کد خبر: 1387847
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۰
شبکه‌های اجتماعی و فضای‌مجازی چگونه زندگی واقعی خانواده‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند؟
فریبا کیانی

جوان آنلاین: رسانه‌ها صرفاً بازتاب‌دهنده واقعیت نیستند آنها با انتخاب، برجسته‌سازی و حذف بخش‌هایی از زندگی، در شکل‌گیری تصویری که مخاطب از جهان پیرامون خود دارد، نقش مؤثری ایفا می‌کنند. از همین منظر، آنچه در شبکه‌های اجتماعی از زندگی خانوادگی به نمایش درمی‌آید، لزوماً بازتابی کامل از واقعیت نیست بلکه اغلب روایتی گزینش‌شده از لحظاتی است که قابلیت بیشتری برای جلب توجه، برانگیختن احساسات و جذب مخاطب دارند. 
خانواده‌های همیشه شاد، خانه‌های مرتب و مدرن، والدینی برخوردار از آرامش و امکانات اقتصادی و روابطی عاری از تعارض، نمونه‌هایی از این بازنمایی گزینشی هستند. در چنین تصاویری، خستگی‌های روزمره، دغدغه‌های معیشتی، اختلاف‌نظرها، مسئولیت‌های فرساینده و دشواری‌های تربیت فرزند کمتر مجال ظهور پیدا می‌کنند. نتیجه آن است که مخاطب با روایتی مواجه می‌شود که اگرچه ممکن است بر پایه بخش‌هایی واقعی از زندگی شکل گرفته باشد، اما به دلیل حذف بخش مهمی از واقعیت، تصویری کامل و قابل تعمیم از زندگی ارائه نمی‌دهد. 
در فضای رقابتی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، جلب توجه و افزایش تعامل مخاطبان به یکی از محرک‌های اصلی تولید محتوا تبدیل شده است. این منطق توجه‌محور، تولیدکنندگان محتوا را به سمت نمایش تصاویر جذاب‌تر، روایت‌های هیجان‌انگیزتر و گاه بازنمایی آرمانی از زندگی سوق می‌دهد. در این میان، پیچیدگی‌های زندگی واقعی ممکن است جای خود را به تصویری ساده‌سازی‌شده از موفقیت، رفاه، زیبایی و خوشبختی بدهد، تصویری که بیش از آنکه نماینده تمام واقعیت باشد، با الزامات دیده‌شدن در فضای رسانه‌ای تناسب دارد. 
البته نقد این روند به معنای مخالفت با فناوری‌های نوین یا بازنمایی لحظه‌های امیدبخش نیست. رسانه مسئولانه می‌تواند امید بیافرید، تجربه‌های موفق را به اشتراک بگذارد و کیفیت زندگی را ارتقا دهد، اما مسئولیت آن ایجاب می‌کند، میان الهام‌بخشی و ساختن انتظارات غیرواقع‌بینانه تمایز قائل شود. امید زمانی سازنده است که با واقعیت پیوند داشته باشد، نه آنکه دشواری‌های طبیعی زندگی را از نظر مخاطب پنهان کند. 
امروزه مفهوم رسانه دیگر به خبرگزاری‌ها، مطبوعات و شبکه‌های دارای مجوز محدود نیست. شبکه‌های اجتماعی، صفحات شخصی بلاگر‌ها و اینفلوئنسر‌ها نیز به بازیگران مؤثر عرصه ارتباطات و شکل‌دهی به نگرش‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. این افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، با انتخاب زاویه دوربین، تدوین تصاویر، حذف لحظات نامطلوب و روایت خاص از زندگی شخصی، می‌توانند تصویری آرمانی از خود و سبک زندگی‌شان بسازند. 
در این میان، باید میان تولید محتوای خلاقانه و فریب مخاطب تمایز گذاشت. مسئله این نیست که هر تصویر زیبا یا هر روایت مثبت، غیرواقعی است بلکه مشکل زمانی آغاز می‌شود که محتوای گزینش‌شده، به‌عنوان تصویری جامع از واقعیت عرضه شود و مخاطب تفاوت میان نمایش رسانه‌ای و زندگی زیسته را نادیده بگیرد. 
یکی از پیامد‌های مهم این وضعیت، شکل‌گیری مقایسه‌ای نابرابر میان زندگی واقعی افراد و تصویر ویرایش‌شده زندگی دیگران است. مخاطب، زندگی خود را با تمام فراز و نشیب‌ها، مسئولیت‌ها و محدودیت‌هایش تجربه می‌کند، اما در سوی دیگر با مجموعه‌ای از لحظات منتخب مواجه است که معمولاً بهترین موقعیت‌ها، زیباترین تصاویر و مطلوب‌ترین جلوه‌های زندگی را برجسته می‌کنند. 
در چنین مقایسه‌ای نابرابر، فرد ممکن است داشته‌های خود را کم‌ارزش ببیند، از شرایط عادی زندگی احساس نارضایتی کند یا تصور کند از معیار‌های موفقیت و خوشبختی عقب مانده است. این خطر به‌ویژه زمانی افزایش می‌یابد که مخاطب، بدون توجه به گزینش و ویرایش محتوا، تصاویر منتشرشده را معیاری معتبر برای ارزیابی کیفیت زندگی خود قرار دهد. 
در این میان، زندگی روزمره زنان و مادرانی که بخش مهمی از وقت و توان خود را صرف مدیریت اقتصادی خانواده، تربیت فرزندان، مراقبت عاطفی و حفظ پیوند‌های خانوادگی می‌کنند، ممکن است در سایه تصاویر پرزرق‌وبرق و جذاب قرار گیرد. این فعالیت‌ها، به دلیل آنکه بسیاری از آنها در فضای خصوصی خانه و دور از نگاه عمومی انجام می‌شوند، کمتر قابلیت نمایش و دریافت تأیید فوری در شبکه‌های اجتماعی دارند. مسئله، ضرورت بازشناسی سهم واقعی این فعالیت‌ها در پایداری خانواده و جامعه و پرهیز از تقلیل ارزشمندی انسان به معیار‌های ظاهری و نمایشی است. 
در فضای نمایش‌محور شبکه‌های اجتماعی، خطر آن وجود دارد که دیده‌شدن، زیبایی ظاهری، برخورداری از امکانات و توانایی عرضه تصویری جذاب از زندگی، به معیار‌های مسلط موفقیت تبدیل شوند. در چنین فضایی، فعالیت‌هایی مانند برنامه‌ریزی برای هزینه‌های خانواده، همراهی با فرزندان در مسیر رشد، رسیدگی به نیاز‌های عاطفی و تلاش برای حفظ تعادل خانوادگی، به دلیل آنکه کمتر در معرض تشویق عمومی قرار می‌گیرند، در حاشیه توجه قرار می‌گیرند. 
این روند را باید فراتر از تغییر سلیقه یا رواج یک سبک زندگی خاص تحلیل کرد. مسئله، شکل‌گیری سلسله‌مراتبی از ارزش‌هاست که در آن، آنچه بیشتر دیده می‌شود، الزاماً مهم‌تر از آنچه کمتر دیده می‌شود، نیست، اما ممکن است در ذهن مخاطب چنین جایگاهی پیدا کند. مواجهه با این وضعیت، نه با کنار گذاشتن کامل شبکه‌های اجتماعی امکان‌پذیر است و نه صرفاً با منع و محدودیت. آنچه اهمیت دارد، ارتقای سواد رسانه‌ای و تقویت توانایی مخاطب برای تشخیص تفاوت میان واقعیت زندگی و بازنمایی گزینش‌شده آن است. 
خانواده‌ها، نظام آموزشی، رسانه‌ها و تولیدکنندگان محتوا هر یک در این زمینه مسئولیتی دارند. آموزش سواد رسانه‌ای باید به مخاطب کمک کند تا درباره آنچه می‌بیند پرسش کند: چه بخش‌هایی از واقعیت نمایش داده شده‌اند؟ چه چیز‌هایی از قاب تصویر بیرون مانده‌اند؟ هدف محتوا چیست؟ و آیا آنچه به نمایش درآمده، واقعاً معیار مناسبی برای ارزیابی کیفیت زندگی است؟
در کنار این آگاهی، رسانه‌ها نیز باید در بازنمایی تجربه‌های متنوع زندگی مسئولانه‌تر عمل کنند تجربه‌هایی که در آنها شادی در کنار خستگی، موفقیت در کنار تلاش، و امید در کنار دشواری‌های واقعی زندگی قرار می‌گیرد. چنین رویکردی نه به معنای سیاه‌نمایی است و نه ترویج یأس و ناامید، بلکه تلاشی برای ارائه تصویری انسانی‌تر، متوازن‌تر و باورپذیرتر از زندگی است. 
در نهایت، شاید لازم باشد پیش از آنکه زندگی خود را با قاب‌های دیگران مقایسه کنیم، از خود بپرسیم: آیا معیاری که با آن زندگی‌مان را می‌سنجیم، واقعیت را نشان می‌دهد یا محصول انتخاب و ویرایش دیگران است؟
قاب‌های زیبا می‌توانند بخشی از زندگی را به تصویر بکشند، اما هیچ قابی به‌تنهایی تمام واقعیت نیست. وقتی زندگی به نمایش تبدیل می‌شود، باید به یاد داشته باشیم که ارزشمندترین بخش‌های زندگی، لزوماً همان بخش‌هایی نیستند که بیشتر دیده می‌شوند.

برچسب ها: رسانه ، زنان ، تولید
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار