صبح دیروز خبری که فوتبال آسیا چند وقتی منتظرش بود، رسانهای شد. مسابقات جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به مدت یک سال به تعویق افتاده و از دوم دی تا اول بهمن ۱۴۰۶ برگزار خواهد شد. جوان آنلاین: صبح دیروز خبری که فوتبال آسیا چند وقتی منتظرش بود، رسانهای شد. مسابقات جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ به مدت یک سال به تعویق افتاده و از دوم دی تا اول بهمن ۱۴۰۶ برگزار خواهد شد.
صرفنظر از هر اتفاقی که بعد از این خواهد، افتاد میتوان به این اتفاق به عنوان یک فرصت برای بازسازی فوتبال ایران نگاه کرد، فرصتی که باید از آن استفاده بهینه شود. البته همزمان این تعویق میتواند یک تهدید هم برای فوتبال ایران به حساب آید چنانچه پاشنه در تصمیمگیرهای فدراسیون و تیم ملی همچنان روی دری بچرخد که تاکنون هیچ ثمری برای فوتبال ایران نداشته است. فدراسیون فوتبال ایران حالا با سه چالش روبهرو ست. چالشهایی که باید دید فدراسیون مهدی تاج که تاکنون هیچ دستاوردی برای فوتبال نداشته میتواند از عهده حل آنها بر بیاید یا اینکه مثل همیشه این فرصت یکساله را هم تنها با شعارهای دهان پرکن و وعده وعیدهای بیهوده از دست میدهد و تنها پول بیتالمال را حیف و میل میکند.
چالش اول روبهروی فدراسیون فوتبال و تیم ملی مسئله جوانگرایی است. مسئلهای از صبح دیروز و بلافاصله بعد از اعلام خبر تعویق یکساله جام ملتهای آسیا خبرگزاریها و رسانهها روی آن مانور دادند.
امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی برخلاف تمام حرفهایی که تاکنون در مورد علاقهاش به جوانگرایی و میدان دادن به جوانها زده هیچ حرکت مثبتی در این مورد انجام نداده و آنچه که از ظواهر امر دیده میشود، اگر اختیار با سرمربی تیم ملی باشد، او حتی سال آینده هم با همین ترکیب کنونی گام به جام ملتها خواهد گذاشت، یعنی تیم ملی کنونی یکسال پیرتر!
دیروز رسانهها نوشتند: «روشن است که اسکلت تیم ملی ایران از بازیکنانی با میانگین سنی بالا تشکیل شده و نفراتی، چون سردار آزمون، مهدی طارمی، علیرضا بیرانوند، سعید عزتاللهی و علیرضا جهانبخش تا جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ یک سال پیرتر میشوند. آیا تیم ملی ایران قرار است با میانگین سنی بالاتر عازم عربستان شود؟ تجربه گذشته و نوع نگرش قلعهنویی پاسخ این سؤال را مثبت میکند، اما در صورتی که قلعهنویی پای وعده خودش بماند و رویکرد متفاوتی در تیم ملی پیاده کند، در یک سال پیش رو باید به بازیکنان جوان روی بیاورد تا آنها با افزایش تجربه، عصای دست تیم ملی ایران در بزرگترین آوردگاه فوتبال آسیا باشند.»
چالش دوم فدراسیون فوتبال در این مقطع مهم مسئله ادامه وضعیت همکاری فدراسیون با سرمربی و کادر فنی تیم ملی است. با توجه به تعویق یک ساله مسابقات، فدراسیون فوتبال ایران باید درباره وضعیت همکاری با امیر قلعهنویی شفافسازی کند. آیا رئیس و اعضای هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال که نهایتاً تا بهمن امسال به قلعهنویی اعتماد کردهاند، مجدداً به این مربی و کارنامه خالی از دستاورد او در رده ملی رأی اعتماد میدهند؟ اگر فدراسیون فوتبال برنامهای بلندمدت تا جام جهانی ۲۰۳۰ دارد، چه تغییری در این برنامه ایجاد خواهد کرد؟ با توجه به فاصله کوتاهی که میان جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ تا دور انتخابی جام جهانی ۲۰۳۰ وجود دارد، آیا قلعهنویی به بهانه «فرصت محدود» تا سال ۲۰۳۰ روی نیمکت تیم ملی مینشیند؟
نکته مهمتر مسئله مبلغ قرارداد سرمربی تیم ملی است که با توجه به سوابق حتماً برای سال آینده و قرارداد احتمالی جدید با افزایش روبهرو خواهد شد که لازم است از همین حالا به فدراسیون و شخص رئیس آن یادآور شویم که هیچ اتفاقی رخ نداده و سرمربی تیم ملی تازه باید ممنون هم باشد که یکسال فرصت پیدا کرده تا با استفاده از آن بتواند موفقیت در خور توجهی به دست آورد. البته اگر قدر این فرصت را بداند.
چالش سوم فدراسیون مسئله زمانبندی رقابتهای داخلی فوتبال است. این تغییر زمان، علاوه بر تأثیر بر برنامه آمادهسازی تیم ملی، تقویم مسابقات داخلی فوتبال ایران را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد. برنامه فشرده لیگ برتر میتواند مورد بازبینی قرار گیرد و جام حذفی هم که از برنامه کنار گذاشته شده بود میتواند برگزار شود. بدون تردید تمام اینها فرصتهایی است برای جوانانی که مدتهاست پشت در تیم ملی منتظر هستند، فرصتی که همانطور که گفته شد باید دید فدراسیون فوتبال از آن استفاده میکند یا اینکه به بادش خواهد داد.