عطا پناهی، تهیهکننده و فعال حوزه سینمای کودک و نوجوان، با فیلم «حیدر نام من است» در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور دارد؛ اثری که تلاش کرده است با تلفیق عروسک و انیمیشن، روایتی تاریخی از نبرد خیبر را برای مخاطب کودک و نوجوان امروز به تصویر میکشد جوان آنلاین: عطا پناهی، تهیهکننده و فعال حوزه سینمای کودک و نوجوان، با فیلم «حیدر نام من است» در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان حضور دارد؛ اثری که تلاش کرده است با تلفیق عروسک و انیمیشن، روایتی تاریخی از نبرد خیبر را برای مخاطب کودک و نوجوان امروز به تصویر میکشد. پناهی در گفتوگو با «جوان» از چگونگی انتخاب تکنیک عروسکی، ضرورت برگزاری جشنواره کودک در شرایط بحرانی و همچنین نقش این رویداد در تداوم جریان تولید سینمای کودک و نوجوان سخن گفته است.
«حیدر نام من است» در جشنواره فیلم کودک امسال حضور دارد. این اثر از نظر تکنیک و شیوه اجرا چه ویژگیهایی دارد؟
در ساخت این اثر از عروسکهای میلهای استفاده کردیم. انتخاب این تکنیک به ما امکان میداد حرکت و بازی عروسکها کنترلشدهتر باشد و بهخصوص در صحنههای نمایشی و اکشن، میزانسنهای متنوعتری داشته باشیم.
از طرف دیگر، با توجه به اینکه قصه در فضای تاریخی و در جریان نبرد خیبر اتفاق میافتد، ساخت همه لوکیشنها به شکل فیزیکی هم بسیار پرهزینه بود و هم محدودیتهای زیادی برایمان ایجاد میکرد. به همین دلیل بخش مهمی از لوکیشنها، فضاهای پیرامونی و بکگراندها را با استفاده از جلوههای ویژه بصری ساختیم و بعد فضای واقعی عروسکها را با این جهان ترکیب کردیم. در واقع تلاش کردیم مرز میان فضای عروسکی و فضای دیجیتال خیلی به چشم نیاید و مخاطب بعد از چند دقیقه این ترکیب را بپذیرد و وارد جهان قصه شود.
این شیوه چه امکاناتی از نظر بصری در اختیار شما قرار داد؟
این شیوه دست ما را از نظر بصری نیز باز گذاشت، زیرا میتوانستیم مقیاس فضا را بزرگتر کنیم و برای صحنههای مربوط به قلعه، میدان نبرد و فضای تاریخی، تصویری بسازیم که با امکانات یک دکور عروسکی صرف، رسیدن به آن دشوار بود. در نهایت، تکنیک برای ما هدف نبود. ابزاری بود برای اینکه بتوانیم یک قصه تاریخی و حماسی را با زبان عروسکی و به شکلی جذابتر برای کودک و نوجوان روایت کنیم.
ایده ساخت «حیدر نام من است» از کجا شکل گرفت؟
حوزه کودک و نوجوان برای من یک فعالیت مقطعی یا حاشیهای نبوده و چند سال است که به شکل جدی در این حوزه کار میکنم و همچنان دوست دارم تجربههای تازهتری داشته باشم. «حیدر نام من است» از یک دغدغه ساده شروع شد. اینکه چطور میشود قصهای مثل خیبر را برای بچههای امروز تعریف کرد، به شکلی که فقط شنونده یک واقعه تاریخی نباشند، بلکه وارد قصه شوند و آن را تجربه کنند. برای همین از همان ابتدا نمیخواستیم فیلم تبدیل به یک روایت مستقیم تاریخی یا آموزشی شود. دوست داشتیم بچهها ابتدا با یک قصه جذاب و ماجراجویانه روبهرو شوند؛ با آدمهایی که میترسند، امیدوار میشوند، شجاعت به خرج میدهند و انتخاب میکنند. شخصیت سعید نیز از همینجا شکل گرفت. نوجوانی که دلش میخواهد خودش وسط ماجرا باشد. ما تا حد زیادی از زاویه نگاه او وارد این جهان میشویم و همراه او به نقطه اصلی قصه، یعنی حضور حضرت علی (ع) در نبرد خیبر، میرسیم.
چرا تصمیم گرفتید روایت تاریخی فیلم را با فرم عروسکی و انیمیشن ارائه کنید؟
برایمان بسیار مهم بود که فرم فیلم نیز برای کودک و نوجوان امروز جذاب باشد. به همین دلیل سراغ ترکیب عروسک و انیمیشن رفتیم. عروسک یک حس واقعی، گرم و دوستداشتنی به شخصیتها میدهد و انیمیشن دست ما را باز میگذارد تا بخشهایی از قصه را بزرگتر، حماسیتر و خیالانگیزتر کنیم.
در واقع این تلفیق فقط یک تکنیک نیست، بلکه بخشی از جهان فیلم است. در نهایت چیزی که برای من اهمیت داشت این بود که مخاطب نوجوان بعد از دیدن فیلم احساس نکند یک درس تاریخ دیده است. دوست دارم بگوید یک قصه هیجانانگیز دیده، با شخصیتهایش همراه شده و شاید بعد از تمام شدن فیلم، کنجکاو شده است که بیشتر درباره این آدمها و این بخش از تاریخ بداند. اگر این اتفاق بیفتد، فکر میکنم فیلم به هدف اصلی خودش رسیده است.
در شرایط بحرانی و جنگی، برگزاری جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان چه ضرورتی دارد؟
به نظرم اتفاقاً در شرایط بحرانی و جنگی، برگزاری جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان ضرورت بیشتری پیدا میکند، چون در چنین شرایطی معمولاً اولین چیزی که فراموش میشود، جهان کودکان است. ما بزرگترها درگیر خبر، تحلیل، نگرانی و اتفاقات روزمره میشویم، اما کودک نیز همه این اضطرابها را میبیند و احساس میکند؛ حتی اگر نتواند درباره آنها حرف بزند. به نظرم سینما و هنر میتوانند در چنین فضایی یک پناهگاه عاطفی برای کودک بسازند؛ جایی که دوباره بتواند خیالپردازی کند، بخندد، هیجانزده شود و برای مدتی از فضای سنگین اطرافش فاصله بگیرد.
در چنین شرایطی سینمای کودک باید به طور مستقیم به جنگ بپردازد یا بهتر است کودک را از فضای بحران دور کند؟
معتقدم وظیفه سینمای کودک این نیست که بحران و جنگ را انکار کند یا کودک را در یک فضای کاملاً مصنوعی نگه دارد. اتفاقاً میشود درباره ترس، فقدان، شجاعت، دوستی، امید و حتی جنگ با بچهها حرف زد، اما با زبان و زاویه دید خودشان و بدون اینکه اضطراب بیشتری به آنها تحمیل کنیم. با این نگاه جشنواره کودک فقط یک رویداد سینمایی نیست. در شرایط سخت، برگزاری چنین رویدادی یک پیام مهم دارد؛ اینکه با وجود همه اتفاقاتی که در دنیای بزرگترها میافتد، زندگی، تخیل، شادی و رؤیاهای بچهها هنوز اهمیت دارد.
جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان چه نقشی در رشد و تداوم سینمای کودک دارد؟
به نظرم جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان فقط محلی برای نمایش چند فیلم و اهدای جایزه نیست. اگر درست به آن نگاه کنیم، میتواند یکی از مهمترین حلقههای چرخه تولید سینمای کودک باشد.
سینمای کودک برای زنده ماندن نیاز به یک جریان مستمر دارد. فیلم باید ساخته شود، دیده شود، دربارهاش گفتوگو شود و سازنده بازخورد مخاطب واقعیاش را بگیرد. جشنواره یکی از معدود جاهایی است که فیلمساز میتواند اثرش را در کنار بچهها ببیند و واکنش مستقیم آنها را تجربه کند. گاهی چند دقیقه نشستن در سالن و دیدن اینکه بچهها کجا میخندند، کجا هیجانزده میشوند و کجا ارتباطشان با فیلم قطع میشود، برای یک فیلمساز از دهها جلسه کارشناسی آموزندهتر است.
از طرف دیگر، استمرار جشنواره به تهیهکننده و فیلمساز این پیام را میدهد که سینمای کودک هنوز یک جریان جدی و دارای مخاطب است و ارزش سرمایهگذاری و تجربه کردن دارد. جشنواره میتواند محل کشف استعدادهای تازه، شکلگیری ایدهها و همکاریهای جدید و همچنین دیده شدن آثاری باشد که شاید در چرخه معمول اکران و پخش فرصت چندانی پیدا نکنند. مهمتر از تعداد فیلمهایی که هر سال در جشنواره نمایش داده میشوند، این است که جشنواره بتواند انگیزه ساخت فیلم بعدی را ایجاد کند. اگر فیلمساز بعد از جشنواره با شناخت بهتر مخاطب و انگیزه بیشتری سراغ اثر بعدی برود، آن وقت جشنواره واقعاً در ارتقای سینمای کودک نقش داشته است. اگر میخواهیم سینمای کودک رشد کند، فقط نباید درباره ضرورت تولید حرف بزنیم؛ باید فضایی هم وجود داشته باشد که این آثار دیده شوند، نقد شوند و مخاطبشان را پیدا کنند. جشنواره میتواند دقیقاً همان نقطه اتصال میان فیلمساز، اثر و کودک باشد.