باند چهارنفره سارقان حرفهای که ماهها با خاموش کردن دوربینهای مداربسته و خودروهای پلاکمخدوش به خانههای تهران دستبرد میزدند، پس از دو سرقت مسلحانه شناسایی شدند. دو صاحبخانه که از تیراندازی سارقان جان سالم به در برده بودند، چهره یکی از متهمان را به پلیس دادند جوان آنلاین: باند چهارنفره سارقان حرفهای که ماهها با خاموش کردن دوربینهای مداربسته و خودروهای پلاکمخدوش به خانههای تهران دستبرد میزدند، پس از دو سرقت مسلحانه شناسایی شدند. دو صاحبخانه که از تیراندازی سارقان جان سالم به در برده بودند، چهره یکی از متهمان را به پلیس دادند.
فروردینماه سال ۱۴۰۳ بود که مأموران پلیس تهران با شکایتهای سریالی شهروندان درباره سرقت از خانههایشان روبهرو شدند. با توجه به شباهت شیوه سرقتها، تحقیقات تخصصی برای شناسایی سارقان آغاز شد.
بررسیهای فنی نشان داد اعضای یک باند چهارنفره، بهصورت حرفهای خانههای مسکونی را شناسایی کرده و پس از ورود به آنها، پول، طلا، سکه و دیگر اموال باارزش را سرقت میکنند. سارقان پس از اجرای نقشه خود نیز بدون برجا گذاشتن ردی از خود، محل را ترک میکردند.
یکی از نخستین شاکیان، مرد تاجری بود که پس از بازگشت از سفر متوجه سرقت از خانهاش شد. او در شکایت خود به مأموران گفت: «چند روز قبل همراه خانوادهام به مسافرت رفته بودم. وقتی به تهران برگشتیم، متوجه شدیم سارقان وارد خانه شدهاند. آنها تمام طلاها، سکهها و پولهایم را از داخل گاوصندوق سرقت کرده بودند. حتی دوربینهای مداربسته را هم از کار انداخته بودند تا ردی از خودشان باقی نگذارند.»
پلاک مخدوش و صورتهای پوشیده
در حالی که روزبهروز بر تعداد شاکیان افزوده میشد، مأموران با بررسی شیوه فعالیت سارقان متوجه شدند اعضای این باند برای مخفی ماندن هویتشان از روشهای مختلفی استفاده میکنند.
آنها با خودروهایی دارای پلاک مخدوش در اطراف خانههای مورد نظر تردد کرده و هنگام سرقت صورتهای خود را میپوشاندند. همچنین اگر خانه یا ساختمان مورد نظر به دوربین مداربسته مجهز بود، ابتدا دوربینها را از کار میانداختند و سپس وارد ساختمان میشدند. این اقدامات باعث شده بود تصاویر و سرنخهای محدودی از سارقان در اختیار پلیس قرار گیرد و شناسایی آنها با دشواری روبهرو شود.
رویارویی با صاحبخانهها
تحقیقات برای شناسایی سارقان ادامه داشت تا اینکه وقوع دو سرقت، مسیر پرونده را تغییر داد.
سارقان در جریان دو سرقت جداگانه، حین سرقت با صاحبان آنها روبهرو شدند. اعضای باند که در آن لحظه صورتهایشان را نپوشانده بودند، برای ترساندن صاحبخانهها سلاح به دست گرفته و اقدام به تیراندازی کردند.
با این حال، هر دو صاحبخانه از این حوادث جان سالم به در بردند. دو مالباخته نیز در جریان تحقیقات به مأموران اعلام کردند که چهره یکی از سارقان را به خاطر دارند.
چهرهنگاری و شناسایی فرزاد
اظهارات این دو مالباخته سرنخ مهمی در اختیار مأموران قرار داد. کارآگاهان با کمک آنها اقدام به چهرهنگاری از یکی از سارقان کردند.
تصویر بهدستآمده شباهت زیادی به مردی سابقهدار به نام فرزاد داشت؛ متهمی که سابقه سرقت در پروندهاش داشت و مدتی قبل از زندان آزاد شده بود.
در ادامه تحقیقات، مأموران دریافتند فرزاد پس از آزادی از زندان، همراه سه نفر از بستگانش که همگی اهل یکی از شهرهای غربی کشور بودند، باندی برای سرقت تشکیل داده و به صورت سریالی به خانههای تهران دستبرد میزنند.
بازداشت اعضای باند
با بهدست آمدن این اطلاعات، مخفیگاه متهمان شناسایی شد و مأموران در عملیاتی جداگانه، چهار عضو این باند را یکی پس از دیگری دستگیر کردند.
متهمان پس از انتقال به پلیس و در جریان بازجوییها به سرقتهای سریالی از خانههای تهران اعتراف کردند.
تحقیقات از اعضای این باند برای شناسایی سایر سرقتهای احتمالی و مشخص شدن میزان اموال سرقتشده همچنان ادامه دارد.
اسلحه داشتیم، اما قصد کشتن کسی را نداشتیم
فرزاد، مرد ۴۰ سالهای که چندین سابقه کیفری در پروندهاش دارد، در جریان بازجوییها به حمل و استفاده از سلاح در سرقتها اعتراف کرد، اما مدعی شد که اعضای باند اسلحه را برای ترساندن مالباختگان همراه داشتند و قصد آسیب رساندن یا کشتن کسی را نداشتند.
فرزاد، چند بار به اتهام سرقت به زندان افتادهای؟
فکر میکنم چهار بار. البته با این پرونده، میشود پنج بار.
چه شد که بعد از آزادی دوباره سرقت را شروع کردی؟
آخرین بار که به اتهام سرقت دستگیر شدم، حدود چهار سال و نیم در زندان بودم. ابتدای سال ۱۴۰۳ آزاد شدم، اما دوباره تصمیم گرفتم باند تشکیل بدهم و سرقت کنیم. چون کار دیگری بلد نبودیم.
اعضای باند را از کجا میشناختی؟
همه ما با هم فامیل هستیم؛ پسرعمو، پسرعمه و پسرخالهام بودند.
شیوه سرقتهایتان چگونه بود؟
از شهرستان راهی تهران میشدیم و پس از سرقت از چند خانه، دوباره به شهرستان برمیگشتیم. معمولاً یک هفته استراحت میکردیم تا اوضاع آرام شود و بعد دوباره برای سرقت به تهران میآمدیم.
چه اموالی سرقت میکردید؟
فقط پول، طلا و سکه. در باز کردن گاوصندوق هم مهارت داشتیم.
چرا با خودتان اسلحه حمل میکردید؟
یک بار بعد از سرقت، در مسیر بازگشت از تهران به شهرستان، چند راهزن جلوی ما را گرفتند و تمام اموالی را که سرقت کرده بودیم، از ما گرفتند. بعد از آن تصمیم گرفتیم برای محافظت از خودمان اسلحه همراه داشته باشیم.
اما در جریان سرقتها از اسلحه استفاده کردید؟
بله. در دو مورد وقتی صاحبخانهها سر رسیدند، برای ترساندن آنها تیراندازی کردیم. قصد آسیب زدن به کسی را نداشتیم و فقط میخواستیم آنها را بترسانیم.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
نه، فکر نمیکردم به این زودی دستگیر شویم. چون همه جوانب را در نظر گرفته بودیم و سعی میکردیم هیچ ردی از خودمان به جا نگذاریم.