قیام بیسابقه و خروشان در خاورمیانه و شمال افریقا اتهام روشنی به اروپا و امریکا و رسانههای دروغپردازشان است. سلطهای که سالها بدبختی بیحساب را برای میلیونها نفر در منطقه به دنبال داشته، از حمایتهای غرب و رسانههای آن نشأت میگیرد.
حکومتهای غربی نظیر امریکا، بریتانیا و فرانسه که شعار دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و دیگر ارزشهای والای انسانی را به خوبی در جهان سر دادهاند، به دیکتاتورهای منطقه اجازه دادهاند تا مردم خود را از تمام حقوق انسانی و اساسی خود محروم کنند. این سه کشور به آموزش و تجهیز ارتشهای هولناک دیکتاتورهای منطقه پرداخته و از آنها در اعمال قساوت در حق مردمشان حمایت کردهاند. به عقیده مردم منطقه، نیروهای افبیآی در کشورهایی نظیر مصر شکنجهگرهای زیادی را تربیت کردهاند.
استبدادگران منطقه، مطیعانه به دستگیری محققان مسلمان پرداخته و بدون اتهام آنها را سالها در زندان نگه داشته و حتی به قتل رساندهاند تا سرورانشان در واشنگتن، لندن و پاریس از آنها راضی باشند. برای پیشبرد این اهداف، آنها به عمال غربی اجیر شده توسط صهیونیسم کمک کرده تا علیه اسلام و مسلمانان در لوای «جنگ علیه تروریسم» به مبارزه بپردازند.
این دولتهای غربی به خوبی آگاهند که چگونه استبدادگران منطقه کمر به غارت کشورهای خود بستهاند در حالی که مردمشان در فقر مطلق دست و پا میزدند. استبدادگران نامبرده هرگز ثروتهای خود را در صحرا و جنگلهای افریقا پنهان نکردهاند. در عوض، ثروتهای متعلق به مردم را در حسابهای خود در بانکهای امریکا، انگلیس، فرانسه و سوئیس به عنوان مأمنی با ثبات سرمایهگذاری کرده تا با این کار، دامنه نامشان از مستبد تا غارتگر امتداد یابد. غرب نیز اجازه این کار را به دلیل اینکه میداند این ثروتهای نامشروع در واقع متعلق به مردم است به آنها داده است.
با وجود سابقه جرمهای مرتکب شده، نقضهای مکرر حقوق بشر و چپاول عینی منابع کشور، غرب با فرش قرمز و احترام خاص لایق رهبران بلندمرتبه و نجیب از آنها استقبال کرده است. این کار، بازگوکننده موازین دوگانه و دورویی و ریای رهبران سیاسی غرب است. اما به راستی این کارشان برای چه کسانی اهمیت دارد؟ سؤال اساسی این است که چرا رهبران سیاسی غرب در این دو رویی بزرگ و واضح شرکت میکنند؟ پاسخ این است تا در مقابل استبدادگران چپاولگر، مطیع و چاکران آنها در منطقه باشند و بیشرمانه و حتی علیه مردم خود به کشورهای غربی در پیشبرد اهداف رذیلانهشان کمک کنند. برای نمونه میتوان به کمک به تخلیه نیروهای عراقی از خاک کویت را در جنگ به راه انداخته امریکا در منطقه اشاره کرد. تمام دیکتاتورهای منطقه که در آن جنگ حضور داشتند به شدت رشوه یا همان پول خونی را دریافت کردند که در نهایت به بانکهای غربی انتقال داده شدند.
بعدها شاهد این بودهایم که این استبدادگران به امریکا و شرکای آن در جریان جنگ عراق کمکهای زیادی کردند که در آن بیش از 1/4 میلیون انسان کشته شدند و صدها هزار نفر شهروند بیگناه نیز دستگیر و شکنجه شده، زنان عراقی بسیاری مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته، متخصصان و روشنفکران بسیاری حذف شده، زیرساختها و امکانات بنیادین را به نابودی کشانده و عملاً عراق را که روزی از استانداردهای بالای زندگی بهره میبرد به سرزمین بایری تبدیل کردند.
بسیاری از هواپیماهای نظامی امریکا و ناتو که به بمباران و کشتار مردم عراق میپرداختند از خاک کشورهای غنی از نفت منطقه برخاسته که در واقع باید از عراق در مقابل تهاجم بیگانگان حمایت میکردند. مردمان بیپناه منطقه با دیدن این فجایع و جنایتهای بیشرمانه استبدادگران بیشرم و کوردل از این ناراحت بودند که چرا از بیم دستگیری و شکنجه توسط استبدادگران بیرحم، قادر به انجام کاری یا اعتراض و یا تظاهرات صلحآمیزی در حمایت از مردم ستمدیده و نشان دادن خشم و انزجار خود نبودند.
به همان اندازه، رسانههای غربی که عمدتاً جیرهخوار یهودیان و بازوی جنگی و مطیع بیچون و چرای عمال صهیونیست و دموکراسیهای غربی بودهاند نیز رفتار بیشرمانهای از خود نشان دادهاند. برخی از کشورهای ثروتمند عرب با رشوههای سنگین به رسانههای غربی خواستار عدم پوشش نقض مکرر حقوق بشر، جنایتها و بیعدالتیها و رنجهای وارد شده بر مردم شدند. رسانهها نیز این کار را انجام داده و نسبت به تمام فجایع نامبرده با بیتفاوتی عبور کردند.
در چنین شرایط سرکوبگرانه و غمافزایی بود که قیامهای مردمی از تونس شروع شد و هماکنون در حال خروش از خاورمیانه و شمال افریقاست و همزمان صحنه سیاسی منطقه و تأثیرات جهانی را با سرعت برق دستخوش تغییر قرار داده است. این مردم حقوق خود را با شکوه تمام با برپایی تظاهرات صلحآمیز نشان دادهاند که اینگونه تغییر سیاسی در طول تاریخ بیسابقه و همیشه با خشونت همراه بوده است. معترضان به جای حمله به استبدادگران و سربازان اجیر شدهشان، در خیابان دست به دعا برداشته و از خدا تقاضای براندازی رژیمهای فاسد را داشتهاند. یکی از معترضان جوان گفت: من وارث با افتخار 7000 سال تمدن هستم. من نمیخواهم امریکا که کمتر از 500 سال قدمت پر از جنگ دارد و رژیم صهیونیستی که کمتر از 70 سال درداخل خاک اشغالی فلسطینیان است برای سرنوشت من تصمیم بگیرد.
کار سادهای در پیش نیست. استبدادگران در حال سقوطند. با این وجود، استبداد به کمک امریکا و موساد که به آموزش و تجهیز نیروهای امنیتی میپردازد کماکان در جای خود قرار دارد. حال میتوان دریافت که قدرت مردم باعث شده تا امریکا و متحدان اروپاییاش یک شبه به سمت قیامکنندگان منطقه تغییر موضع داده و از قیامکنندگان حمایت کنند و خواستار جابهجایی مستکبران با دموکراسی شوند.
در مجموع و طبق نظر روزنامهنگاری به اسم حبیب صدیقی، آیا امریکا به کمک اکثریت ستمدیده و در رنج خواستار تغییر رژیم خواهد آمد؟ نه بگذاریم مردم به قوای درونی و اخلاقی خود تکیه کرده تا در طرف محق تاریخ قرار بگیرند و در پناه خدا شرایط را به نفع خود تغییر دهند.