
خداداد عزيزي در فوتبال ايران آدم شناختهشدهاي است. وي در زمان حضورش در تركيب تيم ملي ايران فوتباليست بسيار محبوبي بود. شايد در تركيب تيم ملي، هيچ كس به اندازه اين بازيكن ريزنقش و تكنيكي، از محبوبيت برخوردار نبود و اين مسئله در بازي اين مهاجم مشهدي نيز كاملاً تأثيرگذار بود. از زماني كه عزيزي در تركيب تيم ملي ايران تواناييهاي خود را نشان داد تا وقتي كه وي به تيمهاي اروپايي رفت زمان زيادي طول نكشيد. اين بازيكن قديمي كه در حال حاضر، به مربيگري ميپردازد، علاقهاي به حضور در تيمهاي بزرگ و ليگ حرفهاي ندارد. خداداد عزيزي از هر گونه تنش و حاشيههايي كه سالها با آن دست و پنجه نرم كرده، خسته است. او ميخواهد در جوار امام رضا (ع) در شهر مقدس مشهد و در كنار خانوادهاش با آرامش زندگي كند. خداداد از فوتبال و مشكلاتي كه با آن روبهرو هستيم حرف ميزند، اما نميخواهد داخل فوتبال باشد كه دل خوشي از آن ندارد. عزيزي به همراه يار غارش مهدي هاشمينسب هدايت يك تيم دسته دومي از مشهد را بر عهده دارد و روزگار ميگذراند. دقايقي با عزيزي كه هنوز هم دلش با فوتبال است، در مورد كل فوتبال همصحبت شديم. گفتوگوي «جوان» را با اين مربي ميخوانيد.
خيلي وقت است كه خبري از خداداد عزيزي نيست.
چرا، اتفاقاً در تمام محافل فوتبالي حضور دارم اما ديگر در گود فوتبال نيستم اما خودم را از فوتبال و فوتباليها جدا نميدانم.
اما چرا خداداد عزيزي بايد از فوتبال دور باشد؟
در اين فوتبال باشم كه چه شود؟ اين فوتبال مگر چه دارد؟ من ديگر تمايلي به حضور در فوتبال روز و ليگ ندارم.
چرا؟ بايد دليل محكمي داشته باشيد.
دلايل زيادي دارم اما مهم نيست. اينكه كنار باشم و از دور شرايط را ببينم خيلي بهتر است تا اينكه بخواهم در اين فوتبال حضور داشته باشم زيرا به جز استرس و فشار چيز ديگري برايت به ارمغان ندارد.
يعني اين همه مربي و بازيكن در اين فوتبال هستند و تنها عزيزي ميخواهد به خاطر استرس از فوتبال دور بماند؟
چارهاي نيست، بايد كنار گود ماند، زيرا اين بهترين راه است. شايد آن دوستان ميتوانند با شرايط خود را وفق دهند، اما من با شرايط خاصي روبهرو هستم و ترجيح ميدهم با همين وضعيت جديد زندگي كنم.
اما خيلي هم از فوتبال دور نيستي، با مهدي هاشمينسب هدايت يك تيم دسته دومي را به عهده داريد.
بله يك تيم دسته دومي مشهد است كه ما در آن فعاليت ميكنيم و شرايط هم بسيار خوب است زيرا با آرامش كار ميكنيم و هيچ گونه فشار و حاشيهاي ما را تهديد نميكند.
اما قطعاً با اهداف خاصي هدايت اين تيم را برعهده گرفتيد.
هدف داريم، اما آرامش بر ما حاكم است و زير ذرهبين نيستيم كه هر روز مجبور باشيم جواب صد نفر آدم را بدهيم و پاسخگوي سؤالاتي باشيم كه هيچ دردي از ما دوا نميكند.
پس از شرايط به وجود آمده راضي هستي؟
كاملاً همين طور است، از شرايط به وجود آمده راضي هستم و اين آرامش به من كمك ميكند كه بهتر زندگي كنم و براي آينده برنامهريزي كنم.
