وقتی مدیران فوتبال خود بزرگترین معضل این رشته هستند، چطور میتوان انتظار حل و فصل مشکلات را داشت؟ جوان آنلاین: وقتی مدیران فوتبال خود بزرگترین معضل این رشته هستند، چطور میتوان انتظار حل و فصل مشکلات را داشت؟
البته ایراد را حتی نمیتوان به مدیران گرفت. ایراد از ساختاری است که آنها در آن کار میکنند، ساختاری که باید مشکلاتش را با قانونمداری حل کند و اجازه ندهد حتی اختلافاتش به بیرون درز پیدا کند، اما وقتی این ساختار مشکل دارد خیلی راحت شاهد این هستیم که دو مدیر جلوی چشمان میلیونها بیننده به جان هم بپرند. اینگونه میشود که خود مدیریت فوتبال به بخش قابل توجهی از مشکلات تبدیل میشود بهجای اینکه آنها را حل کند.
باید هم حال فوتبال خوب نباشد، وقتی اداره آن در دست مدیرانی است که نه ابایی از به جان هم افتادن روی آنتن زنده تلویزیونی دارند و نه حتی خود را موظف به حفظ ظاهر میدانند!
پرواضح بود که دورهمی فوتبال برتر بیسروصدا به پایان نخواهد رسید، اما شاید در بدبینانهترین حالت ممکن هم تصور نمیشد دو عضو هیئت رئیسه فدراسیون چنان به جان هم بیفتند که یک نزاع چالهمیدانی را به تصویر بکشند، آنهم در برنامهای که قرار بود درباره مشکلات روز فوتبال و راههای عبور از آن بحث و گفتوگو شود. برخلاف برنامه از پیش تعیین شده، اما با روی خط آمدن حجت کریمی (مدیرعامل تراکتور) مشخص شد که چرا هیچ نتیجه مثبتی از نشستها و جلساتی که برای حل و فصل مشکلات این رشته برگزار میشود، بیرون نمیآید. وقتی دو عضوی (علی خطیر و حجت کریمی) که قرار است در یک ساختار در خصوص مسائل کلان فوتبال تصمیمگیری کنند، نمیتوانند از درگیری لفظی با یکدیگر مقابل چشم مخاطبان خودداری کنند، چطور میتوانند در خصوص مسائل و مشکلات فوتبال به راهکاری قابل قبول برسند؟!
جای تأسف بود که هرچه از زمان آن میگذشت، موضوع از یک اختلافنظر ساده مدیریتی فراتر میرفت، تا جایی که کار به اتهامزنی کشید و همگان را متعجب کرد، چرا که حجت کریمی صراحتاً خطیر را متهم به فساد کرد و او را یکی از عاملان فساد در فوتبال خواند. اتهامی که البته از سوی مقابل هم بیپاسخ نماند و پای دلالی، تهدید به شکایت، کنایه در خصوص فعالیتهای اقتصادی طرفین و حتی خانوادههای آنها را نیز به میان کشید، بهطوریکه شاید اگر تلاش علوی برای آرام کردن خطیر نبود، اوضاع به مراتب بدتر هم میشد.
بیشک در هر مجموعهای اختلافنظرات مدیریتی وجود دارد، اما آنچه دوشنبه شب دیده شد، چیزی فراتر از دعوای دو مدیر بود. اختلافنظرها میتواند منجر به تصمیم بهتر شود، به شرط آنکه طرفین از اتهامزنی بپرهیزند و شأن یکدیگر را نگه دارند، درست برخلاف آنچه که دوشنبه شب دیدیم. دو مسئول بدون کوچکترین آیندهنگری هر آنچه که از یکدیگر میدانستند با طعنه و کنایه روی دایره ریختند. رفتار سخیفی که این سؤال را مطرح کرد که اگر اوضاع مقابل چشم ملت و دوربینهای تلویزیونی تا این اندازه وخیم است، پشت درهای بسته که دست آقایان بازتر است، چه میگذرد؟
واقعیت این است که آنچه در برنامه فوتبال برتر به تماشا نشستیم، نه یک دعوا یا اختلافنظر مدیریتی، بلکه یک پلان از شکاف عمیقی بود که در ساختار مدیریتی فوتبال ایران وجود دارد. شکافی عمیق که مانع از بررسی مسائل و مشکلات میشود، چه برسد به حل و فصل آنها! در واقع اتفاقات رخ داده در برنامه فوتبال برتر آب پاکی را ریخت روی دست همه و ثابت کرد اگر قرار است مشکلی حل شود باید از ساختار خود فدراسیون و مدیرانش آغاز شود، زیرا مدیرانی که توان مدیریت کردن رفتار و کردار خود را ندارند بیتردید نه فقط نمیتوانند گامی در راستای حل و فصل مشکلات فوتبال بردارند که اوضاع را بغرنجتر هم میکنند، اما فوتبال ایران تا چه زمان قرار است با دست فرمان این مدیران به درجا زدن و پسرفت ادامه دهد؟ مدیرانی که تا عذرشان از جامعه فوتبال خوانده نشود، هیچ امیدی به ایجاد تغییر و کاهش مشکلات نیست.