عمال رضاخان قبل از تاجگذاری وی و در جریان تغییر قانون اساسی برای پادشاه شدن او، از زنان بدکاره (با پوشش چادر و حتی زدن روبنده!) استفاده کرده و با راه اندختن به اصطلاح یک تظاهرات، حمایت اقشار مختلف مردم از شاهشدن سردار سپه در میدان توپخانه تهران را به نمایش گذاشتند! کاری که در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. ش و ساقطکردن دولت دکتر مصدق نیز به شکلی نظام مندتر تکرار شد جوان آنلاین: یکی از اصلیترین اهداف شارع مقدس در بخش احکام اجتماعی و حکومتی، برپایی جامعه پاک و مطهر و مقابله با رواج فساد و فحشاست. برهمین اساس نظام جمهوریاسلامی ایران نیز از ابتدای شکلگیری، یکی از اهداف مهم خویش را مبارزه با فساد و فحشای به جا مانده از دوران پهلوی و تطهیر و تنزیه جامعه قرار داد. برای تحقق این امر در دهه اول برقراری نظام، اقداماتی در کشور انجام شد تا بتواند فساد ناشی از سیاستهای ضددین و نتایج اقدامات مروج فحشای حکومت ۵۷ ساله پهلویها را از بین ببرد. در مقال پیآمده، به صورت مختصر این موضوع را مورد بررسی قرار دادهایم. امید آنکه تاریخ پژوهان این مقوله را مفید و مقبول آید.
تاریخچه شکلگیری «شهر نو»
یکی از مهمترین و اصلیترین مراکز فساد شهر تهران در دوران پهلویها، محلهای به نام «شهر نو» بود. بعد از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹. ش و در زمان حکومت سیدضیاءالدین طباطبائی، محدودهای خارج از شهر تهران و در منتها الیه جنوب غربی - که معروف به اداره گمرکات بود- به محل اسکان زنان هرزه و بدکاره در نظر گرفته شد. اما مدتی بعد و با شاه شدن رضاخان، این مکان با همکاری یکی از افراد فاسد و مشهور به نام «ذال ممد» و با همکاری تنی چند از همپالکیهای رضاخان در قزاقخانه تهران و چند زن بدکاره، به محلی رسمی برای عرقخوری، تریاککشی، قمار و فساد تبدیل شد.
جالب است که عمال رضاخان قبل از تاجگذاری وی و در جریان تغییر قانون اساسی برای پادشاه شدن او، از زنان بدکاره همین منطقه (با پوشش چادر و حتی زدن روبنده) و عدهای از عملههای ذال محمد استفاده کرده و با راه انداختن به اصطلاح یک تظاهرات، حمایت اقشار مختلف مردم! را از شاهشدن سردار سپه در میدان توپخانه تهران میدان امام خمینی (ره) به نمایش گذاشتند. کاری که در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. ش و ساقط کردن دولت دکتر مصدق نیز به شکلی نظام مندتر تکرار شد (۱). اما بعد از شروع جنگ جهانی دوم، فرار رضاشاه از کشور و اشغال ایران ازسوی نیروهای متفقین، منطقه مذکور که دیگر نام «شهر نو» به خود گرفته بود؛ به محلی برای عیاشی سربازان امریکایی، انگلیسی و هندی تبدیل شد. در این مقطع و به دلیل گسترش فقر، فلاکت و هرج و مرج در کل ایران، تعداد زیادی از زنان مفلوک و بیپناه، به این منطقه هدایت شدند که یکی از اصلیترین عوامل گسترش و عمیقتر شدن فساد در آن محله بود.
پهلوی دوم و سیاست ترویج فحشا
رهبر شهید انقلاب در تاریخ ششم اسفند ۱۳۸۱. ش و در دیدار با دانشجویان و جوانان سیستان و بلوچستانی، درباره سیاستهای مروج فساد و فحشا دوران پهلوی فرمودند: «پیش از انقلاب، تبلیغات رسمی و عمومی و همیشگی کشور ما، تبلیغاتی بود که مردم را به فحشا و هرزگی و عیاشی سوق میداد. حتی در نقاط فقیر و عقبافتاده - جاهایی که مردم به نان شب محتاج بودند - هم به نحوی برای عیاشی و هرزگی امکاناتی فراهم بود. این امر بهطور عمد در محیطهای جوان مثل دانشگاهها و سربازخانهها - نه آن مقداری که مقتضای طبیعی غریزهجوانی است - برای سرگرم کردن و فاسد شدن نسل، تشدید میشد. وقتی که جوانان یک نسل فاسد شدند، دیگر ملتی وجود ندارد و مقاومتی به چشم نمیخورد....»
دقیقاً برهمین مبنا در دوره پهلویدوم، به علت آلودگی عمیق خود درباریان به انواع فساد و دوم به علت دور کردن اذهان جامعه از انتقاد به چپاول منابع کشور ازسوی استعمارگران و حاکمان، مراکز فساد متعددی در شهرهای بزرگ ایران، بلکه حتی در شهرهای کوچک ایجاد شد که از جمله آنها میتوان به محلههای: «دوبل» در آبادان، «باسکول» در اهواز، «نیرآباد» در بندرعباس، «شیرین بیان» در شیراز و «کارخانه پنبه» در گنبد کاووس اشاره کرد (۲). در آن محلههای بدنام، رؤسا و سردستههایی حضور داشتند که مورد حمایت جدی حکومت بودند. به طورمثال در رأس گردانندگان و سردستههای محله شهرنو تهران، میتوان به نامهای پی آمده اشاره کرد: «ملکه اعتضادی» - از اصلیترین مهرههای کودتای ۲۸ مرداد، مرتبط با دربار، شخص شاه و علیرضا پهلوی؛ «پری آژدان قزی» - دختر یک مأمور بازنشسته شهربانی و از فاسدترین افراد محله بدنام؛ «سیمین بام و» که با تعدای از مقامات بالای کشور از جمله چند سناتور و مدیران ساواک مرتبط بود، «پری بلنده» که با اداره تشریفات نخست وزیری و وزارت امورخارجه پهلوی ارتباط داشت و بساط عیش و نوش درباریان و میهمانان خارجی آنها را فراهم میکرد؛ «اشرف چهارچشم» که مسئول اصلی واردکردن دختران ساده فرار کرده از خانه یا فقیر و مفلوک به خانههای فساد بود و... البته جالب است که دو پاسگاه انتظامی که یکی در خیابان جمشید و دیگری ۳۰ متری (پایینتر از میدان قزوین) اطراف محله شهرنو احداث شده بود، خود از دلایل تشدید فساد در آن منطقه قلمداد میشد. زیرا با حق حسابی که رؤسای این دو کلانتری و مأموران آن از سردستهها و به ویژه قاچاقچیان موادمخدر میگرفتند؛ امنیت کاملی برای مروجان فساد در این محله ایجاد شده بود و دقیقاً به همین دلیل هم دختران و زنان مفلوکی که قصد نجات خود از آن وضعیت دردناک را داشتند، به هیچوجه موفق به فرار نمیشدند (۳).
انقلاب اسلامی و معضل خانههای فساد
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یکبار در دوران ملیشدن صنعت نفت و یکبار ازسوی دانشجویان، تلاش شد تا اقداماتی برای کمک به زنان و دختران قربانی این مراکز فساد بشود. اما در هر دو نوبت، این تلاشها به جایی نرسید! در تلاش اول که میتوان ردپای آن را در مجله خواندنیهای مورخ ۱۷ آذر ۱۳۲۴. ش دید، سعی شد که اقداماتی درمانی برای زنان و دختران و کودکان بیمار این محله انجام شود (۴). حتی عدهای از روحانیون تلاش کردند که تعدادی از دختران و زنان پشیمان و قربانی را از آن محله بیرون بکشند که البته تا میزان کمی موفق بودند؛ اما تلاشهایشان بعد از کودتای ۲۸ مرداد کاملاً به شکست انجامید. تلاش دوم اما، بعد از برپایی نمایشگاهی از عکسهای کاوه گلستان از فضاحت شهرنو در تالار عبید زاکانی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۶ شروع شد. در این مرحله تعدادی از دانشجویان آگاه شده از وضعیت قربانیان شهرنو، تصمیم گرفتند تا به کمک آنها بروند که عملاً با ممانعت مأموران ساواک و شهربانی مواجه شدند.
با پیروزی انقلاب اسلامی، روحی تازه و عزمی جدید برای تطهیر جامعه از آلودگیها و مبارزه با فساد و فحشا در کشور به وجود آمد. برای تحقق این هدف، سه گروه وارد میدان شدند. یکی کمیتههای انقلاب اسلامی، دوم دادگاهها و دادستانی انقلاب اسلامی و سوم گروههای جهادی که با فرمان امام خمینی (ره) و تحت عنوان «جهادسازندگی» شکل گرفته بود. درخواست مبارزه با فساد و فحشا و برنامهریزی برای ساماندهی افراد حاضر در محلههای بدنام شهرها، به شدت از سوی انقلابیون و حتی عموم مردم حمایت میشد. در تهران و در همان روزهای پرالتهاب بهمن ۱۳۵۷. ش، مردم جلوی شهرنو تجمع میکردند و خواهان برچیده شده آن بودند. حتی در یک تجمع، مردم وارد محله شده و تعدادی از عرق فروشیها و عشرتکدههای آن را به آتش کشیدند. همچنین در ماههای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی و در جراید، به شکل فراواننامهها و بیانیههای مردم و تشکلهای مذهبی برای برخورد با مفاسد اخلاقی و مراکز فساد ازسوی دادستانی انقلاب اسلامی درج میشد. مثل چاپ اطلاعیه جامعه زنان مسلمان نوشهر و چالوس برای مبارزه با مراکز فساد در این شهرستانها. در بخشی از این اطلاعیه آمده بوده است: «ما زنان مسلمان نوشهر و چالوس با درک رسالت عظیم انقلابی، وظیفه خویش دانسته که در گام نخست با هرگونه فساد اخلاقی و ضداسلامی قاطعانه مبارزه نماییم تا محیط شهرمان به یک محیط کاملاً اسلامی و به دور از هرگونه عمل خلافشرع مقدس اسلام بدل شود. پلاژهایی که در گذشته وسیله استعمار و استثمار مردم بوده، باید از آن بهطور مشروط و مشروع و با حفظ حجاب اسلامی استفاده شود...» (۵) به این شکل اقدامات نظام در فساد زدایی از این مناطق و محلات، از یکسو با ورود کمیتههای انقلاب اسلامی به این محلههای بدنام و دستگیری سردستهها و از سوی دیگر ورود مردم انقلابی در قالب گروههای جهادی به همان مراکز برای نجات قربانیان و کودکان حاضر در آن، آغاز شد.
هم ساماندهی و پاکسازی و هم مجازات متخلفان
با گذشت زمان و تغییر مدیران ازسوی دولت موقت، سازمان بهزیستی هم به مجموع سه گروهی که به فکر حل معضل خانههای فساد بودند، اضافه شد. در این مرحله، دو سیاست در دستور کار دولت و قوه قضائیه قرار داشت. یکی گرفتن آمار و شناسایی همه ساکنان و قربانیان محلههای بدنام شهرهای مختلف و سپس در مرحله بعد، ساماندهی آنها در مراکز امن و دیگری محاکمه و مجازات سران و سردستهها ازسوی دادستانی انقلاب اسلامی. در بخش شناسایی و نجات قربانیان، گروههای جهادی و بانوان انقلابی، همکاریهای مهمی هم با کمیتههای انقلاب اسلامی داشتند و هم با سازمان بهزیستی. البته در این بخش، نیروهای کمیته انقلاب اسلامی جنوب غرب تهران - که شامل اعضای اصلی مسجد حضرت اباالفضل (ع) بودند- نقش اساسی را ایفا کردند. اعضای این مسجد که یکی از نزدیکترین مساجد به محله شهرنو بود، تحت نظارت آیتالله ایروانی که نماینده حضرت امامخمینی (ره) در جنوب تهران بود، سازماندهی شده بودند. البته به غیر از آیتالله ایروانی، آیتالله محمدی گیلانی و حجتالاسلام شیخ حسین انصاریان نیز به نوبه خود نقش بسیار مهمی در برگرداندن دختران و زنان قربانی شناسایی شده به زندگی و خانواده ایفا کردند. در ماههای خرداد و تیر ۱۳۵۸. ش و در روزنامههای مختلف، گزارشات و مصاحبههای زیادی از قربانیان این مراکز فساد چاپ میشد. قربانیان در این گفتوگوها، به ارتباط سردستهها با دربار و سران ساواک و حکومت پهلوی اشاره میکردند و درباره جنایات آنها در حق زنان و دختران قربانی، توضیحات مفصلی میدادند. مثلاً روزنامه کیهان در گزارشی با عنوان «دختران فریب خورده، جنایات آدم فروشان را افشا میکنند»، به شکل مبسوط وضعیت قربانیان محله بدنام شهرنو را شرح داد و در انتهای گزارش، از انتقال این دختران و زنان قربانی به خانههای امن تحت نظارت بهزیستی و دادستانی انقلاب خبر داد (۶). در آن زمان کمیتههای انقلاب اسلامی با همکاری خواهران جهادی، وظیفه داشتند تا از تمامی ساکنان محلههای بدنام آمار تهیه کنند؛ سپس این افراد (زنان، دختران و کودکان) بعد از دستهبندی، تحویل مراکز تعیین شده از سوی سازمان بهزیستی میشدند. به طور مثال بخش قابل توجهی از زنان و دختران شهرنو در تهران، به یک خانه امن مصادرهای (کاخ ثابت پاسال) در خیابان جردن (نلسون ماندلا) منتقل شدند که این خانه امن، ازسوی مدیران انقلابی بهزیستی اداره میشد که کار درمان زنان بیمار و ساماندهی آنها را برعهده داشت. همچنین در همان ماهها، خبر دستگیری و محاکمه سردستههای محلههای بدنام در شهرهای مختلف، در روزنامهها بازتاب زیادی داشت. به طور مثال خبر اعدام چهارسردسته مهم شهرنو در روزنامه جمهوری اسلامی، به شرح پیآمده منتشر شد: «روز گذشته شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی مرکز، به پرونده چهارمتهم رسیدگی و آنان را مفسد فیالارض شناخت و به اعدام محکوم کرد. این چهارنفر که سه نفر از آنها زن بودند، از مهرههای اصلی محله بدنام تهران (قلعه نو) بهشمار میرفتند. آنها سکینه قاسمی معروف به پری بلنده، زهرا مافیها معروف به اشرف چهارچشم و ثریا صاحب عدل افشاری معروف به ثریا ترکه نام داشتند. این سه نفر، متهم به خرید و فروش زنان و دختران و گسترش فحشا در سطح کشور با بیش از ۲۰ سال سابقه بودند. یکی دیگر از این مفسدین فیالارض، منصور باقریان نام داشت و متهم به تهیه و توزیع فیلمهای منافی عفت و وارد کردن ادوات جنسی و مواد محرکه جنسی به کشور بود... این شخص صاحب سینما و عشرتکدههایی نیز در سنندج میباشد. دادگاه پس از اقرار متهمان و شنیدن دفاعیات، وارد شور شد و آنان را محکوم به اعدام کرد. حکم اعدام دادگاه اسلامی، بامداد امروز در محوطه زندان قصر در مورد چهارمفسد فی الارض به اجرا درآمد» (۷)
همچنین خبر دستگیری سردسته محلهای بدنام در شهر کرمانشاه در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۵۸. ش، اینگونه در روزنامه جمهوری اسلامی درج شد: «خبرنگار روزنامه جمهوریاسلامی در کرمانشاه: ایران تلهوری معروف به ایران سیاه، بدکاره معروف که در خیابان خیام عشرتکده دایر کرده بود، ازسوی مجاهدین کمیته مرکزی دستگیر و تحویل زندان دیزل آباد شد. ضمناً کمیته مرکزی اعلام کرد، کسانی که از نامبرده شکایتی دارند، میتوانند شکایتنامه خود را تا تاریخ ۷ مرداد ۱۳۵۸ به کمیته مرکزی ارائه دهند.» یا خبر دستگیری طاهره معروف به اشرف در منطقه مهرشهر کرج؛ به گفته نامبرده، وی بیش از ۱۰۰ دختر را در منطقه قلعه اغفال و منحرف کرده بود. براساس خبر روزنامه، وی در مسیر انتقال به تهران، به پاسداران پیشنهاد دادنِ مبلغ ۳۳۰ هزار تومان را داده بود. او پس از انجام یک بازجویی کوتاه، به دادگاه انقلاب اوین منتقل شد (۸).»
فرجام محلههای بدنام
با ساماندهی قربانیان و تلاش برای درمان و برگرداندن ایشان به زندگی سالم از یک سو و محاکمه، زندانی و اعدام سردستههای محلههای بدنام از سوی دیگر ازسوی دادستانی انقلاب اسلامی؛ به دستور دادستان کل کشور یعنی شهید آیتالله علی قدوسی در مرداد ۱۳۵۸، مصادف با ماه رمضان، شهر نو تعطیل و پس از آن ماه نیز دیگر بازگشایی نشد. در مرحله بعد و با دستور مقامات قضایی کشور و با نیروی اجرای احکام دادستانی که در آن زمان کمیته انقلاب اسلامی جنوب تهران بود، کار تخریب محله شهرنو آغاز شد. در سالیان ابتدایی تخریب شهرنو، کمیتههای انقلاب اسلامی منطقه جنوب غرب تهران و کلانتریهای تابعه آن منطقه، تلاش بسیاری برای عدم ورود معتادان و افرادفاسد به منطقه مذکور را داشتند. اما بعد از مدتی و پس از تصویب در هیئت دولت، کل منطقه قلعه شهرنو در طرح بازسازی قرار گرفت. به طوریکه در منطقه وسیعی از آن و با کمک خیرین و حمایت دولت، بیمارستان بسیار بزرگ «فارابی» ساخته شد. برای ساخت این بیمارستان، هم از سهم امام استفاده شد، هم از بودجه عمومی کشور و هم خیرین کمکهای مالی شایانی کردند. همچنین بوستان بزرگ رازی در بخش دیگری از محله شهرنو، ازسوی شهرداری احداث شد و به این ترتیب در اطراف آن با احداث مراکز مسکونی و تجاری، تحولی بزرگ در بافت اجتماعی محله به وجود آمد.
کلام آخر
تجربه مدیریت صحیح و همراهی گروههای جهادی در مبارزه با فساد و فحشا و تخریب مراکز مربوط بدان در شهرهای مختلف ایران در دهه اول انقلاب اسلامی، درسی بزرگ برای امروز کشور فراهم کرد. تجربهای که نشان میدهد اگر ارادهای جدی برای مبارزه با فساد اخلاقی در جامعه ایجاد شود، میتوان با همکاری دستگاهها و نهادها، برنامهریزی صحیح و حمایت و همراهی مردم و گروههای جهادی و بسیجی به شکل عمیق و ریشهای با فساد رواج یافته ازسوی دشمنان نظام مبارزه کرد. مبارزهای که نظام جمهوری اسلامی را در جنگ فرهنگی با استکبار جهانی برای از بین بردن فساد و فحشا، به طرف برنده و پیروز بدل خواهد کرد.
منابع:
۱- شهری، جعفر، «طهران قدیم»، جلد سوم، انتشارات معین، چاپ دوم ۱۳۷۶. ش، صفحات ۳۹۴ تا ۳۹۷ و ۴۱۱ و ۴۱۲،
۲- لعل شاطری- وکیلی، مصطفی- هادی، مقاله «نقش روسپیان شهر نو در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲. ش»، فصلنامه گنجینه اسناد، شماره ۲۶، مورخ بهار ۱۳۹۵. ش
۳- همان
۴- حکیم الهی، مطلب «با من به شهر نو بیائید»، مجله خواندنی ها، مورخ ۱۷ آذر ۱۳۲۴. ش
۵- روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۳۰، مورخ ۱۳ تیر ۱۳۵۸. ش، صفحه ۶،
۶- روزنامه کیهان، شماره ۱۰۲۵۲، مورخ یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۵۸. ش، صفحه ۲،
۷_روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۳۶، مورخ ۲۱ تیر ۱۳۵۸. ش، ص ۱ و ۲،
۸- روزنامه جمهوری اسلامی، شماره ۱۰۰، مورخ ۸ مهر ۱۳۵۸. ش، ص ۸