اما خيلي از فوتبالدوستان دوست دارند نيروهايي مثل خداداد عزيزي در فوتبال حرفهاي باشند و علاوه بر مربيگري از حضورشان نيز بهرهمند شوند.
بله اما بايد شرايط مهيا باشد. وقتي اين اتفاق رخ نميدهد همان بهتر كه كنار بنشيني و تماشا كني، من به اين نتيجه رسيدم زيرا در تمام مدتي كه از فوتبال كناره گرفتم و مربي شدم، به جز بيمهري و توهين و مشكلاتي كه باعث به هم ريختن اعصاب و روانم شد چيزي نديدم به همين دليل عطاي فوتبال حرفهاي و درگود بودن را به لقايش بخشيدم و حالا راضي هستم.
يعني هيچ وقت دلت براي اين فوتبال تنگ نميشود؟
به خاطر اينكه دلم هميشه براي فوتبال تنگ ميشود هدايت تيم دسته دومي را به عهده گرفتم كه از فوتبال دور نباشم، اما ديگر دوست ندارم مشكلات را ببينم و خودم در كار باشم و مجبور باشم كه حرفي نزنم. با اين شرايط كنار نميآيم و دوست ندارم كه اين اتفاقات و مسائل را باز هم تجربه كنم و باعث اذيت و آزار خودم شوم.
كمي به فوتبال برگرديم، كارلوس كرش سرانجام سرمربي تيم ملي شد و تو خيلي به او انتقاد نداشتي. واقعاً اين مربي ميتواند براي فوتبال ايران ثمربخش باشد؟
من نميگويم كارلوس كرش، مربي بدي است و بزرگ نيست، اما او هم به درد فوتبال ما نميخورد و نميتواند كاري از ما پيش ببرد.
اما خيلي نااميدانه در اين مورد قضاوت ميكنيد. او كارنامه قابل قبولي دارد.
بحث كرش و كارنامهاش نيست. اين مربي خوب است اما به درد فوتبال ما نميخورد. به نظر من حتي او كه دستيار فرگوسن بزرگترين مربي دنيا بوده هم نميتواند به ما كمك كند.
چرا؟ دليل قانعكنندهاي داريد؟
بله، زيرا فوتبال ما نياز به تحول اساسي و از بيخ و بن دارد و به همين دليل هر مربياي كه بيايد موفق نميشود. او در منچستر بسيار خوب كار كرده و جزو بهترينها بوده است. من تمام اينها را قبول دارم. او تجربيات بزرگ و ارزشمندي از روزهاي خوب و بزرگ فوتبالش دارد، اما كرش بايد فوتبال ايران را متحول كند و اين كار از او برنميآيد.
چرا از عهده اين كار برنميآيد؟
به خاطر اينكه او اگر ميتوانست چنين كاري انجام دهد اين كار را در تيم پرستاره پرتغال انجام ميداد. بايد به همه مسائل توجه داشت و آنها را در فوتبال در نظر گرفت، او فاكتورهاي لازم براي انجام اين كار را ندارد.
اما اين مربي تجربيات بسياري داشته و با علم روز دنيا آشنايي كامل دارد.
بايد به اين مسئله توجه داشت كه اطلاعات فوتبالي داشتن با نفر اول بودن در يك تيم كاملاً متفاوت است و به دليل همين تفاوت و فاصله است كه دستيار و يار غار فرگوسن در هر تيمي كه فعاليت داشته چه رئال مادريد و چه تيم ملي پرتغال، و به عنوان سرمربي كار خود را پيش برده، خيلي موفق نبوده و نتوانسته به اهدافي كه داشته برسد.
اما خيليها معتقدند كه خداداد عزيزي هميشه دوست دارد ساز مخالف بزند و مشكلساز شود. به نظر ميرسد با حضور مربيان خارجي در ايران نيز كاملاً مخالف هستي؟
اصلاً اين طور نيست. من هر چه كه به نفع فوتبال ايران باشد را ميگويم. اين مسئله اصلاً ربطي به مخالفت من با مربيان خارجي ندارد. من اصلاً با آنها مخالف نيستم اما ميگويم شرايط براي حضور يك مربي كه اصول را تغيير ميدهد بايد مهيا باشد و اگر جز اين است من مخالفت ميكنم و در اين مورد حرفهايم را ميزنم.
يعني عزيزي روي مربيان داخلي تعصب ندارد؟
اصلاً و ابداً. اين مسئلهاي نيست كه من روي آن تعصب داشته باشم. خودتان شاهد بوديد كه چقدر مربيان كروات به ايران آمدند و ناموفق ايران را ترك كردند و رفتند.
حالا شما بگوييد چه كار بايد كرد و چه كسي بايد به ايران بيايد كه موفق باشد؟
مربيان بزرگ انگليسي بايد به ايران بيايند و در اين صورت هر مربي ديگري كه بيايد نميتواند كاري براي ما انجام دهد و تيم به مشكل برميخورد.
يعني آنها ميتوانند شرايط تيم ما را با تغيير روبهرو سازند؟
قطعاً همين طور است. آنها توان اجرايي كردن اقداماتي كه براي ايجاد تحول لازم است را دارند. در كشورهاي شرق آسيا تيمها فهميدند و به مربيان بزرگ انگليسي رو آوردهاند و به خوبي در حال پيشرفت هستند. كشورهايي مثل فيليپين، تايلند و مالزي در حال انجام اقدامات بزرگ و خوب هستند.
يعني پيشرفتي در فوتبال اين كشورها صورت پذيرفته است؟
قطعاً اين اتفاق به زودي رخ ميدهد. آنها به زمان نياز دارند، اما ظرف دو سه سال آينده از ما جلو ميزنند و همان ميشود كه خيلي از كارشناسان و خود آقاي كفاشيان ميگويند كه شايد تا چند سال ديگر براي رسيدن به جام ملتهاي آسيا نيز مشكل داشته باشيم. اگر همين كشورها كه از آنها نام بردم نيروي انساني و استعدادهاي ما را داشتند دو سه سال پيش از فوتبال ايران سبقت ميگرفتند و جلو ميزدند.
اما ميتوان از اين زاويه نيز مسائل را مورد بررسي قرار داد كه فوتبال ايران ديگر يك ستاره ملي بزرگ در اختيار ندارد و بازيكناني مثل خداداد، دايي، كريمي، نامجو مطلق و باقري تمام شدند.
فوتبال هم مثل مشاغل ديگر كهنه ميشود و نو به بار ميآورد. فوتبال يك صنعت و علم بزرگ است كه هيچ وقت كهنه نيست آن هم مثل باقي مشاغل تغيير ميكند و اگر كسي در آن مطالعه نداشته باشد از باقي نفرات در اين شغل عقب ميماند. فوتبال زمان من و دايي و باقري فرق ميكرد و حالا شرايط كاملاً متفاوت است. ديگر مثل قبل نيست كه كريمي توپ را ميربود و چند نفر را كنار ميزد و به گل ميرسيد. حالا ديگر فوتبال براي ستارهها نيست.
اما هنوز هم در بارسلونا، مسي ستاره است و رئال به كريس رونالدو اتكا دارد.
بله اين دو استثنا هستند، اما ديگر در تيمها ستاره آنچناني مثل اين دو وجود ندارد. ستاره يك تيم است و اگر همه با هم نباشند و همكاري ۱۱ نفره نباشد، صرف داشتن يك خداداد، باقري يا مهدويكيا تيمها به نتيجهاي نميرسند كه مورد نظر و دلخواه مربي و مردم باشد.
مثل اينكه شرايط را در فوتبال متفاوت از گذشته ميداني.
براي اينكه همه چيز در طول زمان تغيير ميكند و نميتواني جلويش را بگيري. بازيهاي زيادي را در اروپا و آسياي شرقي از نزديك ديدم. در بازيهاي تيم ملي ژاپن و كره در هيچ صحنهاي شما مشاهده نميكنيد كه يك نفر به تنهايي كار را پيش ببرد، فاصله بين مدافعان با مهاجم نوكشان بيشتر از ۲۵ تا ۳۰ متر نميشود با اين حال حتي در اين فضاي فشرده نيز سرعت بازي و دقت در پاسكاريها بالا بود و همين عوامل به ظاهر ساده باعث شدند شاهد يك فوتبال بينالمللي باشيم.
