کد خبر: 510053
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
چرايي مخالفت امريكا با خروج انگليس لندن«سنگ طراز»
حسن قيامي
اتحاديه اروپا زماني با عنوان بزرگ‌ترين اتحاديه سياسي و اقتصادي جهان تشكيل شد و كشورهاي اروپايي بر اين ادعا بودند كه با اين اتحاديه مي‌توانند در كنار تأمين منافع داخلي در صحنه جهاني نيز فعاليت‌هاي گسترده‌اي داشته باشند. آنها با اين ادعا در حالي گرد هم آمدند كه كارنامه آنها بيانگر دگرگوني‌هاي گسترده در اين فرايند است.
كشورهاي مذكور اكنون نه تنها ديگر چندان وحدتي را تجربه نمي‌كنند بلكه بسياري از آنها بر اصل لزوم خروج از اتحاديه براي رسيدن به پيشرفت و توسعه سخن مي‌گويند. بسياري از اعضاي اتحاديه تأكيد دارند حضورشان در اتحاديه اروپا برابر با هزينه‌هاي سنگين و استعمار شدنشان توسط كشورهاي ديگر است. براين اساس مشاهده مي‌شود كه اتحاديه اروپا به چند بخش شامل متحدان آلمان، فرانسه و انگليس و كشورهاي مستقل خواهان جدايي از اتحاديه تقسيم شده است.
در جمع اين تحولات برخي از بزرگان اروپا نيز آواي خروج و جدايي سر داده و برآنند تا با ادعاهاي مختلف اتحاديه را ترك نمايند. انگليس از جمله كشورهايي است كه با ادعاي برگزاري همه پرسي براي حضور يا خروج از اتحاديه اين رويه را در پيش گرفته است. هر چند كه كارنامه انگليس از تحركات قديمي و جديد اين كشور براي بيان برتري خود نسبت به اتحاديه اروپا حكايت دارد اما يك نكته در وراي اين تحركات قابل توجه است و آن نوع نگاه امريكا به خواسته‌هاي ضد اروپايي انگليس است. همزمان با ادعاهاي سران انگليس مبني بر خروج از اتحاديه اروپا، امريكا رسماً با اين روند مخالفت كرده و خواستار ادامه حضور انگليس در اتحاديه شده است. حال اين سؤال مطرح است كه امريكا چرا به اصل وحدت اروپا تأكيد دارد و پذيرنده جدايي‌طلبي انگليس نمي‌باشد‌؟ در پاسخ به اين پرسش چند نكته قابل توجه است. نخست آنكه انگليس از متحدان اصلي امريكا مي‌باشد كه سياست‌هاي آن را در اتحاديه اجرايي مي‌سازد. حضور انگليس در اتحاديه اروپا از دو جنبه داراي اهميت است. از يك سو انگليس مي‌تواند هدايتگر اتحاديه اروپا در مسير خواسته‌هاي امريكا باشد. چنانكه بسياري از طرح‌هاي امريكا توسط انگليس در اروپا مطرح و اجرايي شده است. از سوي ديگر نگاه انحصارطلبانه انگليس موجب شده تا اروپا نتواند به يك اجماع كامل دست يافته و به عنوان قدرتي بزرگ در صحنه بين‌الملل ايفاي نقش داشته باشد.
به عبارت ديگر انگليس حفظ‌كننده وحدت اروپاي واحد است و هم مانع تبديل شدن آن به يك رقيب براي امريكا. بر اين اساس است كه مشاهده مي‌شود اروپا همواره پيرو امريكا بوده و نتوانسته است راه جدايي از آن را بپيمايد.
دوم آنكه امريكا كه دوران انزوا را سپري مي‌كند براي توجيه سياست‌هاي سلطه‌طلبانه در جهان نيازمند مهر تأييد ساير كشورهاست. در شرايطي كه امريكا موقعيت جهاني چندان مناسبي ندارد اتحاديه اروپا تنها متحدي است كه با ۲۷ عضو مي‌تواند توجيه‌كننده سياست‌هاي امريكا در صحنه بين‌الملل باشد. نكته اساسي آنكه فروپاشي اتحاديه اروپا برابر با فروپاشي ناتو مي‌باشد كه در حوزه نظامي خسارت‌هاي بسياري براي امريكا به همراه خواهد داشت. بر اين اساس امريكا نه براي حفظ اتحاديه اروپا بلكه براي حفظ موقعيت جهاني خود خواستار ادامه حضور انگليس در جمع اتحاديه اروپا است چراكه با سقوط اتحاديه اروپا، امريكا اولين و شايد تنها متحد خود را در جهان از دست داده كه نتيجه آن نيز برابر با سقوط ناتو و جايگاه سياسي و نظامي امريكا در صحنه بين‌الملل خواهد بود. امريكا مي‌داند كه در صحنه بين‌الملل جايگاهي ندارد و شرايط اقتصادي داخلي و سياسي خارجي اجازه يك‌جانبه گرايي را به اين كشور نمي‌دهد لذا در هر شرايطي بايد متحداني براي خود داشته باشد تا ضمن سرشكن كردن هزينه‌ها ميان آنها از اين روابط براي رسيدن به يك جانبه‌گرايي جهاني بهره‌برداري كند. نمود عيني اين رفتار را در عملكردهاي امريكا در ليبي و سوريه مي‌توان مشاهده كرد.
هر چند امريكا محور بحران‌سازي در اين كشورها است اما خود را در وراي اتحاديه اروپايي پنهان ساخته و تلاش دارد تا چهره‌اي مثبت از خود به نمايش گذارد. امريكا تلاش دارد تا در اين بازي در صورت پيروزي خود را فاتح معرفي كرده و در صورت شكست نيز چنان وانمود مي‌سازد كه اروپا با شكست همراه شده است. به هر تقدير مي‌توان گفت انگليس مهره‌اي امريكايي در داخل اتحاديه اروپاست كه براي جاه طلبي‌هاي واشنگتن نقشي مهم ايفا مي‌كند لذا امريكا پذيرنده خروج آن از اتحاديه اروپا نبوده و بر استمرار حضور آن تأكيد دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار