آسیبهای اجتماعی معمولاً پیش از آنکه به یک بحران فراگیر تبدیل شوند، نشانههای خود را در کوچهها، خیابانها و زندگی روزمره مردم نشان میدهند جوان آنلاین: آسیبهای اجتماعی معمولاً پیش از آنکه به یک بحران فراگیر تبدیل شوند، نشانههای خود را در کوچهها، خیابانها و زندگی روزمره مردم نشان میدهند؛ از خانوادهای که زیر فشار اقتصادی توان تأمین نیازهای اولیه خود را از دست داده تا جوانی که در معرض اعتیاد و بزهکاری قرار میگیرد، از افزایش مراجعات به مراکز حمایتی و درمانی تا محلههایی که بهتدریج با ناامنی، فقر و کاهش امید اجتماعی مواجه میشوند. از اینرو، شناسایی زودهنگام و مداخله بهموقع ضرورت دارد. طرح مدیریت محلهمحور با نزدیک کردن تصمیمگیری و خدمات اجتماعی به مردم، فرصتی برای پیشگیری و کاهش این آسیبهاست، مشروط بر آنکه با همکاری دستگاهها، تأمین منابع و اقدامات عملی همراه شود.
آسیبها در محله شکل میگیرند، درمان هم باید از همانجا آغاز شود
بخش قابلتوجهی از مسائل اجتماعی در سطح محله قابل مشاهده و شناسایی است. خانوادهای که برای تأمین هزینه درمان با مشکل روبهروست، کودکی که از تحصیل بازمانده، فردی که در معرض آسیبهای ناشی از اعتیاد قرار دارد یا سالمندی که از حمایت خانوادگی و اجتماعی محروم است، همگی در محدودهای زندگی میکنند که میتوان با شناخت دقیق آن، مسیر دسترسی به خدمات حمایتی را کوتاهتر کرد. با این حال، ساختار خدمات اجتماعی در بسیاری از موارد با پراکندگی و ناهماهنگی مواجه است. ممکن است در یک محله چند نهاد خدمات مشابهی ارائه کنند، اما در محلهای دیگر، خانوادههای نیازمند حتی از وجود چنین خدماتی اطلاع نداشته باشند. این نابرابری در توزیع امکانات، در شرایط دشوار اقتصادی میتواند پیامدهای سنگینتری به دنبال داشته باشد.
مدیریت محلهمحور میکوشد این فاصله را کاهش دهد، به این معنا که مردم و معتمدان محلی در شناسایی مسائل، اولویتبندی نیازها و نظارت بر اجرای برنامهها نقش داشته باشند و دستگاههای مسئول نیز به جای فعالیتهای پراکنده، در چارچوب یک برنامه مشترک اقدام کنند.
۲۰ هزار محله در مسیر مدیریت محلهمحور
بر اساس اعلام رئیس سازمان امور اجتماعی کشور، سازوکارهای مدیریت محلهمحور در نزدیک به ۲۰ هزار محله کشور مستقر شدهاست. این در حالی است که شمار محلات کشور حدود ۷۰ هزار محله برآورد میشود و توسعه طرح قرار است متناسب با ظرفیت و آمادگی مناطق، بهتدریج ادامه یابد.
سیدمحمد بطحایی پیشتر با اشاره به ضرورت هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، ایجاد سکوی مشترک خدمات محلهمحور را از برنامههای مهم این طرح دانسته است؛ سامانهای که قرار است ضمن شناسایی نیازهای برآوردهنشده، از موازیکاری نهادها جلوگیری کند و تصویری روشنتر از وضعیت خدمات در محلات ارائه دهد. اهمیت این موضوع زمانی آشکار میشود که بدانیم تمامی دستگاههای فعال در حوزه خدمات اجتماعی عضو شورای اجتماعی کشور هستند و درباره عملکرد، همپوشانی مأموریتها و موازیکاریهای خود گزارش میدهند. بنابراین، ظرفیت قانونی و اداری لازم برای هماهنگسازی فعالیتها وجود دارد؛ مسئله اصلی آن است که این ظرفیت چگونه به همکاری مؤثر در سطح محلات تبدیل شود.
