فوتبال ایران در فاصلهای کوتاه، دو بار به سوگ نشست، درست به فاصله دو روز، دو خبر تلخ و دو نام بزرگ که هرکدام بخشی از خاطرات و هویت فوتبال ایران را با خود به زیر خاک بردند جوان آنلاین: فوتبال ایران در فاصلهای کوتاه، دو بار به سوگ نشست، درست به فاصله دو روز، دو خبر تلخ و دو نام بزرگ که هرکدام بخشی از خاطرات و هویت فوتبال ایران را با خود به زیر خاک بردند.
جامعه فوتبال هنوز در شوک از دست دادن حمید علیدوستی بود که با خبر درگذشت حسن حبیبی مواجه شد. داغی روی داغ دیگر که اندوه اهالی فوتبال و دوستداران آن را دوچندان کرد. گویا فوتبال ایران در دو روز، بخشی از گذشته پرافتخار خود را بدرقه کرد، گذشتهای که دیگر هرگز تکرار نخواهد شد.
نخست حمید علیدوستی بود که با رفتنش فوتبالیها را داغدار کرد. مهاجم خوشتکنیک، خوشاخلاق، خوشنام و دوستداشتنی فوتبال ایران که سالها با پیراهن تیم ملی و باشگاههای مختلف در مستطیل سبز درخشید. مردی که در فوتبال پرهیاهوی امروز، بیش از هر چیز به متانت، شخصیت و بیحاشیه بودن شناخته میشد. علیدوستی صرفاً یک مهاجم خاطرهساز نبود و از نسلی بود که فوتبال را با عشق بازی میکرد. نسلی که اعتبارش، نه فقط به آنچه که در زمین بازی به نمایش میگذاشت که از رفتارش در بیرون زمین وام میگرفت. مهاجم آرام، بیحاشیه و دوستداشتنی فوتبال ایران، اما ۱۰ آبان پس از تحمل یک دوره بیماری، در ۷۰ سالگی چشم از جهان فروبست و جامعه فوتبال را در غمی بزرگ فرو برد. هنوز بغض از دست دادن حمید علیدوستی در گلوی فوتبال ایران مانده بود که خبر تلخی دیگر، بار دیگر همه را شوکه کرد. حسن حبیبی هم رفت. درست در روز تشییع پیکر علیدوستی و فوتبال ایران بار دیگر به سوگ نشست. به سوگ مردی از نسل نخستین بزرگان فوتبال ایران. کاپیتان تیم ملی در نخستین قهرمانی جامملتهای آسیا (سال ۱۹۶۸)، مدافعی مقتدر و مربی که سالهای طولانی در متن فوتبال ایران حضوری پررنگ داشت، نخستین مربی فوتبال ایران بعد از انقلاب.
حبیبی از آن چهرههایی بود که نامشان فقط با یک تیم یا یک دوره گره نمیخورد. او در واقع بخشی از تاریخ فوتبال ایران بود. از شاهین و استقلال، پاس و آرارات تا تیم ملی و امیدهای فوتبال ایران. رد پای او را میتوان به وضوح در چندین فصل از فوتبال ایران دید. حسن حبیبی از نسلی بود که فوتبال ایران را ساخته، به آن هویت داده و راه را برای نسلهای بعدی باز کردند. مردانی که بزرگی آنها صرفاً به حضورشان در جامها و افتخارات محدود نمیشود. مردانی همیشه ماندگار که جایگاهشان را با سالها حضور، تعهد و اعتبار به دست آوردند، نه با جنجال و حاشیهسازی.
اما این نامهای ماندگار، یکی پس از دیگری دارند با فوتبال ایران وداع میکنند تا تنها یاد و خاطرهشان باقی بماند. حبیبی هم رفت، درست پس از علیدوستی و درست در روز تشییع پیکر این مهاجم به یادماندنی. دو چهره از دو نسل با دو کارنامه متفاوت، اما یک نقطه مشترک. اینکه هر دو بخشی از حافظه جمعی فوتبال ایران بودند و حالا فوتبال ایران مانده و خاطرات مردانی که دیگر در میان ما نیستند. مردانی که شاید سالها از مستطیل سبز دور بودند، اما حضورشان در تاریخ فوتبال ایران همچنان و همیشه زنده است و زنده خواهد ماند.