عجز و ناتوانی سعودیها در برابر اقدامات یمنیها و رد شدن درخواست سعودیها از سوی امریکا و برخی کشورهای دیگر، حتی سوریه، برای مشارکت در عملیات نظامی علیه یمنیها نشان میدهد که بنیانهای وابسته و برونگرای قدرت به چه میزان لرزان و در لحظههای حساس و حیاتی غیرقابلاتکا هستند. عجز و ناتوانی سعودیها در برابر اقدامات یمنیها و رد شدن درخواست سعودیها از سوی امریکا و برخی کشورهای دیگر، حتی سوریه، برای مشارکت در عملیات نظامی علیه یمنیها نشان میدهد که بنیانهای وابسته و برونگرای قدرت به چه میزان لرزان و در لحظههای حساس و حیاتی غیرقابلاتکا هستند. در توضیح باید گفت که سعودیها و دیگر کشورهای منطقه سالها با رؤیای اتکا به قدرت نظامی امریکا، وابستگیهای عمیق دفاعی، اقتصادی و سیاسی به امریکا پیدا کرده و حتی میتوان گفت که در این زمینه، گرفتار نوعی اعتیاد ذهنی و روانی به امریکا شده و لحظات بدون امریکا را نمیتوانند تصور کنند. با این حال، همانگونه که رخدادهای اخیر، بهویژه جنگ رمضان، ناتوانی امریکا در حفاظت از پایگاههای خود در خاک این کشورها را به اثبات رساند و از آن درس عبرت نگرفتند، بار دیگر در جریان تحولات جاری در جبهه یمن، پس از ناتوانی سعودیها در برابر یمنیها، آنها از امریکا تقاضای کمک و مشارکت در حمله به یمنیها را کردهاند که البته با رد این تقاضا از سوی امریکا مواجه شدهاند.
آنچه در تحولات منطقه در جبهه سعودیها در جریان است، یک روی سکه بوده و روی دیگر سکه، تحولات مربوط به ایران و مقاومت است که ماهیت و کیفیت متفاوتی دارد. بدین ترتیب که ایران و مقاومت با اتکا به تواناییهای درونی و بومی خود برای دستیابی به قدرت دفاعی تلاش کردهاند و امروز در موقعیت حساس مقابله با امریکا و رژیم صهیونیستی، به دریوزگی از هیچ کشوری روی نیاوردهاند. مبتنی بر این مهم است که ایران در برابر حملات ابرقدرت جهان، نهتنها شکست نخورد، بلکه مقاومت موفقی را ارائه داده که تمام گزینههای دشمن را با بنبست مواجه کرده است. بهراستی اگر ایران در برابر حملات امریکا از استقلال دفاعی برخوردار نبود، چه بلایی سر ایران میآمد؟ پاسخ تقریباً واضح است؛ اتفاقات تلخی که در ابتدای دوره قاجار به دلیل ضعف دفاعی بر ایران تحمیل شد که همراه با نقض تمامیت ارضی، حاکمیت و استقلال ایران، تحقیر ایرانیان و وجهالمصالحه قدرتهای بزرگ قرار گرفتن بود، بار دیگر بر ایران تحمیل میشد.
بنابراین، میتوان گفت که ایران اسلامی در تلاش برای دستیابی به اقتدار دفاعی در مسیر درست تاریخ قرار گرفته و اگر سالها قبل به فرضیات اثباتنشدهای، چون «دنیای امروز دنیای گفتمانهاست نه موشکها» عمل میشد، معلوم نبود که ایران اکنون در زیر لگد سربازان دشمن چه وضعیتی داشت. همین موضوع نشان میدهد که جمهوری اسلامی با فهم درست از مسائل ایران، نقطه آغاز تحقق ایران قوی را متمرکز بر حوزه دفاعی تعریف کرده است؛ زیرا هرگونه اقدامی برای توسعه و تحقق ایران قوی، در نبود اقتدار دفاعی، سرابی بیش نیست. کما اینکه بهدلیل تحولات جاری در جبهه سعودیها، آنها حتی به مزایده برخی تجهیزاتی که برای پروژه نئوم خریداری کرده بودند، اقدام کردهاند. این همان الگوی شکستخورده امریکا برای کشورهای منطقه است که امام شهید (ره) متذکر شدند؛ الگویی که توسعه وابسته و برونزا بوده و هیچگاه نمیتواند ارمغانآور بنیانهایی قابلاتکا برای قدرت ملی باشد.
از اینرو، میتوان گفت که در ورای تحولات جاری در منطقه، شاهد نمایش دو الگوی توسعه بومیگرا و درونزا از سوی ایران و مقاومت و الگوی توسعه وابسته و برونگرا از سوی کشورهای عربی منطقه بهویژه سعودیها هستیم که در سایه این تحولات، اعتبار و عیار هر کدام از الگوها مورد آزمایش قرار گرفته است. ایران و مقاومت در حالی که زیر شدیدترین تحریمها و فشارها قرار داشتهاند، اما ابرقدرت را هم شکست داده و بهخوبی تاب آوردهاند، اما کشورهایی، چون سعودیها که الگوی توسعه وابسته را در پیش گرفتهاند، امروز در منجلابی گرفتار شدهاند که راه برونرفتی، چون شکست برای آنها قابلتصور نیست.