
رسيدن پيامك بانك، لطف پيشرفت اين روزهاي جامعه است كه اگر روز تعطيل و در خانه باشي، متوجه ميشوي كه حسابت پر شده يا خالي! پنجشنبه است و روز مثلاً تعطيلي كه تمام ذهنم را زمان ريختن حقوق خرداد پر كرده. صداي تلفن همراهم كه در ميآيد، با شيرجهاي بهتر از بوفون، به سمتش ميروم و. . . خيلي زمان نميبرد كه به مبلغ واريز شده به حسابم ميرسم و حال حتي نيازي به دو دو تا چهار تا كردن نيست تا بفهمم قسطهايم همچنان به مراتب بيشتر از حقوق دريافتيام است!
اول ماه است اما با واژهاي به نام اعصاب، بيگانهام و مدام دنبال چيزي ميگردم براي شكستن، هرچند كه اگر تمام دنيا را هم بشكنم نه قراني به اين مبلغ افزوده ميشود و نه ريالي از قسطهايم كم ميشود!
در گير و دار اين افكار وحشتناك، ياد حرفهاي بازيكني ميافتم كه چند روز قبل، با اشتياق از بخشيدن ۲۰۰ميليون تومان از قراردادش براي پيوستن به تيمي ديگر ميگفت. همان روز هم كه شنيدم، هنگ كرده بودم و ديگر نتوانستم كلامي با او حرف بزنم و تا روزها تا به ياد اين مسئله ميافتادم، نياز به چكي محكم داشتم براي اينكه به خودم بيايم يا مشتي آب سرد تا يادم بيايد من و او زمين تا آسمان با هم فرق داريم. دو روز بعد، همكاري گفت فلان بازيكن هم ۱۲۰ميليون خود را بخشيده! ارقامي كه تا آخر عمر هم حتماً نميتوانم حتي نيمي از آن را يك جا ببينم، چه رسد به آنكه داشته باشم.
امروز اما مقايسه مبلغ دريافتيام با آنچه او از روي ذوق زدگي بخشيده بود، سرم را به دوران مياندازد چراكه دارايي من با بخشندگي او هزاران برابر تفاوت دارد و اين شايد پول خرد يك هفته او باشد كه من در ازاي يك ماه تلاش بيوقفه و شنيدن هزاران حرف و ... به دست آوردهام!
سالهاست كه با اين جماعت كه حالا حتماً بهتر از من ميدانيد منظورم فوتباليستهاست، كار كردهام و هرگز به اينكه چرا بايد تفاوت دريافتيهاي ما كه تا اين اندازه سخت كار ميكنيم با آنها كه به واسطه ما امروز سوپراستار مجلات و روزنامهها و حتي تلويزيون شدهاند، فرق داشته باشد به اين اندازه جدي فكر نكرده بودم. رقمهاي ميليوني كه شايد هرگز و تا آخر عمر، خواب آن را هم نميديدم، امروز اما رشد اين ارقام و رسيدن آن به ميليارد، البته ببخشيد گذشتن آن از مرز ميليارد، باعث شده نگاهي به فيش حقوقي خودم انداخته و آن را براي لحظاتي با قراردادهاي ميلياردي بازيكنان درجه دو و سه فوتبال مقايسه كنم كه امروز، به واسطه يك سري بيعدالتيها به ستارههاي اين ورزش تبديل شدهاند، مقايسه كنم تا بار ديگر سرم سوتي بلند بكشد و به دوران بيفتد!
به عقب بر ميگردم و سعي ميكنم بازيها را به سرعت از ذهنم بگذرانم، با سرعت كه هيچ، با حركت آهسته هم كه ميگردم چيزي پيدا نميكنم كه بتواند دليل دست و پاشكستهاي باشد براي اين پرداختهاي نجومي!اين بار سعي ميكنم با ستارههاي اروپايي مقايسه كنم، اما ميبينم كه ستارههاي ما با بازيكنان درجه دو فوتبال دنيا هم رقابت نميكنند، چه رسد به ستارههاي فوتبال دنيا و باز ميمانم كه چه دليلي وجود دارد براي پرداخت اين ارقام كه بيشك سال بعد، دو برابر هم ميشود و يكدفعه ياد حرف دوستي ميافتم كه روزي با جديت هرچه تمامتر پرسيد، اگر من نخواهم سهمم از بيت المال به پاي اين مثلاً ستارههاي مدعي ريخته شود، بايد چه كسي را ببينم و حال ميانديشم كه به راستي بايد چه كسي را ديد؟اما باز هم بيجواب ميمانم و وقتي ياد صحبتهاي چند روز قبل كفاشيان ميافتم كه آب پاكي را ريخته بود روي دستمان كه كسي با متخلفان كاري ندارد، ميانديشم كه بهتر است به فكر اين باشم كه چطور اين پنجاه، صد هزار تومني را كه براي پرداخت قسطهاي اين ماهم كم دارم بپردازم و اين بحث بيسرانجام پرداختهاي ميلياردي به بازيكنان بيكيفيت را بيخيال شوم!