کد خبر: 386034
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۷
شبکه ايران- سيد کاظم شريعتمداري از روحانيون شناخته شده ايران و داراي نقشي پر رنگ در تاريخ معاصر است. سنخ رفتار او پيش از انقلاب و اقدامات او پس از انقلاب و دستاويز شدنش براي ضد انقلاب جهت بيان سخنانشان از زبان او و ... همگي نکاتي عبر آموز دارند. به بهانه سالروز اعلام خلع او از مرجعيت، نگاهي اجمالي خواهيم داشت به سير زندگي او:از تولد تا جواني
سيد کاظم شريعتمداري در سال ????(ه.ق) در تبريز متولد شد. فقه و اصول را نزدمرحوم حاج ميرزا ابوالحسن انگجي درتبريز گذراند و بعد از سفر خود به قم در درس حاج شيخ عبدالکريم حائري به تحصيل پرداخت. او اجازه اجتهادش را بعد از سفر به نجف و کسب معلومات از اساتيد به نام آن دوران مانند مرحوم نائيني و مرحوم آقا ضيا عراقي و نيز آقا سيد ابوالحسن اصفهاني در يافت کرد و بعد از آن به آذربايجان مراجعت نمود.
شريعتمداري در ايام اقتدار فرقه دموکرات به مدت ? ماه تبريز را ترک کرده و در ?? تير???? به تبريز باز گشت.اولين ملاقات با محمدرضا پهلوي
وقتي که محمدرضا پهلوي به فاصله چند روز از خروج فرقه دموکرات به تبريز سفر کرده بود، درحالي که بسياري از علماي تبريز از ملاقات با شاه خودداري و ملاقات با وي را تحريم نموده بودند، شريعتمداري به ديدن محمدرضا پهلوي رفت.
شريعتمداري در ديدار خود «از خداوند متعال،طول عمر و مزيد شوکت و عزت ذات ملوکانه» را خواهان شد و حضور محمد رضا را در مدرسه طالبيه تبريز «موجب امتنان و تشکر و تفقد شاهانه به طلاب» قلمداد نمود. (کتاب شريعتمداري در دادگاه تاريخ، نوشته سيد حميد روحاني، صفحه??) از همين رو توسط علماي تبريز و بخصوص مرحوم آيت الله ميرزا فتاح شهيدي تفسيق شد و سپس به قم رفت.آشنايي با جبهه ملي و تحکيم روابط با رژيم
درميانه راه پس از اقامتي در تهران با اعضاي جبهه ملي آشنا شد. براساس اسناد به دست آمده از ساواک،شريعتمداري در زمره طرفداران مصدق و جبهه ملي نيز بوده است.
عزت الله سحابي اين موضوع را تأييد مي کند: «بعد از اينکه چهار مرجع يعني آقاي گلپايگاني، مرعشي نجفي،شريعتمدار و آقاي خميني که در آن موقع به حاج آقا روح الله شهرت داشتند، مطرح شدند، اعضا جبهه ملي به آقاي شريعتمداري گرايش پيدا کردند چراکه در زمان مصدق ايشان از دکتر مصدق حمايت کرده بودند»(خاطرات عزت الله سحابي، چاپ اول، صفحه???)
بر اساس اسناد شريعتمداري بعد از قيام ??خرداد????با مقامات دولتي تماس هايي برقرار کرده بود. پيش از آن هم در??فروردين?? در پي حمله مأموران شاه به فيضيه،شريعتمداري به رئيس شهرباني قول داده بود «هيچ گونه فعاليتي عليه رژيم نکند» و امام خميني را هم از مبارزه بازدارد! (آرشيو مرکز اسناد، پرونده آيت الله شريعتمداري،کد?????)
شريعتمداري همچنين ضمن هماهنگ کردن موضوع سخنراني خود با ساواک،آقايان «باقر قمي»، «شهيدي»، «حاج سيد علي اصغر» و «لواساني» را به قم دعوت نموده و اختلافات با «حضرت همايوني» را رد کرده و اعلام نموده بود «ممکن است عليه روزنامه کيهان مطالبي را بگويد».
بعد از دستگيري امام خميني(رضوان الله عليه) شريعتمداري از تظاهرات اعتراضي مردم تبريز و بعضي از شهرهاي ديگر جلوگيري نموده و در مقابل از اقدام امام خميني انتقاد کرده بود: «اخيراً خميني خيلي تند رفت و با اعلي حضرت همايوني مخالفت نمود که رويه اش خلاف تمام علما بود. و گوش هم به تذکرات ما نميداد و من راجع به رفتن مدرسه فيضيه و سخنراني در روز عاشورا تذکراتي به او دادم که گوش نکرد تا کار به اينجا رسيد»(همان)مخالفت علما با روابط شريعتمداري و رژيم
سطح ارتباطات شريعتمداري با مقامات رژيم پهلوي تا سال????چنان وسيع شد که علما و روحانيون به اعتراض پرداختند.
به گزارش ساواک شيخ حسين لنکراني درتاريخ??/??/?? در اين رابطه اظهار داشت:
«آيت الله شريعتمداري از ايادي کثيف درباري است» (شيخ حسين لنکراني به روايت اسناد،چاپ اول،ص??)همچنين آيت الله گرامي در خاطرات خود مي گويد:
«در فاتحه مرحوم شهيد سعيدي جلسه اي در مدرسه فيضيه برگزار شد که آقايان نجفي،شريعتمداري و گلپايگاني نيز آمده بودند. من نزد آقاي نجفي نشسته بودم. وقتي آقاي شريعتمداري وارد شد آقاي نجفي به من گفت: ايشان در جلسه فاتحه شرکت مي کنند در حالي که شب گذشته با پاکروان [رئيس ساواک] جلسه داشته است» (خاطرات آيت الله گرامي، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص???)
همچنين وقتي رژيم شاه به دنبال تجمع طلاب مدرسه فيضيه به مناسبت سالگرد??خرداد در سال ????گروهي از آنان را بازداشت و روانه زندان و سربازخانه ها کرد، مراجع تقليد قم جلسه اي در منزل علامه طباطبايي براي تبادل نظر در اين مورد تشکيل دادند. مخبر ساواک هنگام خروج مراجع تقليد از اين جلسه مشاهدات خود را اينگونه توصيف کرده است:
«پس از اينکه آقاي شريعتمداري از منزل خارج مي شود طلاب با ايشان برخورد مي کنند و آيت الله شريعتمداري اظهار مي دارد،خبيث ها برويد شما معلوم نيست طلبه ايد يا نه.آنها هم داد زده،مي گويند شما لياقت مرجعيت را نداريد...»(آيت الله گلپايگاني به روايت اسناد ساواک،جلد سوم، ص???)تاسيس دارالتبليغ اسلامي و روابط آن با ساواک
مؤسسه دارالتبليغ در سال ???? توسط آيت الله شريعتمداري در قم تاسيس شد و به طرز عجيبي با حمايت رژيم با زمان نسبتاً کمي شعبات آن در سطح کشور گشايش يافت.
براساس اسناد ساواک، امور مربوط دارالتبليغ و رفع مشکلات آن بعضاً با دستور مستقيم ساواک صورت مي گرفته است. در تاريخ 11/12/1345 از ساواک مرکز به ساواک قم دستور داده مي شود «نسبت به امور محوله مربوط به دارالتبليغ قم قبل از انجام هر نوع اقدامي مراتب را گزارش تا از طريق مرکز اقدام و يا به نحوي که اعلام شود از طريق آن ساواک عمل نمايد» (پرونده آيت الله شريعتمداري در ساواک)
براي مثال شعبه دارالتبليغ قم در تهران با شهرداري به مشکل بر مي خورند که با رايزني ساواک، موضوع حل مي شود. (پرونده آيت الله شريعتمداري در ساواک)
نيت ساواک براي مديريت اداره نشريات دارالتبليغ سند روشن ديگري است از اعمال نفوذ ساواک بر اين مرکز: «ممکن است در آتيه مجله اي به نام دارالتبليغ که وابسته به مدرسه اي است که آقاي شريعتمداري ساختمان آن را شروع کرده به وجود آيد که اداره آن مستقيماً امکان پذير باشد» (انقلاب و روشنفکران،جلد10، دفتر پژوهش هاي موسسه کيهان)
