یک نگاه و مشاجرهای خیابانی، به جنایتی خونین ختم شد و پسر ۲۱ سالهای جانش را از دست داد. متهم ۲۷ ساله که با چاقوی یادگاری دوستش وارد درگیری شدهبود، با ضربه چاقو مرتکب قتل شد و پس از فرار، چند روز بعد در مخفیگاهش دستگیر شد. او در اعترافاتش مدعی است قصد قتل نداشته و فقط میخواسته مقتول را بترساند.
اواخر مهرماه امسال، مأموران پلیس تهران از وقوع درگیری خونینی در یکی از خیابانهای جنوبی پایتخت باخبر شدند و برای بررسی موضوع به محل رفتند. بررسیهای اولیه نشان داد لحظاتی قبل درگیری بین پدر و پسری با دو مرد جوان رخ داده که در جریان آن پسر ۲۱ ساله خانواده به شدت زخمی و برای درمان به بیمارستان منتقل شدهاست. به این ترتیب، مأموران راهی بیمارستان شدند، اما پزشکان خبر تلخی به آنها دادند. پسر جوان به نام شایان بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت ضربه چاقو جان باخته بود. با تأیید خبر قتل، موضوع به بازپرس جنایی اعلام شد و تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تحقیقات خود را برای شناسایی عامل یا عاملان جنایت آغاز کردند.
قتل به هواخواهی از پدر
بررسیهای اولیه نشان داد شایان در حمایت از پدرش وارد درگیری شده و جانش را از دست دادهاست. تحقیقات در اینباره حکایت از آن داشت که پدر مقتول هنگام بازگشت از محل کار به خانه با چند مرد جوان روبهرو شده و میان آنها مشاجرهای شکل گرفتهاست. مرد میانسال پس از این ماجرا، موضوع را به پسرش اطلاع داده و شایان نیز بلافاصله خود را به محل رساندهاست.
با حضور پسر جوان، درگیری شدت گرفته و در جریان آن یکی از آنها با ضربه چاقو او را هدف قرار داده است.
دستگیری قاتل فراری
کارآگاهان در ادامه تحقیقات با بررسی اظهارات شاهدان و بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه، هویت یکی از متهمان را به نام بهزاد شناسایی کردند. آنها پس از شناسایی مخفیگاه وی، برای دستگیریاش اقدام کردند، اما دریافتند متهم پس از قتل وسایل شخصی خود را جمع کرده و به مکان نامعلومی گریختهاست.
تحقیقات برای دستگیری متهم فراری ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل کارآگاهان رد او را در خانه یکی از بستگانش در اطراف تهران به دست آوردند و وی را بازداشت کردند. متهم در ابتدا منکر نقش خود در قتل شد، اما سرانجام صبح دیروز در جریان بازجوییها لب به اعتراف گشود و با ابراز پشیمانی، ارتکاب قتل را پذیرفت.
تحقیقات از متهم ادامه دارد.
قصد قتل نداشتم
متهم، جوانی است که مدعی است مقتول را نمیشناخته و قصد کشتن او را نداشتهاست. او میگوید در جریان درگیری فقط قصد داشته با چاقو او را بترساند، اما ماجرا به شکلی پیش رفته که ناخواسته مرتکب قتل شدهاست.
خودت را معرفی کن؟
بهزاد هستم، ۲۷ ساله.
به چه اتهامی بازداشت شدی؟
به اتهام قتل عمد یک پسر جوان.
مقتول را میشناختی؟
نه، اصلاً او را نمیشناختم. حتی یکبار هم او را ندیده بودم و اولینباری بود که با او روبهرو میشدم.
چه شد که او را به قتل رساندی؟
یک لحظه عصبانیت باعث شد دست به چاقو ببرم و این حادثه خونین رقم بخورد. باور کنید اصلاً قصد کشتن او را نداشتم. وقتی با هم درگیر شدیم، فقط میخواستم با چاقو بترسانمش، اما چاقو به بدنش برخورد کرد و اتفاقی افتاد که هیچوقت تصورش را نمیکردم.
چرا میخواستی او را بترسانی؟
قبل از این حادثه، با مردی در خیابان چشم در چشم شدیم و همین موضوع باعث مشاجره بین ما شد. او با پسرش تماس گرفت و پسرش هم برای حمایت از پدرش به محل آمد و وارد درگیری شد.
یعنی فقط به خاطر یک نگاه، مرتکب قتل شدی؟
بله، همه ماجرا از یک موضوع پیشپاافتاده و یک نگاه شروع شد، موضوعی که ممکن است هر کسی برداشت متفاوتی از آن داشته باشد. حالا که به اتفاقی که افتاده فکر میکنم، میبینم به خاطر هیچ، زندگی خودم و یک جوان دیگر را نابود کردم.
چاقو را از کجا آورده بودی؟
مدتی قبل یکی از دوستانم این چاقو را به یادگاری به من داده بود. چون برایم یادگاری بود، همیشه آن را همراهم داشتم. همین چاقو باعث شد حالا به عنوان قاتل اینجا باشم. کاش هیچوقت آن را همراهم نمیبردم.
بعد از درگیری چه کردی؟
وقتی متوجه شدم چه اتفاقی افتاده، ترسیدم و از محل فرار کردم. بعد هم به خانه یکی از بستگانم رفتم و آنجا مخفی شدم تا اینکه مأموران پیدایم کردند و دستگیر شدم.
میدانستی پسر جوان فوت کردهاست؟
بله، از طریق دوستانم متوجه شدم که او جانش را از دست داده است. وقتی این خبر را شنیدم، ترسم بیشتر شد و تصمیم گرفتم فرار کنم.
سابقه کیفری داری؟
بله، یک سابقه درگیری دارم. آن زمان هم به خاطر حمایت از دوستم وارد دعوا و در نهایت بازداشت شدم.
حرف آخر؟
خیلی پشیمانم. کاش آن روز چاقو را با خودم نمیبردم و اصلاً وارد آن درگیری نمیشدم. هیچوقت فکر نمیکردم یک لحظه عصبانیت چنین سرنوشت تلخی برایم رقم بزند.