چین و روسیه به مذاکرات ایران نزدیک شدهاند. این خبر را در چند سطح میتوان تحلیل کرد؛ نخست آنکه برای ایران پشتوانهی رسیدن به توافق، چین و روسیه نیستند، این فقط نوعی تلاش ایران برای تبدیل موازنهی میدانی به اهرم دیپلماتیک است چین و روسیه به مذاکرات ایران نزدیک شدهاند. این خبر را در چند سطح میتوان تحلیل کرد؛ نخست آنکه برای ایران پشتوانهی رسیدن به توافق، چین و روسیه نیستند، این فقط نوعی تلاش ایران برای تبدیل موازنهی میدانی به اهرم دیپلماتیک است. ایران میخواهد محک بزند که آیا ورود قدرتهای بزرگ میتواند توافقی را ممکن کند که خودش بهتنهایی هزینهی نقض آن را نپردازد یا نه؟! ایران منتظر میانجیگری چین و روسیه نیست و خودش یک چارچوب اجرایی و زمانبندیشده روی میز گذاشته که همان نسخهی فشردهی پیشنهاد هفتمرحلهای است که میتواند در دو روز اجرا شود.
در سطح دیگر، چین و روسیه هیچگاه نبوده است که بهکلی کنار یا جدای از ماجرا باشند. چینیها چندبار به سفیر ایران گفتهاند «نقشی را که انتظار دارید در توافق میان شما و امریکا بازی کنیم، مشخص کنید». اگر اراده و هماهنگیهای بهتری موجود بود، اتفاقات این روزها و نقش چین زودتر بازی میشد. شاید چنین ارادهای شکل گرفته که چنان ورودی را از چین میبینیم. حرکت چین را باید از این زاویه دید، هرچند ممکن است آن نقشی را که بر سر میز مذاکره چونان یک میانجی تمامعیار بنشیند، هنوز نپذیرفته باشد یا هرگز بازی نکند.
ستوننویس بلومبرگ نوشته است: «موضع چین دربارهی تنگههرمز همچنان در حال سختگیرانهترشدن علیه ایران است». چنین چیزی نیست. عقل هم خوب چیزی است! چینیها در اعلام مواضع دیپلماتیک خود بسیار محتاط و پنهانکار هستند، ولی دیروز وزیرخارجهی چین گفت: «ایران برای دفاع از حاکمیت و امنیتش از حمایت چین برخوردار است». نه اینکه این دلیل خوب و کامل باشد؛ ایران هژمونی امریکا را در جهان و در منطقه غرب آسیا و تنگههرمز به چالش کشیده است و چین (و روسیه) مشغول تماشای این شاهکار صددرصد ایرانی هستند. اگر بخواهند پول بلیت تماشای این تاریخسازی تماماً ایرانی را بپردازند، کمترین کار همان است که میانجی خوب باشند، نه سختگیر. با اینحال، کسانی که از مسائل میان چین و روسیه با ایران آگاه باشند، چنین چیزی نمیگویند.
روسها نیز بهشکل دیگری دور از ماجرا نبودند. ممکن است کسی بگوید روسها برای خودشان در اوکراین نمیتوانند از امریکا تضمین بگیرند، برای ایران چطور میتوانند؟ این پرسش فقط ظاهرش جذاب است ولی قوت منطقی در روابطبینالملل ندارد. توان میانجیگری یک کشور لزوماً تابع توانایی آن برای حلوفصل اختلافات خودش با طرفمقابل نیست.
در سطح دیگر ایران پذیرفته است که اگر «هفتشرط» تضمین شود، توافق کند. این را بارها گفته و جدی است. نقش چین و روسیه میتواند تضمین شروط ایران باشد. بعید است ایران اینبار «توافق نسیه» کند. شاید اگر پولهای بلوکهشده آزاد شود، شروط دیگر در دسترس باشد. این چیزی است که چین و روسیه باید تضمین کنند. توافق باید مرحلهبندیشده، قابل راستیآزمایی و متقابل باشد. هر مرحله از تعهد ایران باید در برابر اقدام مشخص و سنجشپذیر طرف مقابل قرار گیرد. باید از اعتماد به وعدههای سیاسی حتی میانجی گری فرضی چین و روسیه خارج شویم و به ساز و کاری برسیم که نقض توافق هزینهمند شود.
نه چین و نه روسیه نمیتوانند ضامن صددرصد توافق و پایان جنگ باشند. ولی نه به این دلیل که برخی الگوی «حملهی امریکا حین مذاکرات» را دلیل آن بدانند و بگویند اینبار نیز با تمامی نشانهها و پیامهای مثبت داخل و خارج، باز امریکا حمله میکند. ممکن است حمله کند ولی نه به این دلیل که ما یک الگوی قطعی به دست آوردهایم. امریکای فعلی امریکای قبل از جنگ با ایران نیست. تأسیسات هستهای صلحآمیز ما را بمباران کردند و حالا نگران ساخت بمب اتم هستند! فقط روی یک شهر موشکی ایران هزار موشک و بمب یک تنی انداختند و حالا از همان شهر موشکی لانچرها روی پایگاههای امریکا قفل کردهاند. جنگ قبلی با نفت ۶۵ دلار شروع شد و اکنون بزرگترین مشکل امریکا و اروپا و باقی جهان نرخ بنزین و تورم ناشی از حملونقل است. جنگ جدید از نفت ۱۱۰ دلار شروع میشود. میتوان این فهرست را به صد دلیل دیگر افزایش داد تا نشان دهیم جنگ جدید مانند جنگ قبلی نیست و الگوی «حمله حین مذاکرات» قطعی نیست. پس آیا جنگ نمیشود؟! بازهم قطعی نیست، زیرا ما برای وقایع جهان «الگوی قطعی» نداریم، چه رسد به آنچه به تصمیمات آدمها وابسته است، و بهویژه وقتی یک طرف پیشبینیناپذیر باشد. تنها کاری که باید کرد و میتوان کرد آن است که تجربة گذشته در طراحی توافق اثر بگذارد.
در این میان، نباید نقش زمان را دستکم گرفت. زمان بهخودیخود متحد هیچ کشوری نیست ولی توانایی تبدیل زمان به فرصت و تبدیل فشار به اهرم مهم است. ادامهی جنگ برای ایران هزینه دارد، ولی برای امریکا، اروپا و اقتصاد جهانی نیز بیهزینه نیست. ایران نباید امنیت توافق را به میانجیگری چین و روسیه یا وعدهی هیچ قدرت خارجی گره بزند. «تضمین نهایی از بیرون» مثل خرید امنیت از بیرون است. فرصت توافق را نباید از دست داد و نباید در رسیدن به آن شتابزده از اهرمهای خود چشم پوشید. ظرفیتی را که در هشت ماه اخیر ایجاد شده است، نباید دوباره به صفر رساند!