رساله‌ای منتشر نکرد تا در شمار مراجع تقلید به حساب آید. به این ترتیب با انتشار خبر فوتش، پیر و جوان به مسجد شتافتند تا در کنار هم به سوگ مرادشان بنشینند.



او استاد اخلاق بود و برای مردم حدیث می‌خواند و چون «لو أنّ حملة العلم حملوه بحقه ، لأحبهم الله وملائكته وأهل طاعته من خلقه» در دل‌های شهروندان جا می‌گرفت. به این ترتیب جمعیت از پیر و جوان در فراقش به عزا نشستند و صحنه‌های بزرگی از شکوه و عظمت روحانیت شیعه را به تصویر کشیدند.



تهران در سال‌های قبل نیز داغدار علمایش شده بود که عمده‌ترین آن‌ها عبارت بودند از آقایان «احمد مجتهدی تهرانی» و «عبدالکریم حق‌شناس»

آیت الله مجتهدی تهرانی، مدرسه‌ای به همین نام در تهران داشت و منابر و لحنش برای بسیاری از شهروندان قدیمی آشناست. او برای طلابش از علم‌آموزی می‌گفت و برای عامه از اخلاق؛ و الحق که استاد اخلاق کاملی بود برای طلبه و بازاری؛ اهل علم و عوام.



در مناطق مرکزی تهران کم‌تر می‌توان کسی را می‌توان یافت که اهل منبر و مسجد باشد و گوشش با لهجه دلنشین «حاج آقا مجتهدی» آشنا نباشد. مراسم تشییع جنازه او، آخرین فرصت بود تا خیل مشتاقانش برای وداع با «حاج آقا» گرد هم آیند.



البته بسیاری از مستمعینش پس از فوت حاج آقا مجتهدی، با منابر «حاج آقا مجتبی» انس گرفتند و باز گرد هم آمدند.
آیت الله عبدالکریم حق‌شناس نیز از مجتهدان طراز اول تهران بود که به امر مرحوم آیت الله بروجردی برای حل مشکلات دینی و رسیدگی به امور شرعی مسجدی، به تهران عزیمت کردند.



در این سال‌ها طلاب تهرانی برای شرکت در جلسات فقه، با جلسات حاج آقا مجتبی و آیت الله حق‌شناس انس گرفتند؛ هم‌چنان‌که مردم عادی با منابر وعظ و اخلاق بزرگان فوق‌الذکر انس گرفته بودند.

درگذشت این بزرگان، علاوه بر طلاب و شهروندان، فضلا و مراجع تقلید را نیز به عزا نشاند و با حضور در مجالس و یا ارسال پیام، این مصائب را به آستان مقدس امام عصر و بازماندگان مرحومان تسلیت گفتند.

حال این پرسش مطرح است که طلاب چه کسی را جای‌گزین حاج آقا مجتبی خواهند کرد و تشنگان وعظ، این بار سراغ کدام استاد اخلاق می‌روند؟

در میان اساتید اخلاق کنونی شهر تهران، حضرات آیات و حجج اسلام «جاودان»، «ضیا آبادی»، «امامی کاشانی» و «مرتضی تهرانی» از همه مطرح ترند؛ ضمن این که شاید برخی چهره ها مانند «سید مهدی طباطبایی»، «سید عبدالله فاطمی‌نیا» و «کاظم صدیقی» که در رسانه‌ها مطرح‌ترند، بتوانند بخشی از این مخاطبان را جلب کنند. بی‌شک اکثر مشتاقان بزرگان فوق‌الذکر، از این پس به دنبال جانشینانی برای موعظه شنیدن خواهند بود.

البته در این میان باید از «آیت الله مهدوی کنی» به صورت ویژه یاد کرد که البته معلوم نیست سلامتی جسمی ایشان تا چه اندازه بتواند مجال حضور اجتماعی فعال‌تر به ایشان بدهد. بی‌تردید در گذشته که ایشان بعضاً جلسات درسی‌اش را تعطیل می‌کرد، می‌توانست طلاب و مشتاقان را به جلسات بزرگان فوق‌الذکر ارجاع دهد و امروز مسئولیت بیش‌تری متوجه ایشان است.

آیت الله امجد نیز اگر تهران را ترک نکرده بودند، می‌توانستند در این مقطع بخشی از شهروندان تشنه وعظ را سیراب کنند؛ اما غیبت ایشان در پایتخت مانع برای رونق جلسات ایشان است. باید دید ایشان به تهران بازمی‌گردند؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار