جوان آنلاین: هر سال در روز اعلام رتبههای برتر کنکور، نام چند جوان موفق در صدر خبرها مینشیند، عکسهایشان منتشر میشود، به آنها تبریک میگویند و داستان تلاش و پشتکارشان روایت میشود. این بخش شیرین ماجراست و نباید منکر تلاشها و پشتکار آنها شد، اما پشت قصه موفقیت این افراد، قصه تلخ و قدیمی دیگری دوباره سر برمیآورد، اینکه فرصت موفق شدن در نقطهبهنقطه کشور، برای همه به یک اندازه توزیع نشدهاست.
آزمون سراسری ۱۴۰۵ با حضور یک میلیون و ۷۰ هزار و ۲۴۱ داوطلب در ۴۱۵ شهر کشور برگزار شد، آزمونی که برخلاف سالهای گذشته، زیر سایه دو متغیر مهم قرار داشت، اول تأثیر قطعی سابقه تحصیلی و دوم شرایط خاص ناشی از جنگ تحمیلی، اما با اعلام فهرست رتبههای برتر اعلامشده، موضوع دیگری بیش از همه جلب توجه کرد، جغرافیای موفقیت افراد!
از میان ۴۰ رتبه برتر پنج گروه آزمایشی، ۲۱ نفر ساکن تهران هستند. یعنی پایتخت بهتنهایی ۵/۵۲ درصد از رتبههای برتر را در اختیار دارد (بیش از نیمی از آنها). این داده به روشنی نشان میدهد که محل زندگی افراد همچنان یکی از عوامل اثرگذار بر مسیر دستیابی به فرصتهای آموزشی برتر است!
اما با نگاهی دقیقتر به گروههای آزمایشی، تصویر روشنتری دیده میشود. در گروه علوم انسانی، ۶ نفر از ۱۰ رتبه نخست ساکن تهران هستند. در گروه زبانهای خارجی، سهم تهران به ۸۰ درصد میرسد، (یعنی چهار رتبه از پنج رتبه نخست). در گروه هنر، این تمرکز به نقطهای کمسابقه میرسد، هر پنج رتبه برتر از تهران هستند.
این اعداد و ارقام و درصدها نشان میدهد که استعداد در کشورمان کم نیست، اما مسیر شکوفایی استعدادها برای آیندهسازان این مرز و بوم هم یکسان نیست.
البته همه گروهها یک تصویر مشابه ندارند. علوم ریاضی و فنی، یک استثنای مهم است. از ۱۰ رتبه نخست این گروه، تنها دو نفر ساکن تهران هستند و هشت رتبه دیگر به شهرهایی مانند قائمشهر، آمل، بابل، تبریز، شیراز، کرمان، یزد و دیگر نقاط کشور اختصاص دارد. (البته که این شهرها نیز کیفیت آموزش مطلوبی دارند.)
هنوز از یادها نرفته که مصوبه تأثیر قطعی معدل با یک هدف مهم وارد نظام سنجش شد، اینکه نتیجه کنکور تنها به عملکرد چند ساعت آزمون وابسته نباشد و مسیر ارزیابی دانشآموزان عادلانهتر شود. در کنکور ۱۴۰۵، سابقه تحصیلی در گروههای ریاضی، تجربی و انسانی ۶۰ درصد سهم دارد و آزمون اختصاصی ۴۰ درصد، در گروههای هنر و زبانهای خارجی نیز سابقه تحصیلی ۳۰درصد و آزمون اختصاصی ۷۰ درصد سهم دارد.
اما همین سابقه تحصیلی و نمرهای که روی کارنامه یک دانشآموز ثبت میشود نیز حاصل مجموعهای از عوامل مانند کیفیت مدرسه، دسترسی به معلم توانمند، امکانات آموزشی، شرایط اقتصادی خانواده و محیط اجتماعی بوده است. موضوعی که حالا در نتایج نیز نمود پیدا کردهاست.
وقتی کیفیت آموزش در مناطق مختلف کشور فاصله قابلتوجهی با برخی مراکز برخوردارتر داشته باشد، این نگرانی شکل میگیرد که سیاستی با هدف نزدیکشدن به عدالت آموزشی، در شرایط نابرابر آموزشی، چیزی را تغییر ندادهاست، چراکه عدالت آموزشی تنها با تغییر شیوه سنجش محقق نمیشود، بلکه به کیفیت آموزش و فرصتهایی وابسته است که پیش از رسیدن دانشآموز به مرحله آزمون در اختیار او قرار گرفتهاست و گویی آقایان مسئول این اصل مهم را فراموش کردهاند.
اما دادههای کنکور ۱۴۰۵، یک نکته مهم دیگر هم دارد، اینکه در میان ۴۰ رتبه برتر، نامی از مناطق محروم کشور دیده نمیشود. بدون شک استعدادهای زیادی در این مناطق وجود دارد که بخش زیادی از آنها پیش از رسیدن به مرحله رقابت نهایی آزمون، به دلیل دسترسی نابرابر به امکانات آموزشی، فرصت شکوفا شدن پیدا نکردند.
بدون شک نتایج کنکور امسال را نباید فقط در میان نام رتبههای برتر و عدد و رقمها خلاصه کرد، چراکه این نتایج، بخشی از واقعیت آموزشی کشور را پیش روی ما گذاشتهاست. واقعیتی که البته سؤال مهمی را مقابل مسئولان و مدیران نظام آموزشی نیز قرار میدهد، اینکه در میان این همه استعداد در گوشهوکنار این مرز و بوم، چند نفر دیگر اگر فرصتها و امکانات آموزشی برابری در اختیار داشتند، میتوانستند امروز در میان همین نامهای برتر قرار بگیرند؟!