اما اين نوع بازي سرشار از «پرس» و بازي درگيرانه، آمادگي بدني روحي و ذهني بالايي را ميطلبد.
دقيقاً همينطور است و به دليل همين مسئله است كه تيمهاي بزرگ اجازه نميدهند تا نحوه آمادهسازي بدني بازيكنانشان مشخص شده و لو برود. صرف نظر از تمرينات بدني پيشرفته و توجه ويژه به عواملي مثل تغذيه و استراحت، تمرينات ذهني و روحي نيز بخشي از پروسه آمادهسازي است و به همين دليل است كه ميشنويم كادر مربيان يك تيم بزرگ اروپايي متشكل از بيش از ۸۰ دستيار است كه در بخشهاي مختلف كمك سرمربي تيم هستند.
پس جايگاه تكنيك فردي در گرايش جديدي كه نسبت به فوتبال وجود دارد كجاست؟
تكنيك ديگر دريبل زدن و جا گذاشتن بازيكن حريف نيست. آن زمانها گذشت و تمام شد و رفت. يك پا و دو پا زدن ديگر منسوخ شده است البته هنوز هم كسب مهارت براي نگهداري از توپ يا درست استپ كردن و يا پا به توپ شدن و دريبل زدن مهم هستند ولي تكنيك موارد گستردهتري پيدا كرده است كه به عنوان نمونه ميتوان به جايگيري، رعايت تايم بازي، بازيخواني و مهمتر از همه پاسكاري و ضربه زدن به توپ اشاره كرد.
قبول داري كه بازيكنان ما در زمين مسابقه حتي سه، چهار پاس درست هم نميتوانند به هم بدهند؟
بله اين اتفاق در جام ملتهاي آسيا هم رخ داد. در هيچ صحنهاي پاسهاي بازيكنان ما به سه عدد نميرسيد. بازيكني كه تكنيك درست ضربه زدن به توپ را ياد نگرفته و اصلاً توصيه نشده كه بعد از پاس حركت كند و در اتفاقات بعدي مشاركت داشته باشد، بازنده است.
يعني ميخواهي بازهم به انتقاد از افشين قطبي در زمان مسابقات جام ملتها اشاره كني؟
قطبي تمام شد و خدا را شكر كه او از فوتبال ايران رفت و تمام شد، من هم نميخواهم او را وارد ماجرا كنم زيرا براي كسي كه تمام شده و از خاطرهها بيرون رفته كه نبايد كري خواند.
اما شما همواره جزو كساني بودي كه از وي انتقاد ميكردي.
بله، آن زمان كه همه صحبت از حمايت تيم ملي ميكردند، فايدهاي نداشت و من گفتنيها را گفتم، آن زمان آنها به بهانه حمايت از تيم ملي سكوت ميكردند من حرف ميزدم اما به من خرده گرفتند.
به هر حال قطبي به دنبال يك فرصت ميگشت و وقتي ما بهترين فرصت را با بيشترين پول در اختيارش گذاشتيم از آن استقبال كرد ولي مشخص بود كه يك آناليزور ساده توان آن را ندارد تا مشكلات ساختاري فوتبال ايران را مرتفع سازد. اينكه بخواهيم قطبي را با يك مربي بزرگ انگليسي كه من ميگويم براي ما مفيد است مقايسه كنيم خندهدار است. مربيان انگليسي بلد هستند بازي در شرايط پرفشار را آموزش بدهند و اين مسئله در فوتبال ما بسيار مهم است.
مسئولان وقت فدراسيون از جمله كفاشيان در برخي برنامههاي تلويزيوني به ضعفهاي خود اعتراف كردند. اين ضعفها را قبول داري؟
بايد چند سال پيش كه از او خواستند به فوتبال ايران بيايد نميپذيرفت يا اينكه بعد از آنكه متوجه شد در فوتبال موفق نيست، از فدراسيون ميرفت.
يعني اگر كفاشيان ميرفت مشكلات فوتبال ما حل ميشد؟
نميدانم، اما باز هم جاي شكرش باقي است كه او مثل برخي رؤساي قبلي مخفي نشد و حداقل معذرتخواهي و به ضعفهايش اشاره كرد.
اكثر بازيكنان قديمي و بزرگ مجدداً به فوتبال بازگشتند، كريمي به اروپا رفت و بعدش با پرسپوليس قرارداد بست، مهدويكيا برگشت و باقي نفرات، چرا خداداد عزيزي نبايد بازگردد و در فوتبال حرفهاي باشد؟
گفتم كه از من اين حرفها گذشته است البته خيلي دوست دارم تمرينات را شروع كنم و به يك تيم اروپايي بزرگ مثل بايرن يا منچستر بپيوندم!
در مورد لژيونرها نگفتي.
همان زمان كه كريمي به اروپا رفت گفتم كه اين مسئله بسيار بد و فاجعه است كه از بين آن همه مليپوشي كه در جام ملتها حضور داشتند، هيچ كس به اروپا دعوت نميشود. آن وقت بازيكني مثل كريمي كه حتي براي بازگشت به تيم ملي هم به اندازه كافي انگيزه نداشت به شالكه برود.
پس معتقدي كه آنها آماده نبودند؟
معلوم است كه نبودند. بازيكنان بزرگ ژاپني و كرهاي با اين همه زحمت و تلاش با شرايط ايدهآل روبهرو ميشوند و به حقشان ميرسند، اما ما در حال درجا زدن هستيم و قصد نداريم شرايط را تغيير دهيم.
خيلي از بازيكنان قديمي معتقدند كه شرايط سالهاي ۹۶ و ۹۸ هيچ زماني در تيم ملي تكرار نميشود. شما هم چنين اعتقادي داري؟
نميدانم تكرار ميشود يا نه، اما اين مسئله را به وضوح ميدانم كه كشورهاي بزرگ مثل ژاپن و كره كه آن زمان از ما ۵ ،۶ گل دريافت ميكردند چقدر زحمت كشيدند و حالا آقايي ميكنند، اما ما هنوز در باد قهرمانيهاي ۳۰ سال پيش خوابيدهايم و فكر ميكنيم كه سند آقايي در آسيا به نام ما زده شده و تمام، اما اينطور نيست، آن روزها گذشت و رفت.
يعني بايد آن روزها را فراموش كرد؟
ما بايد از آن زمان تا به حال كلي پيشرفت ميكرديم. اما در حقيقت پسرفت كرديم زيرا همه ميدانند كه آن تيم بهتر از حالا كار ميكرد و بازيكنان آمادهتر و با شرايط مناسبتري روبهرو بودند. اين واقعيت است كه حتي خبرنگاران استراليايي در مسابقات جام ملتها آن را پذيرفته بودند و كره و ژاپن را تشويق ميكردند. آنها فهميده بودند كه اين تيمها از استراليا پيش هستند و اين يك واقعيت است.
سرانجام متوجه نشديم مشكل، بازيكنان هستند يا نحوه آمادهسازي و تمرينات مربيان؟
بازيكنان ما از پاس دادن ميترسند، اين يعني چه؟ مگر ميشود در تيم ملي ايران بازي كني و بترسي. آنها براي بازي در شرايط تحت فشار تمرين نكردند و آماده نشدند. مثلاً در مقابل كره ما فقط زير توپ ميزديم و هيچ برنامهاي نداشتيم.
در سال ۹۶ كه شما در تيم ملي بودي، ايران واقعاً آقاي آسيا بود؟
بله كه بود. ما آقايي ميكرديم و هيچ كس منكرش نميشد، ميدانيد چرا؟ ما تيم فوقالعادهاي بوديم و در كشورهاي بزرگ اروپايي نماينده داشتيم. حتي دروازهبان ذخيرهمان در ليگ يونان توپ ميزد.
