
سپيده آماده- به رغم تلاشهايي كه براي ريشه كني بيسوادي در كشور انجام شده و ميشود اما كماكان 50 درصد از زناني كه در مناطق محروم و روستايي زندگي ميكنند از آموزش بيبهره هستند و اين محروميت ميتواند تبعات جبران ناپذيري را از جمله در مقوله تربيت نسل ايدهآل بر جاي بگذارد.
به گزارش «جوان»، برداشتهاي نادرست فرهنگي و اعتقادي، تعصبات كوركورانه، فقر، فاصله زياد خانه تا مدرسه، وجود مدارس شبانه روزي، ارزش نبودن سواد براي دختران و علاقهمند نبودن آنها باعث محروميت زنان از تحصيل در اين مناطق است. به گفته نورالله حيدري، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، بيش از 50 درصد از زنان در مناطق محروم و روستايي از آموزش بازماندهاند و هماكنون امكانات فيزيكي و نيروي لازم براي آموزش زنان بيسواد در نقاط مختلف كشور وجود ندارد. زنان مناطق محروم در مقايسه با افراد ساكن در شهرها براي دسترسي به تحصيلات، وضعيت مناسبي ندارند و كمتر به بحث آموزش و سوادآموزي علاقهمند هستند. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، دسترسي زنان ساكن مناطق محروم به آموزش بيشتر شد اما هنوز تا رسيدن به وضعيت مطلوب فاصله داريم و بايد تلاشهاي بيشتري را انجام داد. تفاوتهاي فرهنگي و مهم نبودن سواد
حيدري معتقد است، يكي از علل اصلي دسترسي كمتر زنان مناطق محروم به آموزش، مسئله فرهنگسازي است؛ زنان عشاير و روستايي به علل مختلف، تأثير سواد را در زندگي و شغل خود احساس نميكنند و به يك زندگي ساده توجه دارند و به همين دليل مسئله آموزش براي آنها اهميت پيدا نكرده است كه اين امر، اصليترين دليل محروميت آنها از سواد است.
حيدري اظهار ميدارد: در گذشته، نهضت سوادآموزي در ساختار و بطن آموزش و پرورش تعريف شده بود ولي بعدها به يك نهاد مستقل تبديل شد و هماكنون اين پرسش مطرح است كه چه زماني مأموريت اين نهاد پايان مييابد؟ در برنامه پنجم توسعه قرار بود حكمي در خصوص پايان مأموريت نهضت سوادآموزي ذكر شود كه به دلايل برخي مخالفتها حذف شد. با توجه به روش مديريت و ساختار اجرايي نهضت سوادآموزي بايد مأموريت جدايي را براي آن تعريف ميشد و اگر اين سازمان با توجه به نياز زنان و رشد روزافزون علم، نيازهاي خود را تعيين ميكرد مسئله دسترسي كمرنگ زنان به آموزش در مناطق محروم و روستايي جبران ميشد.
محروميت بيش از 50 درصد زنان مناطق محروم از آموزش
وي با اشاره به اينكه بيش از 50 درصد از زنان در مناطق محروم و روستايي از آموزش بازماندهاند، عنوان كرد: هماكنون امكانات فيزيكي و نيروي لازم براي آموزش زنان بيسواد در نقاط مختلف كشور نداريم. همچنين بايد مشوقهايي را براي افراد بيسواد در سنين بالا فراهم ميكرديم و آموزش و پرورش نيز بايد پوشش تحصيلي خود را كامل ميكرد تا هيچ فرد بازمانده از تحصيلي در كشور نداشته باشيم. جامعه شناس: ممانعت از تحصيل مصداق خشونت عليه زنان است
امان الله قرائي مقدم، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است، يكي از مصاديق خشونت عليه زنان ممانعت از تحصيل آنهاست. در مناطق روستايي به دليل برداشت نادرست فرهنگي و اعتقادي از حضور دختران در مدارس جلوگيري ميشود. تحصيل در اين مناطق براي دختران ارزش محسوب نشده و خانه داري و بهرهبرداري خانگي از آنها، تنها موضوع مورد توجه خانوادههاست.
پوشش 5/97 مدارس در ايران؛ رتبه اول در خاورميانه
به گفته وي در كشور ما امروزه براي روستاهايي با جمعيت 20 الي 25 خانوار نيز مدرسه ابتدايي وجود دارد. پوشش مدارس در ايران 5/97 درصد است كه در خاورميانه رتبه اول را دارد. محروميت دختران از تحصيل در روستاهاي كشور ما به دليل باورهاي نادرست و مردسالارانه، فقر و بدسرپرست يا بيسرپرست بودن خانوادههاست. آسيبشناسي بيسوادي زنان روستايي
تحقيقات نشان داده است فرزندان مادران بيسواد از لحاظ بهداشتي، تربيتي، تحصيلي و موفقيت در زندگي از فرزندان مادران باسواد در رتبههاي پايين تري قرار دارند. همچنين امكان ابتلاي فرزندان مادران بيسواد به انواع آسيبهاي اجتماعي بيشتر است. صدمات روحي، احساس حقارت و ارتكاب جرم از ديگر پيامدهاي بيسوادي مادران براي فرزندان است. كارشناس: ارزشهاي اعتقادي متفاوت علت بيسوادي است
دكتر مصطفي اقليما متخصص مسائل و آسيبهاي اجتماعي در اين باره به «جوان» ميگويد: ارزشها در جامعه عشايري و روستاهاي دوردست بسيار متفاوت با ارزشهاي جامعه شهري است. در خانوادههاي روستايي و عشاير ارزش براي يك دختر، قاليبافي و خانهداري است و تبحر او در اين زمينهها تمام نيازهايش را در طول زندگي بر طرف ميكند. بسياري از زنان روستايي تحصيل را موضوعي غيرضروري دانسته و تلاشي براي دسترسي به آن ندارند. به اعتقاد وي، پراكنده بودن روستاها، فاصله زياد خانه و مدرسه، وجود مدارس شبانه روزي، كمبود امكانات و ممانعت والدين از حضور در مدارس از دلايلي است كه باعث ميشود دختران عشاير و روستاهاي دور افتاده از نعمت سواد بيبهره بمانند.
دختران به خاطر «تعصبات غيرمنطقي» خانوادهها محروم ميشوند.محمدحسن دوگاني عضو كميسيون آموزش مجلس در گفتوگو با «جوان» افزود: در مناطق محروم مانند نقاط عشايرنشين، روستاهاي دورافتاده كه اغلب به كشاورزي و دامداري اشتغال دارند، تعداد مدارس كم و دسترسي به آنها دشوار است. مدارس در روستاهاي دورتر، بخشها يا شهر است و دختران مناطق محروم به دليل تعصبات خانوادههايشان از حضور در اين مدارس دور از محل زندگي و تحصيل در آنها بينصيب ميمانند. اين موضوع در پسران به دليل نبود تعصبات كوري كه خانوادهها نسبت به دختران دارند كمتر ديده ميشود. تجميع روستاها در مناطق محروم، راهحل كمبود مدارس
به گفته اين نماينده مجلس، قانوني در برنامه پنجم توسعه مبني بر تجميع روستاها در مناطق محروم و دور افتاده تصويب شده است. اين قانون باعث حل مشكل كمبود مدارس و دسترسي بيشتر ساكنان اين مناطق به امكانات آموزشي، بهداشتي و خدمات رساني ميشود. اختصاص بودجه بيشتر به مناطق محروم
به گفته اين عضو كميسيون آموزش، در شهرها مشاركت بخش خصوصي در موضوع استفاده از مدارس غيرانتفاعي بسيار مشهود است و اكثر دانشآموزان از طريق سرمايههاي مردمي آموزش ميبينند. با توجه به اينكه سرمايه گذاري در بخش خصوصي در روستاها وجود نداشته يا بسيار كمرنگ است و افراد تمكن مالي استفاده از مدارس غيرانتفاعي را ندارند دولت بايد قسمت بيشتري از بودجههاي عمومي آموزشي را به مناطق محروم اختصاص دهد.