از همين رو امام خميني(رضوان الله عليه) با دورانديشي خود نسبت به اهداف و آينده دارالتبليغ خوشبين نبودند و به انحاء مختلف نارضايتي خود را از تأسيس آن اعلام مي کردند: «شريعتمداري حق ندارد دارالتبليغ درست کند... ما به چيزهاي ديگري احتياج داريم، ما وسايل بهتر از اين احتياج داريم، من نمي دانم چرا اينها درمقابل دستگاه دارند با همديگر مخالفت مي کنند،آن هم مخالفت علني نه پنهاني. من کدام درد را برسم. همين کارهاي ما باعث شد که نمي توانيم از اقدامات خود نتيجه بگيريم. يکي درباري مي شود تا شکم او سير شود. يکي سازماني [ساواکي] مي شود يکي جاسوس مي شود، همه اينها به فکر دنياي خودشان قدم بر مي دارند. فکر دين و قرآن و آخرت هيچ نيستند»(انقلاب و روشنفکران،جلد 10، دفتر پژوهش هاي موسسه کيهان)ديدارهاي پنهاني شريعتمداري با شاه و سران رژيم
بنا به گفته حسين فردوست رئيس دفتر ويژه شاه که چشم و گوش شاه تلقي مي شد،آيت الله شريعتمداري بارها با محمد رضا ديدار کرده است: «حوالي سال هاي ?? تا ?? گارد به من اطلاع داد که شريعتمداري به کاخ سعدآباد آمده و محمدرضا دستور داده که هيچ فردي او را نبيند. او با اتومبيل وارد باغ شده و جلوي پلکان پياده شد و با محمدرضا درون کاخ ملاقات کرد. تصور مي کنم در همان سال دو ملاقات ميان او و محمدرضا صورت گرفت که مسئله کاملا سرّي تلقي مي شد» (خاطرات حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، جلد،?ص???)
در مورد يکي ديگر از اين ملاقات ها در تاريخ 25/10/1346 رئيس سازمان اوقاف رژيم پهلوي در قم با شريعتمداري ديدار کرده است. براساس گزارش ساواک، ابتدا شريعتمداري وضع دولت و روحانيون را تشريح کرده و اضافه نموده «با وجودي که روابط نسبت به چند سال گذشته بهتر شده ولي هنوز شکاف موجود پر نگرديده ... بهتر است دولت به تأمل و تأني در مورد برنامه هاي خود اقدام کند و اگر برنامه اي هست که دولت بايد اجرا نمايد بنده نمي توانم کمک صريح و علني بنمايم و من غير مستقيم کمک و غير علني کمک و تقويت خواهم کرد تا در برنامه دولت خرابکار نشود» تلاش براي حفظ تاج و تخت شاه
افشاي برخي ملاقات هاي شريعتمداري با مقامات رژيم و عناصر ساواک مؤيّد تلاش شريعتمداري براي حفظ تاج و تخت شاه است و او «خودش، مذهب و مملکت را ملزوم حمايت شاهنشاهي مي داند.»
در ملاقات نزديک چهارساعته اي که در تاريخ1/7/1357 بين عناصر ساواک و شريعتمداري انجام شده است، او مشکلات را خود را با مشکلات شاهنشاه يکي دانسته و خواستار قوت قلب براي شاه شده بود: «سلام مرا به پيشگاه اعليحضرت برسانيد و به عرض برسانيد که اعليحضرت اطمينان داشته باشند همان مشکلاتي که امروز ايشان دارند ما هم داريم. من آرزو دارم که اعليحضرت در مقابل اين مشکلات تحمل و شکيبايي بيشتري داشته باشند تا مشکلات بر وفق مراد ايشان و در جهت مصلحت مملکت (!) حل شود. چند روز قبل که نمايندگان اعليحضرت ملک حسن [پادشاه مراکش] با من ملاقات داشتند،به من گفتند که در مقابل اعليحضرت کوتاه بيا. من صريحاً به آنها گفتم تمام تلاش من براي حفظ مقام سلطنت است و از آنها خواستم که به ملک حسن پيغام مرا بدهند و بگويند که ملک حسن به شاهنشاه ما قوت قلب بدهند که در مقابل مشکلات مملکتي استقامت بيشتري داشته باشند»شريعتمداري پس از انقلاب اسلامي
با پيروزي انقلاب اسلامي شريعمداري داعيه همترازي با رهبري انقلاب را داشت و اين ادعا وقتي در برابر حمايت بي دريغ مردم از رهبري حضرت امام خميني قرار گرفت ابعاد عبرت آموزي يافت.
از اولين اقدامات شريعتمداري مخالفتش با گنجانده شدن اصل ولايت فقيه در قانون اساسي بود که در سايه اين کار به پناهگاهي براي تمام عناصر ضد انقلاب (که بعضاً خدا را هم قبول نداشتند تا چه رسد به آنکه مسلمان و مقلد او باشند) شد.او ضمناً در مقابل رضايت امام نسبت به تأسيس حزب جمهوري اسلامي توسط علماي انقلابي، از تاسيس حزب جمهوري اسلامي خلق مسلمان حمايت کرد.