از شناسایی آسیب تا تأمین اعتبار
یکی از مهمترین الزامات موفقیت مدیریت محلهمحور، توجه به فاصله میان شناسایی مشکل و امکان حل آن است. ثبت یک آسیب اجتماعی در فهرست مسائل محله، بهتنهایی تغییری در زندگی افراد ایجاد نمیکند. اگر خانوادهای نیازمند حمایت معیشتی باشد، فردی به خدمات درمانی و ترک اعتیاد احتیاج داشته باشد یا کودکی در معرض آسیب قرار گرفته باشد، شناسایی این وضعیت باید به مداخله مشخص، مسئولیتپذیری دستگاه مربوط و تأمین اعتبار منتهی شود.
این مسئله در شرایط اقتصادی کنونی اهمیت بیشتری دارد. محدودیت منابع عمومی، افزایش هزینههای زندگی و فشار بر خانوادهها میتواند تقاضا برای خدمات حمایتی، درمانی و اجتماعی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، نمیتوان از محلات انتظار داشت مشکلات انباشته را بدون پشتوانه مالی و اجرایی برطرف کنند.
از همین رو، لازم است برای هر محله، پس از تهیه فهرست مسائل و اولویتبندی آنها، دستگاه مسئول، زمانبندی اجرا، منابع مورد نیاز و شاخص ارزیابی مشخص شود. همچنین باید میان مسائل فوری و بلندمدت تفاوت قائل شد، چراکه برخی مشکلات به مداخله فوری نیاز دارند و تعویق در رسیدگی به آنها میتواند هزینههای انسانی و اجتماعی بیشتری ایجاد کند.
پایان دادن به موازیکاری
آسیبهای اجتماعی مرز اداری مشخصی ندارند و نمیتوان مسئولیت رسیدگی به آنها را بر عهده یک وزارتخانه یا سازمان گذاشت. مسئله اعتیاد به حوزههای بهداشت و درمان، آموزش، حمایت اجتماعی، اشتغال و حتی امنیت عمومی ارتباط دارد. موضوع کودکان در معرض آسیب نیز بدون همکاری آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی، دستگاه قضایی، شهرداریها و نهادهای حمایتی قابل مدیریت نیست.
در این میان، وزارت کشور و سازمان امور اجتماعی میتوانند نقش هماهنگکننده و راهبر را ایفا کنند، اما اجرای موفق طرح به حضور فعال همه دستگاههای مسئول نیاز دارد. وزارت بهداشت باید در شناسایی و ارائه خدمات درمانی و سلامت روان مشارکت کند، آموزش و پرورش در شناسایی و مراقبت از دانشآموزان در معرض آسیب نقش داشته باشد، سازمان بهزیستی خدمات حمایتی و تخصصی را ارائه دهد و شهرداریها نیز از ظرفیتهای اجتماعی و خدمات شهری خود بهره بگیرند.
در کنار این دستگاهها، سازمانهای مردمنهاد، خیریهها، مساجد و گروههای داوطلب محلی میتوانند حلقه ارتباطی مؤثری میان مردم و نهادهای رسمی باشند. البته مشارکت این مجموعهها نباید به معنای انتقال مسئولیت قانونی دولت به مردم یا واگذاری بار مالی خدمات عمومی به گروههای داوطلب باشد، بلکه باید ظرفیت مردمی در کنار مسئولیت و منابع دستگاههای دولتی قرار گیرد.
تصمیم مردم باید به اقدام دستگاهها منتهی شود
یکی از نکات مهم در طراحی این طرح، جایگاه شوراهای محلی و نظام مسائل استخراجشده از سوی مردم است. بر اساس اظهارات مطرحشده درباره سازوکار جدید، قرار است اولویتهایی که شوراهای محله و مساجد شناسایی میکنند، در برنامهریزی دستگاههای اجرایی مورد توجه قرار گیرد و برای آنها ضمانت اجرایی تعریف شود. این رویکرد میتواند فاصله میان نیاز واقعی مردم و تصمیمهای اداری را کاهش دهد. با این حال، برای تحقق آن باید روشن باشد که مصوبات و اولویتهای محلی از چه مسیری به دستگاههای مسئول ابلاغ میشوند، چه نهادی بر اجرای آنها نظارت میکند و در صورت تأخیر یا انجام نشدن تعهدات، چه سازوکاری برای پاسخگویی وجود دارد.
مردم زمانی به چنین طرحی اعتماد میکنند که نتیجه مشارکت خود را در زندگی روزمره ببینند، وقتی مسئلهای را مطرح میکنند و دستگاه مسئول برای حل آن وارد عمل میشود. در غیر این صورت، جلسات محلی و فهرستبرداری از مشکلات، ممکن است به تجربهای تکراری و کماثر تبدیل شود.
تقویت سازمانهای مردمنهاد
فعالیت حدود ۱۴ هزار سازمان مردمنهاد در سطوح ملی و استانی، ظرفیتی قابل توجه برای اجرای برنامههای اجتماعی به شمار میرود. کاهش زمان صدور مجوز این سازمانها از حدود هشت ماه به سه ماه و هدفگذاری برای رساندن آن به ۱۵ روز کاری نیز میتواند مسیر مشارکت اجتماعی را هموارتر کند.
با این حال، حمایت از سمنها نباید صرفاً به صدور مجوز محدود بماند. دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، آموزش تخصصی، امکان همکاری با دستگاههای اجرایی و برخورداری از حمایتهای قانونی و مالی شفاف، از جمله نیازهای این مجموعههاست. گروههای مردمی میتوانند در شناسایی مسائل و جلب اعتماد ساکنان نقشآفرینی کنند، اما برای تداوم فعالیت به ساختاری روشن و پشتیبانی قابل اتکا نیاز دارند.
آزمونی برای کارآمدی خدمات اجتماعی
طرح مدیریت محلهمحور زمانی میتواند به کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند که از مرحله تشکیل شوراها و شناسایی مسائل عبور کند و به برنامهای دارای اعتبار، مسئول مشخص و زمانبندی اجرایی تبدیل شود. ارزیابی عملکرد مدیران محلی نیز باید بر اساس نتایج قابل سنجش صورت گیرد، نه صرفاً تعداد جلسات برگزارشده، شوراهای تشکیلشده یا گزارشهای ارسالشده. کاهش محرومیت از خدمات، دسترسی بهتر خانوادههای نیازمند به حمایت، افزایش پوشش خدمات سلامت و درمان، پیشگیری از ترک تحصیل و کاهش زمینههای بروز جرم، از جمله شاخصهایی هستند که میتوانند میزان اثربخشی این رویکرد را نشان دهند.
در روزگاری که فشارهای اقتصادی و اجتماعی میتواند آسیبپذیری خانوادهها را افزایش دهد، بیتوجهی به نشانههای کوچک در محلات ممکن است به بحرانهایی بزرگتر منتهی شود. مدیریت محلهمحور این امکان را فراهم میکند که پیش از عمیق شدن مشکلات، آنها دیده شوند و برایشان چارهاندیشی شود.
محلهمحوری، آزمونی برای سنجش توان دستگاههای اجرایی در شنیدن صدای مردم، هماهنگی با یکدیگر و تبدیل منابع محدود به خدمات مؤثر است. اگر وزارتخانهها و سازمانهای مسئول، مردم و نهادهای محلی را در یک مسیر مشترک قرار دهند و برای مسائل شناساییشده پشتوانه اجرایی و مالی فراهم کنند، این طرح میتواند به یکی از مسیرهای مؤثر پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی تبدیل شود. در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که مشکلات محلات بهدرستی شناسایی شوند، اما همچنان در انتظار اعتبار و اقدام دستگاههای مسئول باقی بمانند.