راستش یادداشت اخیر سردبیر روزنامه درباره بدنویسیها و کژنویسیهای رایج اینروزها در نشریات و روزنامهها و صدالبته در فضای مجازی مرا مشتاق کرد که خاطرات استاد محمود مختاریان را که آقای صادقیان به آنها اشاره کرده است بشنوم راستش یادداشت اخیر سردبیر روزنامه درباره بدنویسیها و کژنویسیهای رایج اینروزها در نشریات و روزنامهها و صدالبته در فضای مجازی مرا مشتاق کرد که خاطرات استاد محمود مختاریان را که آقای صادقیان به آنها اشاره کرده است بشنوم. چقدر خوب میشد که خود آقای سردبیر ترتیبی فراهم میکرد که ایشان این خاطرات را در یک مصاحبه به تفصیل بیان کنند تا در تاریخ تحولات مطبوعات ایران ثبت شود.
همینجا بگویم آن خاطراتی که از ریزبینیها و دقتهای رهبر شهید انقلاب، آیتالله خامنهای، درباره خط و زبان فارسی در یادداشت یا افسوسنامه سردبیر روزنامه آمده است، یکی از آرزوها یا حسرتهای مرا زنده کرد: دستیافتن یا دانستن محتوای نقد مفصل ده، پانزدهصفحهای آیتالله خامنهای به کتاب «غلط ننویسیم» که ۳۵ سال پیش پس از انتشار چاپ اول آن کتاب برای دکتر ابوالحسن نجفی نوشت، تا ببینم آن دقتها و حساسیتها چه بوده و آن نقد مفصل چه تأثیری در چاپهای بعدی کتاب داشته است.
اما اجازه بدهید چند افسوس و حسرت را هم من به سرمقاله مزبور اضافه کنم. یکی اینکه بسیاری از مدیران و سردبیران مطبوعات حالا یا از سر فرصتهای کمی که مشاغل دیگرشان برای روزنامهنگاری یا در حقیقت روزنامهداریشان باقی میگذارند، خیلی دقت یا حساسیتی برای درستنویسی در مطبوعه خود ندارند. حتی دقتی برای یکساننویسی کلمات و رسمالخط هم ندارند. میبینید یک کلمه یا ترکیب در خبر اول روزنامه بهگونهای نوشته میشود، در حالی که همان کلمه یا ترکیب در صفحه ورزشی یا حوادث به گونهای دیگر. گاهی حتی در خود یک یادداشت یا مقاله هم این دوگانگی و گاهی چندگانگی در نوشتار دیده میشود. به گمان من این دوگانهنویسی، ضررش از یکساننویسی اشتباهات بیشتر است.
از همه رنجآورتر زمانی است که نویسنده مطلب دو، سه بار نوشته خود را میخواند و آخرین اصلاحات را با دقت کامل به عمل میآورد برای اینکه نوشته بینقص و غلطی از لحاظ دستوری و ویرایشی داشته باشد، اما پس از انتشار مطلب میبیند که چرا درستهای من غلط شدهاند؟! کاشف به عمل میآید که سلیقه ویراستار یا یکی از ویراستاران آن مطبوعه با نظر فرهنگستان زبان و ادب فارسی یکی نبوده و او (دانسته یا ندانسته) نظر خودش را صائب میدانسته است، نه نظر استادان فرهنگستان را. گاهی هم سردبیر عذرخواهی میکند که اگر دقت کنی مطلب تو در نسخه چاپی درست منتشر شده است، اما در نسخه اینترنتی، چون ماشین کار ویرایش را انجام میدهد، از این غلطهای زیادی دارد! و اینکه پول نداریم ویرایش ماشینی را اصلاح کنیم!
یک بار به سردبیر یکی از روزنامهها گفتم شما یک استاد ادبیات فارسی را به من نشان بدهید که گفته باشد در نقل قول مستقیم نقطه پایان جمله بعد از گیومه میآید که این بلا را سر نوشتههای من میآورید. خیلی صریح گفت: ببین! من حوصله جروبحث کردن با ویراستارمان را ندارم، او هم چند بار بهش گفتهایم گوشش بدهکار نیست! یعنی همینی که هست! حالا اینکه آیا مسئولان و ناظران کتابهای درسی هم همین بیدقتی یا بیحوصلگی را دارند که در کتاب فارسی دبستان در یکی از صفحات «خانۀ من» به این صورت آمده و در چند صفحه بعد «کتابخانهء ما» به این صورت، خبر دقیقی ندارم! و اینکه مسئولان و ناظران پخش زیرنویسهای شبکههای تلویزیونی هم همین مشکلات را دارند که «ناز شصت» و «مصلی تهران» به این صورت نمایش داده میشود یا نه، آن را هم خبر ندارم.
درد دل و گلایه از وضعیت گاه اسفبار غلطنویسی و رعایت نکردن دستور زبان و رسمالخط و حتی املای کلمات فارسی در روزنامهها و نشریات و کتابها و بهخصوص در فضای مجازی زیاد است و فرصت من هم برای یادداشتنویسی محدود. بنابراین، شاید این موضوع را بعدها یک بار دیگر در اینجا یا نشریات دیگر ادامه دهم.
اما دوست دارم در پایان این یادداشت، نکتهای را به دوستان عزیز در سایتهای رهبر شهید و رسانه رهبر عزیز انقلاب (حفظهالله) یادآور شوم و آن اینکه خوب است با توجه به همه نکاتی که از حساسیت و دقت رهبر انقلاب از جایگاه «را» بعد از مفعول تا نکات دیگر گفتهایم و بیشتر از آن را خودتان میدانید، در رسمالخط و گاهی ویرایش مطالب مندرج در سایتهای مرتبط دقت بیشتری شود تا مغایرتی با رسمالخط مبنای کشور و اصول مورد تأکید رهبر شهید نداشته باشد. به نظرم عبارت «ویرایش این کتاب بر اساس قواعد ویراستاری دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی شهید خامنهای انجام شده است» توجیه خوبی برای مغایرت این قواعد با رسمالخط مبنای کشور نیست، ضمن اینکه همانطور که گفتم گاهی جملات طولانی و جاسازی نادرست «را» در برخی عبارات، کار را از رسمالخط فراتر برده است که خوب است به این موارد هم توجه شود.
در زمان حیات رهبر شهید در چندین یادداشت در جاهای مختلف نوشته بودم که تعبیر «مقام معظم رهبری» برای نقل قول یا نقل دستور یا کار و رفتاری که رهبر شهید انجام داده بود، غلط است؛ کار و دستور و رفتار را خود رهبر انجام میدهد نه «مقام» حضرت. جاهایی به این نکته حقیر توجه شد و جاهایی نه؛ خوشحالم که برای رهبر عزیز فعلی دیگر از این تعبیر استفاده نمیشود و به درستی از ایشان به عنوان «رهبر انقلاب اسلامی» یاد میشود. امیدوارم که حضرتشان همیشه به سلامت باشند و قوت و عزت ایران و اسلام در زمان ایشان بیشتر و بیشتر شود.