و امروز آقاي آسيا چه تيمهايي هستند؟
كاملاً مشخص است كره، ژاپن و استراليا. بازيكنان ما را ديگر حتي اماراتيها نميخرند، چه برسد به اروپا و اين در حالي است كه بازيكنان كره و ژاپن در بهترين تيمهاي اروپايي مثل منچستر توپ ميزنند و اين افتخار است.
اما به نظر ميرسد حالا كه در فوتبال نيستي اين حرفها را بيان ميكني زيرا به عقيده خيلي از كارشناسان خداداد عزيزي در زمان فوتبالش با آن عملكرد بايد خيلي پيشرفت ميكرد اما اين طور نشد.
بله اين را قبول دارم و به آن اعتراف ميكنم!
واقعاً؟
بله، زيرا واقعيت دارد من جزو نفراتي بودم كه نتوانستم درست و اصولي زندگي كنم و حالا متوجه آن هستم و بسيار زياد به آن فكر ميكنم كه چطور از آن فرصتها استفاده لازم را نبردم و جلوي پيشرفت بيشتر خودم را گرفتم.
و اين شرايط در فوتبال ما ادامهدار است؟
بله متأسفانه هنوز هم بازيكنان ايراني بهرغم بهرهمندي از استعدادهايي كه خدا به آنها داده و دريافت پول زياد، فرهنگ زندگي حرفهاي را ندارند و خواب و خوراك و استراحت و تفريحاتشان در جاي خودش نيست و با اصول پيش نميروند. حتي اگر در آلمان خوب زندگي ميكردم، ميتوانستم در فوتبال اروپا به سرعت رشد كنم و بالا بروم، اما افسوس كه حالا گفتنش نيز فايدهاي ندارد. من به سرعت از فوتبال بزرگ اروپا جدا شدم و مقصر خودم هستم.
راهنمايي نداشتي كه مسائل اين چنيني را گوشزد كند؟
مربي تيم به من ميگفت نوشابه مصرف نكن، خلاف همان كار را انجام ميدادم زيرا فكر ميكردم من بهتر از او ميدانم كه چه كاري برايم مفيد است و آن را انجام ميدادم. لجبازي ميكردم و آن را ميخوردم. فكر ميكردم با فوتبالم در زمين مسابقه ميتوانم پاسخ همه آنها را بدهم ولي واقعيت چيز ديگري بود. همان نكات به ظاهر ساده در دراز مدت به ضررم تمام شد يعني از لحاظ فيزيكي افت كردم و باعث شد كه نتوانم به اندازه استعدادي كه خدا به من داده بود از ظرفيتهاي فوتباليام استفاده كنم و ناچار به ترك اروپا شدم. اما حالا به آنها فكر ميكنم و پشيمان هستم.
به نظر ميرسد اخلاق و رفتار خداداد عزيزي حسابي تغيير كرده است؟
بله، تغيير كردم، اما در كل همان آدم قبلي هستم با يك سري تغييرات جزئي.
يك زماني با خبرنگاران درگير ميشدي يا با مديران، مردم و هواداران.
نه اين طور نبود، من با خبرنگاران دوست هستم و آنها مرا خوب ميشناسند، با مديران و مردم هم همين طور. همه از خندههاي من كه هميشگي است ميگويند، شايد آن طور كه مردم تصور ميكنند نباشم!
پس قبول داري كه تغيير كردي؟
من از لحاظ اعتقادي و رفتاري همان آدم قبلي هستم و تغيير هم نميكنم، البته سن هم در اخلاق آدمها تأثيرگذار است اما من هميشه سعي كردهام خوشاخلاق باشم و اطرافيانم نيز همين را ميگويند.
كمي هم از دوستانتان صحبت كنيد، اردويي در تهران داشتيد و به سراغ علي دايي رفتيد، شايد خيليها تصور ميكردند كه رابطه شما با هم خوب نيست.
اين طور نيست، ما به تهران آمديم و اردو زديم، يك ديدار تداركاتي با راهآهن داشتيم و بعد از آن هم ديداري با دايي داشتم.
پس از اختلافات گذشته خبري نيست؟
ما هيچ وقت اختلاف نداشتيم يعني من يادم نميآيد كه چنين بوده باشد. ما هميشه با هم خوب بوديم. چه زماني كه با هم بازي ميكرديم و چه وقتي كه خداحافظي كرديم، دوست بوديم و مشكلي وجود نداشت.
اما صحبتهايي در يك برهه از سوي شما بيان شد كه نشان از به وجود آمدن مشكلاتي داشت.
شايد اختلاف نظر بوده، كه حل شده وگرنه مشكلي كه منجر به برهم خوردن دوستيمان شود نبوده.
قبول داري كه برخي اوقات از او انتقاد كردي؟
بله انتقاد كردم. وقتي سرمربي تيم ملي بود به دلايل مختلف و به خاطر عدم دعوت از كريمي و مسائل ديگر با وي مشكل داشتم اما حمايت هم داشتم و در كل مشكل خاصي نبوده كه قابل ذكر باشد.
در حال حاضر و برخلاف فصل قبل دايي در فوتبال ايران بسيار محبوب شده است.
بله، شايد كار درستي نباشد كه طرفداران هر تيمي او را تشويق كنند اما اين مسائل به دايي مربوط نميشود زيرا وي مشغول رسيدگي به امور تيم خودش است و توجهي به اين اتفاقات ندارد.
اما مسئولان پرسپوليس معتقدند كه دايي به اين عده تماشاگر خط ميدهد تا او را در آزادي و ديگر ورزشگاهها تشويق كنند.
اصلاً اين را قبول ندارم، دايي چنين آدمي نيست و من اين را خوب ميدانم. او از فوتبال است و بيشتر از همه در فوتبال به او اهانت شده است. او هيچ وقت چنين كاري انجام نميدهد. اگر اين كار را انجام ميداد، فصل پيش اين قدر مورد بيمهري قرار نميگرفت.
اما در فوتبال اتفاقات عجيب زياد است، فصل پيش ميخواستند دايي برود و حالا او را تشويق ميكنند.
دايي فصل قبل خوب كار كرد و نتايج هم درخور توجه بود. تيم پرسپوليس ايدهآل نبود اما دايي باعث شد كه آن تيم در ردههاي بالاي جدول قرار بگيرد و قهرمان حذفي هم شد. به هر حال هواداران اين تيم ميفهمند كه در فوتبال چه خبر است! البته در تيم پرطرفدار اين مسائل طبيعي است.
پس به خاطر همين خداداد هيچ زماني در تيمهاي پرطرفدار نبوده؟
حضور در تيمهاي پرطرفدار يك سري حسن دارد و يك سري عيب. بايد آنها را كنار هم پذيرفت. وقتي تيم ميبرد، وظيفه است و همه خوشحال ميشوند، اما وقتي ميبازد، همه اعتراض دارند و اين طبيعت تيمهاي پرطرفدار ماست. اين شرايط تنها در استقلال و پرسپوليس اتفاق ميافتد.
اما قبول كنيد كه نحوه انتخاب سرمربي تيم و شرايطي كه در اين دو تيم رقم ميخورد در ذهن طرفدار تأثير منفي دارد.
بله مؤثر است، اما برخي آدمها شناسنامه يك تيم هستند. مثل دايي و نبايد با آنها طوري برخورد كرد كه پشيماني به همراه داشته باشد. اين مسائل در ذهن مردم ميماند و بيرون نميرود در نهايت نيز به ضرر تيم تمام ميشود زيرا با يك جرقه اوج ميگيرد.
باز هم به خداداد عزيزي برگرديم، چه زماني او را در فوتبال ميبينيم؟
فعلاً كه راضي هستم و آرام به كار خودم ميرسم تا بعد!
اما امثال خداداد عزيزي نميتوانند از فوتبال حرفهاي دور باشند. شايد چند سال اما هميشگي نيست.
شايد اين طور باشد كه شما ميگوييد. انكارش نميكنم!