«حزب خلق مسلمان» در طول عمر??ماهه خود با اظهار نظرها و موضعگيري هايش در مورد مسائل مختلف کشور که به خاطر شرايط ملتهب اوايل پيروزي انقلاب وضع خاص و ويژه اي داشت، تشنج در جامعه به خصوص در منطقه آذربايجان را افزايش داد تا به قله هاي قدرت ـ حداقل در آذربايجان ـ دست يابد.
حزب خلق مسلمان که از گروهک هاي خلق الساعه و فاقد پيشينه سياسي و مبارزاتي در ايران به شمار مي رفت، به روايت امام خميني، در بعد عقيدتي يکي از پرچمداران جريان انحراف در پوشش اسلام بود و از حيث سياسي پروژه تجزيه ايران و خودمختاري در آذربايجان را پيش مي برد.
اين حزب از رهگذر فعاليت هاي مطبوعاتي و رسانه اي به مبارزه با اصل ولايت فقيه پرداخت و با شعار دموکراسي، خيال جو سازي عليه نهادهاي قانوني نظام مانند مجلس خبرگان را در سر داشت.
حضرت امام و ياران حکيم و مبارز ايشان، آيت الله قاضي طباطبايي و آيت الله مدني، با روشنگري هاي خود که عمق توطئه حزب حلق مسلمان عليه اسلام و ايران را فاش مي ساخت، شخصيت هاي متدين را با ماهيت حقيقي گروهک خلق مسلمان آشنا ساختند و در نهايت اين حزب بعد از غائله آفريني اش در آذربايجان و به ويژه شهر تبريز در آذرماه سال???? که منجربه اشغال راديو و تلوزيون تبريز شد و ماهيت ضد انقلابيش معلوم گرديد با هوشياري مردم آذربايجان و فشار علما و روحانيون به آيت الله شريعتمداري، به ناچار در تاريخ ??آذر ???? فعاليت خود را متوقف کرد.فاش شدن نقش شريعتمداري در ماجراي کودتاي نوژه و همکاري اش با قطب زاده
بر اساس اعترافات برخي دست اندر کاران کودتاي نوژه، شريعتمداري در جريان اين کودتا قرار گرفته و آمادگي خود را براي همکاري و تأييد عمليات کودتا ـ که در صورت موفقيت منجربه شهادت حضرت امام خميني(رضوان الله عليه) و جمع بسياري از مردم بي گناه مي شد ـ اعلام داشته بود.
يکي از فعالان کودتا به نام ايرج درخشنده در بازجويي خود پيرامون ارتباط عوامل کودتا با شريعتمداري اعتراف مي کند:
«احسان [بني عامري، رهبر ارشد کودتا در داخل کشور] مي گفت با علما و روحانيوني که طرفدار آيت الله شريعتمداري مي باشند دست به دست هم داديم تا يک اسلام نوين در سطح مملکت پياده کنيم» (کودتاي نوژه،موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي، صفحه???)
استوار سلامت، يکي ديگر از عوام کودتا که اندکي قبل از آغاز کودتا به ديدار آيت الله شريعتمداري در قم رفته بود،در بازجويي هاي خود مي گويد:
«من حرکت کردم تنها با ماشين خودم رفتم قم،...موقعي که وارد منزل شريعتمداري شدم،ديدم ... مثل اينکه يک عده نظامي نشسته اند ... يکي از آقاياني که دم در ايستاده بود به نظرم لباس خلباني بود که تنش بود ... گفت ما آمده ايم خدمت آقاي شريعتمداري مي خواهيم يک برنامه اي داريم آن برنامه را اجرا کنيم ... و گفت آقاي شريعتمداري گفتند ظلم، هيچ وقت پايدار نيست.» (خاطره ها، جلد اول، بخش اسناد، صص???-???)
همچنين قطب زاده، رهبر کودتايي که خود و دوستانش آن را طرح ريزي کرده بودند و در آن، انفجار بيت امام برنامه ريزي شده بود، در اعترافاتش مي گويد:
«در بين مراجع، فقط به واسطه با شخص آيت الله شريعتمداري مسئله [کودتا] در ميان گذاشته شده بود ... من با دو واسطه ... مطلع شده بودم که اين مطالب، مسئله اصل بر اندازي به نظر ايشان رسيده بود.» (کودتاي نوژه،صص???-???)عذرخواهي شريعتمداري از مردم در سيما
پس از افشاي نقش شريعتمداري در اين قضايا، او «ندامت و عذرخواهي خود از ملت دلير و مبارز ايران و طلب عفو و آمرزش از درگاه خداوند» را طي نامه اي کتبي به محمد ري شهري، وزير وقت اطلاعات، اعلام کرد پس از مصاحبه تلويزيوني و ابراز ندامتش، امام خميني براي جلوگيري از به هم خوردن امنيت آيت الله شريعتمداري دستور توقف اطلاع رساني درباره او را صادر نمودند.خلع شريعتمداري از مرجعيت
شايان ذکر است که پس از آشکار شدن اسناد همکاري شريعتمداري با رژيم شاه و همچنين فاش شدن نقش او در توطئه ها و کودتاهاي مختلف عليه نظام جمهوري اسلامي و پس از تبديل شدنش به آلتي در دست ضد انقلاب، جامعه مدرسين حوزه علميه قم در تاريخ??/?/?? و تاريخ ??/?/? بيانيه هايي را صادر و خلع او از مرجعيت را اعلام کرد: «آقاي شريعتمداري با [قرار گرفتن] اصل ولايت فقيه [در قانون اساسي] مخالفت کرد و همچنان به مخالفت و کارشکني و براندازي ادامه داد تا شرکت در کودتاي نوژه و براندازي اخير [کودتاي قطب زاده].
کيست که طرح کشتن امام و نابودي مردم جماران و براندازي جمهوري اسلامي را بداند و فرياد نزند؟ بنابر وظيفه شرعي بر خود لازم دانستيم که سقوط مشاراليه از شايستگي مرجعيت را بالصراحه اعلام نماييم تا افرادي از مسلمانان که در حالت ترديد و دودلي بودند تکليف خود را بدانند و احياناً با تقليد خود به اسلام و انقلاب ضربه وارد نکرده باشند» (روزنامه کيهان،مورخه????/?/?)حمايت صريح امام از اقدام جامعه مدرسين
امام خميني بعدها رضايت خود را از اين اقدام جامعه مدرسين به صراحت اعلام نمودند و همچنين به جامعه انقلابي هشدار دادند که مواظب باشند تا بيگانگان باز هم از اين قبيل مراجع براي آنها نتراشند. ايشان در پيامي که خطاب به روحانيون سراسر کشور صادر نمودند و به «منشور روحانيت» معروف شد، در مقام دفاع از جامعه مدرسين حوزه علميه قم در برابر تهمت ها فرمودند: «آيا [جامعه] مدرسين محترم که ستون محکم انقلاب در حوزه‏هاى علميه بوده‏اند- نعوذ باللَّه- به اسلام و انقلاب و مردم پشت کرده‏اند؟ ... مگر همان ها نبودند که در کوران مبارزه حکم به غير قانونى بودن سلطنت دادند؟ مگر همان ها نبودند که وقتى يک روحانى به ظاهر در منصب مرجعيت از اسلام و انقلاب فاصله گرفت، او را به مردم معرفى کردند؟»
ايشان همچنين به صراحت هشدار دادند که در صورت تضعيف اين نهاد مهم، «ايادي استکبار» خداي نکرده قادر خواهند بود کساني همنوا با خود را تا حد مرجعيت بالا ببرند. ايشان ضمناً صلاحيت جامعه مدرسين را در تعيين صلاحيت مدعيان مرجعيت روشن نموده و فرمودند: «اگر خداى ناکرده اينها [جامعه مدرسين] شکسته شوند چه نيرويى جاى آنان را خواهد گرفت؟ و آيا ايادى استکبار، روحانى‏نماهايى را که تا حد مرجعيت تقويت نموده است، فرد ديگرى را بر حوزه‏ها حاکم نمى‏کنند؟»سر انجام بعد از فاش شدن حمايت بي دريغ شريعتمداري از شاه، مخالفتش با ولايت فقيه و ولي فقيه، به راه انداختن غائله حزب خلق مسلمان، روشن شدن نقش اودر ماجراي کودتاي نوژه، همکاريش با توطئه قطب زاده و عذر خواهي او از مردم، نهايتاًدر هفتم فروردين ???? به علت تشديد بيماري سرطان کليه، در يکي از بيمارستان هاي تهران درگذشت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار