سرويس اقتصادي تعامل، مهدي اسحاقي- شرايط ويژه امروز كشور و برخي محدوديتهاي تحريمي، جاگزيني منابع درآمدي را براي كشور در دستور قرار داده است. در اين ميان، كارشناسان توجه ويژه به گردشگري را از اولويتةا مي دانند.
طبق رتبه بندي سازمان ملل ايران جزء ده كشور اول جهان از نظر جاذبههاي گردشگري است و اگر اين رتبه بندي سازمان ملل را مبنا قرار دهيم ميتوانيم صنعت گردشگري را جايگزين صنعت نفت كنيم. گردش مالي صنعت گردشگري در دنيا ۷۰۰ ميليارد دلار است كه اگر از اين مقدار، ۱۰ درصد آن نصيب ايرانيان ميشد ۷۰ ميليارد دلار سرمايه به ايران تعلق ميگرفت كه اين مقدار بيش از درآمد نفت در كشور ما است.
بر اساس آمارها، درآمد گردشگري ايران از ۳۰۰ ميليون دلار تجاوز نميكند و اين به خاطر نداشتن سياست صنعت گردشگري و بستن درهاي كشور به روي گردشگران است كه عملا خودمان را از اين درآمد چنده ده ميليارد دلار محروم كردهايم.
نقش رسانهها در گسترش گردشگري نيز قابل توجه است. ما از رسانههاي بينالمللي به قدر كافي و موثر براي نشان دادن امنيت كشور براي گردشگري استفاده نكردهايم و اين باعث شده كه يك تابلوي نه چندان مطلوبي از كشورها در افكار عمومي دنيا ايجاد شود. صنعت گردشگري به كمك مطبوعات و رسانهها ميتواند چنان ذهنيتي به وجود آورد كه باعث افزايش گردشگر در ايران شود.
حتي اگر فرض كنيم كه امروز درهاي كشور به روي گردشگران باز است، باز هم به خاطر غفلت نتوانستهايم زيرساختهايي مانند اماكن اقامتي، رفاهي و حمل و نقل را براي گردشگران به وجود بياوريم. نداشتن شبكههاي حمل و نقل به اندازه كافي، نبودن امنيت در جادهها ، نداشتن هتلها و اقامتگاهها نيز به اندازه كافي موجب بروز مشكلاتي در زمينه پذيرش گردشگري در ايران شده است.
متاسفانه علاوه بر اين كه در زمينه گردشگري سرمايهگذاري نكرده بلكه اجازه نداده ايم كه سرمايهگذاري خارجي در اين زمينه سرمايهگذاري كنند و در صورت برداشتن اين موانع ميتوان ايران را به عنوان يكي از بزرگترين قطبهاي گردشگري در غرب آسيا و حتي در دنيا دانست.
نكته قابل توجه ديگر اينكه، ساير صنايع به صنعت گردشگري وابستگي دارد. چنانچه صنعت گردشگري در ايران رونق گيرد به دنبال آن ساير منابع نيز رونق ميگيرند و در نتيجه باعث ايجاد اشتغال و كار ميشود و بيكاري كه يكي از مشكلات اصلي كشور ما است از بين ميرود .
امروزه اكثر گردشگران را گردشگران فرهنگي تشكيل ميدهند و اين طور نيست كه همه گردشگران به دنبال لهو و لعب و فساد اخلاقي باشند و اين باور غلط در ذهن بعضي از مسئولين باعث شده ميزان گردشگران خارجي در ايران كمتر شود. ورود گردشگر به كشور موجب تبادل فرهنگي ميشود و ارزشهاي فرهنگي كشور به ساير نقاط دنيا معرفي ميشود.
سياستگذاريهاي صنعت گردشگري ايران بيشتر بر دافعه استوار است تا بر جاذبه و سفارتخانههاي ما به جاي ايجاد تسهيلات در خارج كشور بيشتر برخورد دافعهاي دارند.
نقش دولت در گسترش گردشگري بسيار قابل توجه است. دولت ميتواند قوانين مربوط به گردشگري را تصحيح و موانع موجود را از سر راه گردشگران بر دارد. چنانچه دولت مقررات ويزايي را براي گردشگران آسان كند و زيرساختةاي لازم و استاندارد فراهم شود، ميتوان پذيراي گردشگران زيادي در ايران بود. دولت ميتواند با آماده كردن افكار عمومي مردم در زمينه گردشگري و همچنين دادن تسهيلات لازم در اين زمينه باعث توسعه صنعت گردشگري بشود.
همچنين ايجاد زيرساختهاي لازم ميتواند بخش عمدهاي از سفرهاي خارجي هموطنان را تبديل به گردشگري داخلي نموده و رونق بيشتر اقتصادي را در كشور هدفگذاري نمايد.