کد خبر: 1387926
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۱
آرمین بینا

جوان آنلاین: اعضای خانواده‌ای که پس از چند روز بی‌خبری از دختر و نوه‌هایشان، احتمال می‌دادند آنها به دست دامادشان به قتل رسیده‌باشند، با مراجعه به کلانتری در جنوب تهران درخواست کمک کردند، اما مأموران در جریان تحقیقات با کشف صحنه‌ای عجیب، مادر و دختر سه‌ساله‌اش را در انباری پشت‌بام خانه پیدا کردند؛ جایی که داماد خانواده از دو روز قبل آنها را برای تنبیه زندانی کرده‌بود. 
بامداد روز یک‌شنبه دهم آبان، زن و مرد میانسالی سراسیمه به یکی از کلانتری‌های جنوب تهران رفتند و از دامادشان شکایت کردند. آنها مدعی بودند چند روزی است از دخترشان بهاره خبری ندارند و با توجه به اختلافات شدید او با همسرش، احتمال می‌دهند مرد جوان دختر و نوه‌شان را به قتل رسانده باشد. یکی از شاکیان در تشریح ماجرا به مأموران گفت: «چند سال قبل مرد جوانی به نام بهراد به خواستگاری دخترم آمد. او و خانواده‌اش اصرار زیادی برای این ازدواج داشتند و در نهایت با این وصلت موافقت کردیم. زندگی آنها در ابتدا خوب بود و حاصل ازدواجشان یک دختر سه‌ساله و یک پسر شش‌ساله است، اما مدتی بعد متوجه شدیم میان آنها اختلافاتی به وجود آمده‌است. 
ابتدا تصور می‌کردیم به خاطر دو فرزندشان اختلافات را کنار می‌گذارند، اما مشکلاتشان روزبه‌روز بیشتر شد. دامادمان گاهی دخترمان را کتک می‌زد و حتی او را به قتل تهدید می‌کرد. چند بار هم بهاره قهر کرد و به خانه ما آمد، اما هر بار برای حفظ زندگی مشترک و به خاطر بچه‌ها میانجیگری کردیم و آنها را آشتی دادیم.»
شاکی در ادامه درباره آخرین تماس دخترش گفت: «چند روزی بود از بهاره خبر نداشتیم تا اینکه با تلفن همراهش تماس گرفتیم. او با گریه جواب داد و از صدایش مشخص بود با شوهرش درگیر شده است. در همان تماس از او خواستم با همسرش کنار بیاید و به خاطر فرزندانش اجازه ندهد اختلافاتشان بیشتر شود، اما ناگهان تماس قطع شد. ما هم تصور کردیم دوباره با هم آشتی می‌کنند و موضوع جدی نیست. از آن روز دو روز گذشت، اما هرچه با تلفن دخترم تماس گرفتیم، جواب نداد. تلفنش خاموش بود و دامادمان هم به تماس‌های ما پاسخ نمی‌داد.»
شاکی در ادامه گفت: «با دوستان و بستگان تماس گرفتیم، اما هیچ‌کس از دخترم و نوه‌هایم خبری نداشت. نگران شدیم و تصمیم گرفتیم به خانه آنها برویم. وقتی به آنجا رسیدیم، دامادمان پشت در آمد، اما حاضر نشد در را باز کند و اجازه دهد دخترمان را ببینیم. هر چه اصرار کردیم فایده‌ای نداشت. او فقط گفت چند روز دیگر خبر دخترتان به گوشتان می‌رسد. از طرفی همسایه‌ها هم گفته بودند دو روز قبل صدای درگیری و گریه دخترم را شنیده‌اند. ما هم در آخرین تماس صدای گریه و التماس او را شنیده بودیم. با توجه به تهدید‌های قبلی دامادمان، احتمال می‌دهیم او دخترمان و حتی دو نوه‌ام را به قتل رسانده باشد. برای همین از پلیس درخواست کمک داریم.»

 کشف زن جوان در انباری پشت‌بام 
با ثبت این شکایت، موضوع ساعت دو بامداد به قاضی محمدی، بازپرس ویژه قتل، گزارش شد. با توجه به ادعای خانواده بهاره درباره تهدید‌های قبلی دامادشان و احتمال وقوع جنایت، بازپرس دستور داد مأموران برای بررسی وضعیت زن جوان به خانه او بروند و در صورت باز نکردن در، با تخریب قفل وارد ساختمان شوند. 
تیم پلیس بلافاصله راهی محل شد و پس از زنگ زدن و بی‌نتیجه ماندن تلاش‌های اولیه، قصد داشت قفل در را تخریب کند که در همین لحظه بهراد در را باز کرد. او در تحقیقات ابتدایی مدعی شد از همسرش خبری ندارد، اما مأموران هنگام بازرسی خانه صدای ناله و گریه زن جوانی را از پشت‌بام شنیدند. مأموران با دنبال کردن صدا به انباری پشت‌بام رسیدند و با صحنه عجیبی روبه‌رو شدند. بهاره و دختر سه‌ساله‌اش داخل انباری زندانی شده بودند و با گریه و ناله درخواست کمک می‌کردند. 
مرد جوان که با کشف این ماجرا راهی برای پنهان کردن حقیقت نداشت، اعتراف کرد همسر و دختر خردسالش را از دو روز قبل در انباری حبس کرده است. مأموران بلافاصله مادر و دختر را از انباری بیرون آوردند و با دستور بازپرس جنایی، زن جوان را تحویل خانواده‌اش دادند. بهراد نیز برای انجام تحقیقات به اداره پلیس منتقل شد. 

 تنبیه یک‌هفته‌ای همسر! 
مرد جوان در بازجویی‌ها درباره انگیزه‌اش از این اقدام گفت: «مدتی است با همسرم اختلاف دارم. او بیشتر وقتش را با تلفن همراه می‌گذراند و در فضای مجازی با دوستانش ارتباط دارد. بار‌ها به او تذکر داده بودم بیشتر به فکر زندگی و اداره خانه باشد، اما به حرفم توجه نمی‌کرد. همین موضوع باعث می‌شد مرتب با هم درگیر شویم. دو روز قبل دوباره با هم اختلاف پیدا کردیم و این بار تصمیم گرفتم او را تنبیه کنم. به همین خاطر همسرم را در انباری پشت‌بام زندانی کردم. قصد داشتم یک هفته او را همان‌جا نگه دارم تا بیشتر به فکر زندگی‌اش باشد. فرزندانم بی‌تابی می‌کردند و دختر سه‌ساله‌ام مدام سراغ مادرش را می‌گرفت. برای همین او را هم به انباری بردم تا کنار مادرش باشد، اما پسر شش‌ساله‌ام را برای چند روز به خانه یکی از دوستانم فرستادم.»
متهم در پایان گفت: «در این دو روز خانواده همسرم مرتب با من تماس می‌گرفتند و سراغ بهاره را می‌گرفتند، اما جوابشان را ندادم. می‌خواستم با این کار آنها را هم تنبیه کنم، ولی در نهایت از من شکایت کردند و مأموران همسر و دخترم را پیدا کردند.» تحقیقات درباره این حادثه و بررسی ابعاد مختلف رفتار متهم، به دستور قاضی محمدی، بازپرس ویژه قتل، ادامه دارد.

برچسب ها: قتل ، پلیس ، کلانتری
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار