تداوم جنگ علیه ایران و احتمال تشدید آن می تواند منافع دو قدرت رقیب، آمریکا و چین را همزمان تهدید کند؛ اختلال در صادرات نفت خلیج فارس و مسیرهای دریای سرخ، افزایش قیمت انرژی و بی ثباتی منطقه ای می تواند باعث جلوگیری از گسترش جنگ شود. جوان آنلاین:جنگ کنونی علیه ایران و روند آشفته تحولات آن، دریچه ای به سوی خطری بزرگ برای آمریکا و جهان گشوده است. در بهترین حالت، نتیجه این بحران می تواند مذاکراتی باشد که تحت تأثیر ملاحظات شخصی و سیاسی قرار دارند.
بخش هایی از این گزارش به شرح ذیل است:
شرایط به اندازه ای وخیم شده و پیامدهای آن برای اقتصاد جهانی چنان مخرب است که حتی چین، کشوری که معمولاً با دقت از ورود به مناقشات سایر کشورها پرهیز می کند، آمادگی خود را برای مشارکت در تلاش های میانجیگرانه با هدف پایان دادن به جنگ نشان داده است.
چین و آمریکا هر دو دلایل مهمی برای نگرانی درباره این بحران دارند و منافع مشترکی در حل آن و جلوگیری از تبدیل شدنش به یک بحران بزرگ تر دارند. همکاری مشترک واشنگتن و پکن می تواند به کنترل دقیق تر عرضه نفت از خلیج فارس و دریای سرخ و خسارت های جهانی ناشی از اختلال در این مسیرها کمک کند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا کنترل جنگ را از دست داده است. او در ابتدا اطمینان داشت که جنگ بیش از ۱۰۰ ساعت طول نخواهد کشید. ترور رهبر ایران قرار بود یا به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی منجر شود یا تهران را وادار به تسلیم کند. اما تحولات مطابق انتظار پیش نرفت.
ترامپ در روزهای نخست جنگ تهدید کرد که از نیرویی بی سابقه علیه ایران استفاده خواهد کرد، زیرساخت های انرژی این کشور را هدف قرار خواهد داد و حتی جزایر یا بخش هایی از خاک ایران را تصرف خواهد کرد. با این حال، او نتوانست هیچ یک از این تهدیدها را عملی کند؛ ظاهراً به دلیل نگرانی از واکنش ایران. فشار کشورهای منطقه، احتمال تلفات گسترده، تبعات اقتصادی جهانی و پیامدهای سیاسی داخلی نیز از عوامل بازدارنده بوده اند.
با این حال پس از انتخابات میان دوره ای کنگره، محاسبات ترامپ ممکن است تغییر کند. او که دیگر با محدودیت های انتخاباتی مواجه نیست و امید چندانی به موفقیت دیپلماسی، تحریم ها یا جنگ محدود ندارد، ممکن است به سوی تشدید سریع و گسترده درگیری حرکت کند.
اما تشدید گسترده جنگ احتمالاً مشکلات آمریکا را بیشتر خواهد کرد. ایران همچنان گزینه های قدرتمندی برای تشدید درگیری در اختیار دارد.
چین در این میان نقش مهمی می تواند ایفا کند. پکن پیش تر در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری میان ایران و عربستان نشان داد که می تواند از نفوذ خود برای رسیدن به توافق و تضمین اجرای آن استفاده کند. به همین دلیل چین می تواند در مذاکرات تهران و واشنگتن نیز نقش تضمین کننده ایفا کند؛ نقشی که عمان، قطر و پاکستان، با وجود تلاش هایشان، اهرم فشار کافی برای ایفای آن ندارند.
پیشنهاد اصلی این است که چین یک طرح مصالحه بر اساس تفاهم نامه اسلام آباد در ژوئیه ۲۰۲۶ و توافق هسته ای ۲۰۱۵ ارائه کند. این طرح می تواند شامل آتش بس دائمی در منطقه، بازگشایی دائمی تنگه هرمز، لغو محاصره آمریکا علیه ایران و تشکیل گروه های کاری برای دستیابی به توافق نهایی درباره موضوع هسته ای ایران باشد.
در نهایت، آمریکا و چین هر دو باید از همکاری استقبال کنند. در صورت نبود میانجیگری چین، احتمال تشدید جنگ افزایش می یابد و دور بعدی درگیری ممکن است از کنترل همه طرف ها خارج شود. انتخاب پیش روی واشنگتن و پکن در واقع میان «رهبری آمریکا یا مشارکت چین» نیست، بلکه میان همکاری ای است که هیچ یک از دو کشور لزوماً خواهان آن نیست و پیامدهایی است که هیچ کدام قادر به کنترل یا تحمل هزینه های آن نخواهند بود.