
مرد جواني كه متهم است دو سال قبل دختر خوانده خردسالش را به قتل رسانده در دادگاه كيفري استان البرز محاكمه شد و اتهام خودش را انكار كرد.
به گزارش خبرنگار ما شامگاه ۲۵ مردادماه سال ۸۹ مرد جواني در حالي كه نوزادي در آغوش داشت، خودش را به بيمارستان امام حسن در شهرستان نظرآباد كرج رساند و براي نجات نوازد يك ساله كه دنيا نام داشت از پزشكان درخواست كمك كرد.
پزشكان بعد از معاينه نوزاد متوجه آثار كبودي روي شكم وي شدند و براي نجات او تلاش كردند اما كودك خردسال روي تخت بيمارستان فوت شد. بعد از مرگ نوزاد، مأموران كلانتري ۱۱ از ماجرا با خبر شدند و از مردي كه نوزاد را به بيمارستان منتقل كرده بود، تحقيق كردند. محسن ۳۱ ساله خودش را پدرخوانده دنيا معرفي كرد و توضيح داد: سه ماه قبل با سيما كه ۲۰ سال داشت و از شوهرش جدا شده بود و همراه دخترش زندگي ميكرد، آشنا شدم. مدتي كه از آشنايي ما گذشت به او پيشنهاد ازدواج دادم و بعد او را صيغه كردم. محسن ادامه داد: امشب مادر سيما در خانه ما ميهمان بود. بعد از اينكه شام خورديم، سيما از من خواست با ماشينم مادرش را به خانهشان ببرم. وقتي سوار ماشين شديم دنيا هم بهانه گرفت و ميخواست همراهمان بيايد. بنابراين همسرم و دنيا هم سوار ماشين شدند و به طرف خانه مادرزنم حركت كرديم.
در راه متوجه شدم گاز ماشين تمام شده است. براي سوختگيري به جايگاه گاز رفتم. آنجا بود كه دنيا شروع به گريه كرد. ما هم نگران او شديم. بعد هم ماشين را كنار خيابان پارك كردم و با تاكسي دنيا را به بيمارستان رساندم.
محسن درباره آثار كبودي روي سينه نوزاد گفت: من نميدانم آثار كبودي به خاطر چه چيزي است و كجا دچار حادثه شده است. سپس مأموران از سيما تحقيق كردند و او حرفهاي محسن را تأييد كرد. در حالي كه تحقيقات در جريان بود، گزارش پزشكي قانوني نشان داد مقداري مواد مخدر كه تركيبي از قرصهاي ترامادول و هرويين بود در معده نوزاد كشف شد. در اين گزارش همچنين ذكر شد كه ضربهاي نيز به سر نوزاد وارد شده است و علت مرگ ميتواند ضربه مغزي يا مسموميت دارويي باشد.
بعد از اعلام نظر پزشكي قانوني سيما عليه محسن به اتهام قتل نوزادش شكايت كرد. سيما گفت: بعد از ازدواج با محسن متوجه شدم اخلاق او تند است. او گاهي من را به شدت كتك ميزد. مدتي قبل محسن متوجه شد كه شوهر سابقم ۲ ميليون تومان به حساب دنيا واريز كرده بود. او من را كتك زد و مجبورم كرد تا پول را برداشت كنم و به او بدهم. بعد از حادثه محسن چند بار به من گفت كه او دنيا را به قتل رسانده است.
بعد از مطرح شدن شكايت، محسن به اتهام قتل نوزاد خردسال بازداشت شد. تلاش پليس هم براي يافتن نشاني از پدر دنيا سرانجامي نداشت. بنابراين پرونده براي رسيدگي به شعبه اول دادگاه كيفري استان البرز فرستاده شد.
در ابتداي جلسه، نماينده دادستان كرج در دفاع از كيفرخواست محسن را مجرم دانست و گفت: رئيس قوه قضائيه به عنوان ولي قهري نوزاد خردسال براي متهم درخواست قصاص كرده است.
سپس سيما در جايگاه ايستاد و گفت: من هم از محسن شكايت دارم. البته در صورتي كه او من را طلاق بدهد از او اعلام رضايت ميكنم.
سپس متهم در جايگاه حاضر شد و گفت: من اتهام خودم را قبول ندارم. سه ماه قبل از حادثه با سيما آشنا شدم و او را دوست داشتم. متهم گفت: هيچ دليلي نداشت كه بخواهم دنيا را به قتل برسانم چراكه اگر قصد اين كار را داشتم، فرصتهاي زيادي داشتم و ميتوانستم به دور از چشم مادرش اين كار را بكنم. من دنيا را هم دوست داشتم و بارها او را براي بازي كردن به گردش برده بودم.
قاضي رنجبر درباره كبودي روي سينه نوزاد سؤال كرد. متهم گفت: چند روز قبل از حادثه همراه سيما به كنار رودخانه رفتيم. دنيا هم كنار رودخانه بازي ميكرد و چند بار روي زمين افتاد. شايد علت كبودي، افتادن او باشد. قاضي سپس درباره ضربه مغزي سؤال كرد. متهم گفت: من در اين باره چيزي نميدانم.
محسن درباره شب حادثه گفت: آن شب من براي نيم ساعت همراه دنيا بودم. او را سوار ماشين كردم و براي سوختگيري به پمپ گاز رفتم. قبل از آن دنيا همراه مادر و مادربزرگش بود. در پمپ گاز بودم كه حالش بد شد. بعد هم سراسيمه خودم را به بيمارستان رساندم و به پزشكان گفتم شايد او دچار گازگرفتگي شده باشد.
قاضي سپس درباره قرص هايي كه نوزاد خورده بود از متهم سؤال كرد. محسن گفت: شايد دنيا جايي قرصها را برداشته و بلعيده باشد. من معتاد نيستم و نميدانم او قرصها را از كجا آورده و آن را بلعيده است.
متهم در آخرين دفاع گفت: من مرتكب قتل نشدهام. سپس قاضي رنجبر با اعضاي دادگاه- قرباني، بصيرنيا، مينايي و عابدي وارد شور شد.