اگر تغییراتی که دیمیتری مدودف رئیسجمهور روسیه در داخل کرملین پیش گرفته عملی شود، سیاست خارجی روسیه دچار تغییراتی ریشهای خواهد شد. مدودف سپتامبر سال قبل بعد از ملاقات با اوباما در کاخ سفید در گفتوگو با خبرنگاران واشنگتن پست گفته بود که میخواهد مثل همتای آمریکاییاش که تحت تأثیر مشاورینش نیست، سیاست خارجی مستقلتری را دنبال کند.
البته آقای مدودف نگفت که منظورش از سیاست خارجی مستقل چیست، ولی همه کسانی که طی 2 سال گذشته روابط او با نخستوزیر روسیه را از نزدیک زیرنظر دارند، میدانند که نوک پیکان کنایه آقای مدودف، ولادیمیر پوتین را نشانه رفته است.
دکترین جدیدی که مدودف و حلقه اطرافیان او با عنوان «برنامه استفاده مؤثر از سیاست خارجی برای توسعه بلند مدت روسیه» طراحی و به دنبال اجرای آن هستند، تقویت مناسبات با آمریکا و اروپا را ابزاری برای مدرنیزه کردن اقتصاد روسیه تلقی میکند. این رویکرد جدید با نگاه ولادیمیر پوتین و تیم همراهان او که به حلقه کا.گ.ب معروفند، متفاوت است. پوتین و تیم همراهانش معتقدند خارج نزدیک روسیه و کشورهایی مانند ایران، نقش مهمی در رویارویی مسکو با غرب دارند ولی آقای مدودف و تیم او نه فقط این طور فکر نمیکنند، بلکه معتقدند تعریف نوعی وابستگی متقابل بین روسیه با آمریکا و غرب باید به ستاره راهنمای سیاست روسیه تبدیل شود.
روند معاملات آمریکا و روسیه بر سر پیمان استارت، سپر موشکی، حوادث منطقه آسیای مرکزی و قفقاز که بعد از فشار دکمه reset توسط خانم کلینتون و مدودف کلید خورد، همگی بازتاب روند جدیدی است که سیاست خارجی مدودف در پیش گرفته است. هرچند ایران نقطه شروع جراحی عمیق مدودف در سیاست خارجی روسیه نیست، ولی احتمالاً یکی از مبادی حساس آن خواهد بود. روسها قبل از ورود مدودف به کرملین به سه قطعنامه پیشنهادی غرب علیه ایران رأی مثبت دادند ولی هیچ وقت خودشان صحنهگردان طراحی قطعنامه تحریم ایران نبودند. آقای مدودف اولین رئیسجمهور روسیه بعد از فروپاشی شوروی بود که گفت تحریمها علیه تهران ممکن است در برخی مواقع مفید باشد و کارگزاران سیاست خارجی او بودند که برای اولینبار به همراه همتایان آمریکاییشان ساز تحریمهای جدید ایران را کوک کردند. در مناقشه جدیدی که حول بیانیه تهران و حمایت یا عدم حمایت از تحریم ایران در شورای امنیت در گرفته، تلاشهای تیم غربگرایان کرملین برای منزوی کردن «اوراسیا گرایان» در سیاست خارجی روسیه مثل روز روشن چشمنوازی میکند. البته ممکن است همین امروز یا فردا، ولادیمیر پوتین رئیسجمهور قبلی و نخستوزیر فعلی همزبان به انتقاد از تهران بگشاید، ولی حتی چنین موضعی هم، چیزی از شکاف رو به گسترش نخبگان حاکم بر کرملین و تلاشهای تیم غربگرای روسیه برای منزوی کردن پوتین و همراهانش نخواهد کاست. درباره مناقشهای که بعد از موضعگیری رئیسجمهور روسیه به وجود آمده چند نکته حائز اهمیت است که با در نظر گرفتن آنها شکاف در کرملین خیلی بارزتر قابل ملاحظه است.
1- سرگئی پربخود کو مشاور ارشد سیاست خارجی مدودف اولین کسی بود که به فاصله چند ساعت به سخنان روز چهارشنبه احمدینژاد واکنش نشان داد و از لفظ «عوام فریبی» استفاده کرد. هر چند سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه هم یک روز بعد از سخنان مشاور ارشد مدودف به صحبتهای رئیس جمهوری ایران واکنش نشان داد ولی تأخیر یک روزه در واکنشها، حداقل نشان دهنده دو چیز است؛ اول اینکه وزارت خارجه روسیه در ساعات اول حاضر نشده به سخنان احمدینژاد واکنش نشان دهد. دوم به لحنی که مدودف به عنوان وزیر خارجه استفاده کرده، از الفاظ مشاور مدودف نرمتر است. در واقع میتوان اینطور تغییر کرد که اگر موضع تند و تیز کرملین به سخنان رئیسجمهور ایران نبود، وزیر خارجه احتمالا واکنشنرمتری نشان میداد.
2- وزیر خارجه و دبیر شورای امنیت ملی روسیه که هر دو جزو مردان پوتین در کرملین هستند روز پنجشنبه با همتایان ایرانیشان تماس تلفنی برقرار و اعلام کردند که مسکو از بیانیه سه جانبه تهران حمایت میکند. این میتواند به معنای تلاش اوراسیا گرایان برای تعدیل روندی است که تیم مدودف و همراهانش دنبال میکنند.
3- این برداشت که سیاست خارجی روسیه دو روند متفاوت را پشت میگذارد، فقط به ایران محدود نمیشود. ترکها همچنین برداشت دارند. رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه هفته قبل برای جلب حمایت مسکو در بیانیه تهران، با دیمیتری مدودف، رئیسجمهور روسیه تماس نگرفت، بلکه با ولادیمیر پوتین تلفنی صحبت کرد. صرفنظر از جنبههای تشریفاتی، به نظر میرسد ترکیه نیز برای پیشبرد بیانیه تهران، به پوتین و اطرافیانش اعتماد بیشتری دارند.
4- علاوه بر همه موارد بالا ما در طول یک سال اخیر شاهد تفاوت لحن سیاست روسیه در قبال ایران هستیم. سپتامبر سال قبل درست در شرایطی که دیمیتری مدودف، رئیسجمهور روسیه در کاخ سفید با اوباما از منتفی نبودن تحریم ایران سخن میگفت سرگئی کیسلیاک، سفیر روسیه در آمریکا که قبلاً نماینده روسها در 1+5 بود، در سیاست خارجی روسیه بود، از لزوم حل و فصل مسأله هستهای ایران حرف میزد. دیمیتری راکوزین، نماینده روسیه در ناتو هم که او را جزو حلقه طرفداران پوتین محسوب میکنند نیز همان زمان از لزوم تلاش برای حل و فصل مسأله هستهای ایران حرف میزد. این روند طی 8-7 ماه گذشته نه فقط حول مسأله هستهای ایران، بلکه بر سر مسائل مختلف ادامه پیدا کرده است. ادامه چنین روندی، نه تنها تیم اوراسیاگرایان، بلکه چپ گرایان را هم از حلقه ترسیم کنند. سیاست خارجی کرملین حذف خواهد شد.